محمد صابری؛ رها، از همان زمان انتشار فهرست فیلمهای راهیافته به جشنواره چهلوچهارم، یکی از توجهبرانگیزترین آثار که بعدتر توانست در ترکیب فیلمهای رکورددار پیشفروش بلیتهای مردمی این دوره از جشنواره هم قرار بگیرد، فیلم «زندهشور» بود. فیلمی که بعد از «علفزار» دومین تجربه کاظم دانشی در مقام کارگردان محسوب میشود و از منظر حالوهوای دادگاهی و ارتباط با پروندههای قضایی واقعی، در ادامه تجربههای قبلی از فیلمنامهنویس، تهیهکننده و کارگردان قرار میگیرد. به بهانه رونمایی از فیلم تازه کاظم دانشی، گفتوگویی با او داشتیم.
◉ در جشنواره امسال شاهد حضور سه فیلم «زندهشور»، «اردوبهشت» و «گیس» هستیم که شما در هر یک به نوعی نقش محوری داشتهاید. از این تنوع فعالیتهایتان در سالهای اخیر شروع کنیم و اینکه چقدر برای این فعالیتهای متنوع در حوزه تهیهکنندگی، فیلمنامهنویسی و کارگردانی، برنامه از پیش طراحی شده دارید؟
واقعیت این است که اولویت اصلیام در عرصه سینما، تهیهکنندگی است و در دو فیلم از این سه فیلم یعنی «زندهشور» و «اردوبهشت» هم تهیهکننده بودهام. در نگارش فیلمنامه هر سه فیلم هم مشارکت داشتم. در حال حاضر هم برنامه اصلیام همین است که در مسیر تهیهکنندگی فعالیتهایم را ادامه دهم تا ببینم در آینده چه پیش میآید.
◉ اولویت تهیهکنندگی نسبت به کارگردانی، ارتباطی با تجربه فیلم اولتان یعنی «علفزار» دارد؟
نه، از ابتدا دغدغه اصلیام تهیهکنندگی بوده و به نوعی کارگردانی «علفزار» و «زندهشور» در این مسیر برایم پیش آمده است.
◉ این دغدغه در حالی است که به استناد همان تجربه اول، در میان همنسلانتان جزو کارگردانان مستعد شناخته میشوید و تصور میکردیم تبدیل به کارگردان پرکاری هم خواهید شد.
در درجه اول که این برداشت و نگاه، حاصل لطف شما و سایر دوستان رسانهای است، اما رویکرد اصلی و دغدغهام همواره تهیهکنندگی بوده و همچنان هم همین است. به نظر شخصیام هم تهیهکنندگی، جایگاه مهمتری نسبت به کارگردانی در شکلگیری کلی یک پروژه دارد چرا که چیدمان کلی یک پروژه برعهده تهیهکننده است.
◉ سالهاست که در سینمای ایران صحبت از غفلت نسبت به جایگاه واقعی «تهیهکنندگی» میشود و جالب است که بهعنوان یک سینماگر جوان، این نگاه را تبدیل به شاخص خود برای فعالیت در سینما کردهاید.
از قدیم در سینمای ایران چنین نگاه نمایندگانی داشته است. از دهههای هفتاد و هشتاد میتوان ردپای تهیهکنندگان مولف را در سینمای ایران دید و میدانیم در سینمای دنیا هم همین شرایط وجود دارد. در چند سال اخیر به دلیل مباحث اقتصادی، تهیهکنندگانی وارد میدان سینما شدهاند که دغدغه اصلیشان اقتصاد و تولید است. این اتفاق میتواند خوبیها و بدیهای خودش را داشته بشد و قضاوتی درباره آن ندارم اما علاقه خودم به همان سبک تهیهکنندگی کلاسیک و مولف است. کارنامه منوچهر شاهسواری در مقام تهیهکننده و یا منوچهر محمدی در سینمای ایران بهوضوح مصداق همین رویکرد است. این نگاه سالهاست که در سینمای ایران رشد پیدا نکرده و مأموریت اصلی تهیهکنندگان تأمین سرمایه شده است. با همین دغدغه است که بهصورت جدی تهیهکنندگی را دنبال میکنم و اگر کارگردانی را هم تجربه کردهام، به این دلیل بوده که ثابت کنم نگاه هنری هم دارم و میتوانم در مقام تهیهکننده هم حضور موثری برای افزایش کیفیت فیلمها داشته باشم. تجربهای که در کنار محمد داودی در «اردوبهشت» به بهترین شکل رقم خورد و خروجی شایستهای هم داشته است.
◉ یکی دیگر از وجود اشتراک آثار شما تا به امروز و حتی همین سه فیلم حاضر در جشنواره امسال، نسبت آنها با پروندههای قضایی و واقعی است. در این زمینه هم پروژهای شخصی برای خود تعریف کردهاید و در ادامه هم همین مسیر را در سینما دنبال میکنید؟
این کاری است که آن را بلد شدهام و ژانرها و قصههای دیگری که به من پیشنهاد میشود، صادقانه نظرم را جلب نمیکند. در این حوزه سالها کار کردهام و حتی فیلم مستند ساختهام و احساس میکنم نسبت به ژانرها و موضوعات دیگر، تسلط بیشتری روی آن پیدا کردهام. این مسیر تبدیل به امضای کارنامهام شده است و شاید دیگران بهصورت موردی سراغ این دست سوژهها بیایند و بعد سراغ قالبهای دیگر سینمای اجتماعی بروند اما شخصا معتقدم ژانر جنایی و دادگاهی در سینمای ایران مغفول مانده و در همین سالها شاهد بودیم که این ژانر مورد اقبال مخاطب هم قرار میگیرد. هم «بیبدن» و هم «علفزار» بازخوردهای خوبی از سوی مخاطب گرفت و همین امسال هم خودم سریالی تحت عنوان «کوری» تهیه کردم که به کارگردانی سجاد پهلوانزاده آماده شده و بهزودی به پخش میرسد.
◉ مشکل این سریال برای عرضه در شبکه خانگی حل شده است؟
بله. در مسیر پخش قرار دارد و احتمالا بعد از سریال «وحشی» روی پلتفرم فیلمنت عرضه میشود.
◉ چقدر برای یافتن سوژه از میان پروندههای قضایی واقعی وقت میگذارید و آیا برنامه مشخصی برای پژوهش و بررسی این دست سوژهها دارید؟
واقعیت این است که این جریان تبدیل به بخشی از زیست من شده است. از چند سال پیش، بهصورت روزانه در راهروهای دادگاه و پاسگاهها تردد دارم و مدام در معرض پروندههای قضایی و گفتوگو با وکلای مختلف هستم. گاهی با خانوادههای درگیر در پروندهها مصاحبه میکنم و از این منظر ارتباط مستمری با این دست سوژهها دارم. گاهی هم پیش میآید که روی یک سوژه دست میگذارم و کار میکنم اما از جایی به بعد احساس میکنم که ظرفیت کافی برای پرداختن داستانی ندارد. یعنی همیشه هم همه سوژهها به سرانجام نمیرسد.
◉ همه مواردی که سراغ آن میروید هم انتخاب شخصی خودتان است؟
بله کاملا.
◉ در این میان سوژههایی مانند «علفزار» و یا همین فیلم «زندهشور» چه ویژگیای دارند که به رغم علاقهتان به تهیهکنندگی، خودتان روی کرسی کارگردنیاش تکیه میزنید؟
داستان «زندهشور» در یک شب تا صبح و در یک زندان روایت میشود و درباره پنج محکوم به اعدام است. فضای کلی این فیلم فضایی متفاوت از فیلمهای مرسوم دادگاهی و جنایی دارد و از آنجایی که اشاره کردم سالهاست این فضا را زیست کردهام، احساس کردم لحظات مربوط به یکی دو ساعت پایانی محکومین به اعدام را به خوبی میشناسم و فضایی نیست که دیگران بتوانند به اندازه خودم روی آن تسلط داشته باشند. به همین دلیل هم ترجیح دادم که خودم آن را کارگردانی کنم.
◉ در موعد نمایش فیلم «علفزار» تأکید داشتید که داستان فیلم برگرفته از چند پرونده قضایی واقعی است. اینبار هم پای پنج اعدامی در داستان «زندهشور» در میان است، آیا همه این داستانها برگرفته از پروندهای واقعی است؟
بله در این فیلم هم روایت سرنوشت واقعی پنج فرد محکوم به اعدام را تصویر کردهایم.
◉ این ارتباط با سوژههای واقعی، امکان دارد مانند تجربه «بیبدن» حاشیههایی را برای «زندهشور» به همراه داشته باشد؟
در فیلم «بیبدن» قصه مربوط به یک پرونده مشخص و معروف بود که واکنشهایی به همراه داشت. اما در «زندهشور» با پروندههای مختلف که بعضی مربوط به سالهای مختلف است مواجهیم که ذهن مخاطب را به سمت سوژه واقعی خاصی معطوف نمیکند. همه این پروندهها داستانهایی منحصربهفرد دارند.
◉ در مسیر پرداختن به این سوژهها طبیعتا نسبت نزدیکتری هم با دستگاه قضا پیدا کردهاید. چگونه این آثار را مدیریت میکنید که در تولید و پخش با دستاندازهایی مانند توقیف مواجه نشوید؟
(با خنده) معمولا مواجه میشویم! واقعیت این است که هر سوژهای را که آغاز میکنیم، همه چیز گویی از ابتدا شروع میشود. در این سالها طبیعتا هر دو طرف به تجربههای تازهای رسیدهایم و شاید در مواردی مواضع تعدیل هم شده باشد. در یک فرآیند آزمون و خطا در حال پیشرفت هستیم اما هر بار چه در مرحله فیلمنامه و چه در مرحله پخش، دردسرهایی هم داریم.
◉ یکی از ویژگیهای «زندهشور» ترکیب بازیگران اصلی آن است، کمی درباره این ترکیب توضیح میدهید؟
قصه ما پنج اعدامی دارد که برای ما مهم بود هر پنج کاراکتر بازیگر شاخص داشته باشند. حامد بهداد، امیر جعفری، محمد ولیزادگان، عرفان ناصری و حسین پورکریمی برای این نقشها انتخاب شدند. برای نقش قاضی اجرای احکام هم بهرام افشاری را انتخاب کردیم. شبنم مقدمی هم برای اولینبار نقش یک معاون دادستان زن را در یک فیلم ایفا میکند. برای خانواده این اعدامیها و شاکیان آنها هم بازیگران دیگری مثل سارا بهرامی، صدف اسپهبدی، رویا جاویدنیا و دیگر دوستان انتخاب شدند. دلیل این انتخابها هم طبیعتا توانمندی هر یک از این بازیگران بود که برای همهمان ثابتشده است. از طرف دیگر هم دوست داشتم نقشهای متفاوتتری را به آنها بدهم، مثلا شاید اولین تصور از ترکیب بازیگران این بود که بهرام افشاری باید یکی از اعدامیها باشد اما ترجیح دادم پیشنهاد متفاوتتری به او بدهم که هم برای خودم و هم برای بهرام، یک چالش باشد.
◉ بهعنوان سینماگری که در این دوره از جشنواره فیلم فجر با سه فیلم حضور دارید، کمی از شرایط امروز این رویداد و مرزیندیهایی که در خانواده سینمای ایران برسر حضور یا عدم حضور در آن شکل گرفته است هم میگویید.
اول اینکه این شاید از بدشانسی من باشد که در سال پرکاریام، شرایط به این گونه رقم خورده است اما معتقدم مانند همه سختیهای دیگر، باید این دوران را هم سپری کنیم. برای من اصل سینما و خانواده سینما است و وقتی میخواهیم دست به تصمیم بزنیم باید همه این خانواده را در نظر بگیریم. در هر شرایطی باید سینمایی وجود داشته باشد تا درباره آن صحبت کنیم. من بهعنوان یک تهیهکننده، وظیفه حقوقی هم نسبت به همکارانم دارم و نمیتوانم بهصورت شخصی درباره همه چیز تصمیم بگیرم. در این چند روز هم با خیلی از بچهها گپ زدهایم. بالاخره برخی از بچهها حال دلشان خوب نیست و در مواردی هم فشارهای بیرونی قابل کتمان نیست. فضای مسمومی بهوجود آمده که گویی همه بهدنبال فرصت بروز خشم خود هستند. از نگاه من چه کسانی که در فجر حضور دارند محترم هستند و چه آنهایی که نیامدهاند. در این بحران نباید بهدنبال قضاوت کردن یکدیگر باشیم و امیدمان باید این باشد که از این ایام عبور کنیم.
◉ امسال هم شایعه شده که فیلم «اردوبهشت» با مشکلاتی مواجه شده و حتی زمزه توقیف آن به گوش میرسد. این ماجرا صحت دارد؟
فیلمنامه «اردوبهشت» را ما چهار سال پیش با محمد داودی نوشتیم که تولید آن به حوالی ۱۴۰۱ افتاد و به دلیل اتفاقات آن سال پروانه ساخت نگرفت. از آنجایی که داستان فیلم درباره جان دادن چند دختر است، گفتند شباهتهایی با ماجراهای آن سال دارد. آن سوژه ماند تا امسال که باردیگر سراغ آن رفتیم و حوالی تابستان پروانه ساخت آن را گرفتیم و پاییز ضبط را شروع کردیم. حالا اتفاقات اخیر دیماه پیش آمده که باردیگر قرابتها و نزدیکیهایی با فضای فیلم پیدا کرده و باعث دستاندازهایی برای حضور فیلم در جشنواره شد.
◉ الان این سوءتفاهمها رفع شده است؟
هنوز مذاکرات ادامه دارد و انشاله به زودی مشکلش حل میشود.