سه شنبه, ۲۹ اردیبهشت , ۱۴۰۵ - ۱۹ می ۲۰۲۶

درباره تمرین‌هایی برای یک انقلاب

دوپینگ توجه برای ترامپ
146

رها| میلاد جلیل‌زاده: «فکر می‌کنم اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم، می‌بینیم که همیشه این ساختار قدرتِ پدرسالارانه و به‌شدت عمودی وجود داشته است که تحت آن برخی رژیم‌ها همواره برای مردم ایران تصمیم گرفته‌اند و مردم نتوانسته‌اند هیچ تصمیمی برای خود بگیرند. بنابراین آنچه اکنون نیاز دارند، این است که خودشان این قدرت را در دست داشته باشند. این که فعال شوند، عاملیت خود را به دست آورند.»

آیا این جملات می‌تواند بخشی از گفتگوی یک رسانه سینمایی مثل ورایتی با کارگردان یکی از فیلم‌های جشنواره کن باشد؟ این گفتگو سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت‌ماه منتشر شد و چند روز بعد، در ۲۶ اردیبهشت، حدود ساعت ۱۴:۳۰ عصر، در یکی از سالن‌های کوچک کن به نام Buñuel مستندی به نمایش درآمد تحت عنوان «تمرین‌هایی برای یک انقلاب». فیلمی که به بخش مسابقه راه نیافت اما در بخش ویژه نمایش داده شد و بیشتر از اینکه کارکرد آن هدف گرفتن ذهن و احساس مخاطبان جشنواره باشد، قرار بود ماده خامی در اختیار بگذارد برای تولید اخباری که مخاطبان فارسی‌زبان را هدف می‌گرفت.

پگاه آهنگرانی مستندساز شناخته شده‌ای نیست اما به عنوان هنرپیشه در سینمای ایران شناخته شده بود و به همین دلیل از طریق او می‌شد توجهات مردم فارسی‌زبان را به اخباری که حول او تولید می‌شوند جلب کرد. او بعد از نمایش فیلم در میان جمعیت محدود تماشاگرانش ایستاد و درباره اعدام‌ها در ایران و رنج مادران داغ دیده حرف زد و به فاصله یک روز با شبکه فرانسوی آر.اف.آی مصاحبه‌ای به زبان فارسی انجام داد که در آن می‌گفت دوست دارد چیزی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد را متأثر از همه آنچه در «زن، زندگی، آزادی»، «اتفاقات دی ماه» و حتی «اتفاقات ۸۸» به وقوع پیوست ببیند. نکته‌ای که مشخص می‌کرد منظور او از عبارت «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» چیست.

پگاه آهنگرانی در این مصاحبه می‌گفت: «مردم ایران در روزهای بسیار تاریکی به سر می‌برند؛ ذیل حاکمیتی که حد و مرزی برای خشونت نمی‌شناسد و رفتاری که با مردمش دارد شرم‌آور است. معیشت فاجعه‌بار است، همه چیز فاجعه‌بار است، مردم ایران در یک سیاهی مطلق به سر می‌برند.» او ادعا می‌کرد شاید این فیلمش بتواند ذره‌ای یادآور این باشد که به رغم زیاد بودن سختی‌ها و سیاهی‌ها در تمام این سال‌ها مردم ایران چه تلاش زیبایی برای رسیدن به آزادی کرده‌اند. اینکه چرا وسط جنگ علیه ایران می‌بایست چنین صحبت‌هایی که امکان دارد محل مناقشه هم باشند مطرح شود، طبیعی‌ترین سوالی بود که در این شرایط پیش آمد.
اظهاراتی که با «پروتکل‌های اخلاقی پوشش بحران» هم‌خوانی نداشت. این پروتکل رسانه‌ای از آن رو وضع شده است که وقتی جنایتی آشکار، بی‌توجیه و هولناک مثل حمله به دبستان میناب رخ می‌دهد و طرف متجاوز را در یک «بحران مشروعیت و اخلاق» شدید قرار داده، از برجسته کردن یک بحران یا موضوع موازی که تمرکز افکار عمومی را متکثر می‌کند و به عاملان جنایت، فرصت فرار از پاسخگویی را می‌دهد، جلوگیری شود.
با نگاه از این زاویه، تولید این مستند با سرمایه‌گذاری اروپایی‌ها، اکران آن در کن و پوشش محتوای رسانه‌ای با موضوع حواشی جهت‌داری که خود کارگردان ایجاد می‌کرد، در مجموع چیزی نبودند جز تلاش برای انحراف افکار عمومی از اتفاق اصلی.
آیا پگاه آهنگرانی به‌طور ناخواسته این نقش را بازی کرد یا می‌دانست در چه مسیری حرکت می‌کند؟ این هم یکی از پرسش‌های مهم دیگریست که مطرح می‌شود.

انتهای‌پیام/


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *