به گزارش خبرنگار رها، مدیریت فعلی صدا و سیما، در راستای ایجاد تحول تصمیم گرفت برنامهای تخصصی مبتنی بر تحلیل و بررسی محصولات خود روی آنتن بفرستد تا بازویی برای اجرایی کردن ایدههای باشد که در دستور کار قرار گرفته است. حاصل این دورخیز برنامه «جام جم» است که به شکل هفتگی روی آنتن شبکه یک سیما میرود و البته تحلیل موضوعات «فراتلویزیونی» مثل شبکه خانگی، سینما، رسانه و… را هم در دستور فعالیت خود دارد. در نگاه کلی این محصول که حالا به فصل سوم رسیده است، بخشی از اهداف مد نظر را پوشش داده ولی همچنان انتظار میرود، بُرندهتر باشد.
نکته اول: اهمیت نقد از درون و فرصت گفتوگو
فارغ از اینکه «جام جم» چه کیفیتی دارد، مساله مهمتر به نفس تولید برنامهای برمیگردد که در تلاش است «باب گفتوگو» و «نقد تلویزیون از درون» را باز کند. پیشتر تلاشهایی مشابه شده است اما «جام جم» فضایی بازتر از نمونههای قبلی دارد و به همین خاطر است که به شکل زنده روی آنتن میرود و همین نشانهای است از تلاش برای نزدیک شدن بیشتر به شفافسازی و پرهیز از سانسور عقاید دیگران. مساله دیگر جایی است که اغلب مهمانان که منتقد رویه تلویزیون هستند، هم به برنامه دعوت میشوند و اجازه بیان نظرات و تحلیلهای خود را دارند. این اتفاق بارها رقم خورده است و حتی در برخی قسمتها، یک کارشناس چشم در چشم یک مدیر به سیاستهای سیما نقد وارد کرده است.
این که بتوان در یک قاب، دیالوگ کرد و با مباحثه موضوع را پیش برد، اتفاق مبارکی است که میتواند نتیجهبخش هم باشد. چنین رویکردی نشان از سعه صدر مدیران تلویزیون برای شنیدن نقدها دارد و طبعا انتظار میرود تاثیر عینی آن در تولید محصولات مختلف به چشم بیاید و مباحث صرفا در حد تئوری، نظر و نقد باقی نمانند.
نکته دوم: سوژههای مورد بحث
موفقیت و در عین حال جذابیت «جام جم» نسبتی مستقیم با موضوعاتی که هر در قسمت مطرح میشود، دارد. برخی قسمتها به دلیل خود سوژه و ترکیب مهمانان واجد نکات کارآمد و حتی «ژورنالیستی» نیستند؛ عمده قسمتها اما حرف و تیتر قابل تامل با خود به همراه دارند. نمونه متاخر آن، بررسی چالش اجرا در تلویزیون بود که طی دو قسمت واکاوی شد و بازتابی گسترده در رسانهها هم داشت. فرزاد حسنی به صراحت از کاستیها و نقاط ضعف گفت و به طور مصداقی نام مجریان باسابقه و دورافتاده از تلویزیون مثل رضا رشیدپور، احسان علیخانی، علی ضیا و… را به زبان آورد و توضیح داد چرا دیگر در رسانه ملی نیستند.
از نمونههای دیگر میتوان به موضوع «رسانه ملی برای زبان فارسی چه کرده است؟» اشاره کرد که تلویزیون و برنامهسازان آن به صراحت نقد و گاهی متهم شدند. در شب بررسی «نسبت رسانه با آسیبهای اجتماعی» نیز خود تلویزیون از گزند نقد مصون نماند. مساله دیگر این که سازندگان برنامه در تلاش هستند، وجوه تازهای از هر موضوع را برجسته کنند تا حاصل گفتوگوها کلیشهای نشود. البته که این تلاش همیشه به ثمر نمینشیند ولی موارد متعددی از حصول موفقیت میتوان مثال زد. نمونهاش صحبتهای بیپرده مسعود دهنمکی و محمدحسین لطیفی خطاب به مدیران، هنگام بررسی وضعیت سینمای دفاع مقدس است. حتی مخاطب مطلع، متوجه مصادیق افراد شد.
نکته سوم: مهمانان و کارشناسان
شرایط تلویزیون شبیه به سالهای گذشته نیست. مثلا قبلا چهرهها بهراحتی در برنامههای مختلف حاضر میشدند اما حالا به دلیل جو منفی نسبت به تلویزیون و همچنین تعدد برنامههای پلتفرمهای اینترنتی، این اتفاق «سخت» به سرانجام میرسد. «جام جم» اما به اقتضای مباحث مورد نظر، مهمانانی را پای مناظرهها نشانده است که عمدتا نسبتی منطقی با موضوع دارند. از سوی دیگر، «جام جم» تنها برنامه انتقادی است که مدیران و نیروهای سازمان صدا و سیما در آن شرکت میکنند تا پاسخگوی منتقدان باشند. هرچند برخی مسئولان سیما، به سنت مدیران کشور، گاه با کلیگویی و ارائه بیلان کار، دنبال راه فرار هستند ولی در نهایت چالش نیز شکل میگیرد و فضای گفتوگو به سمت نقادی و پاسخ میرود.
نکته چهارم: چالش مجری
«جام جم» با سردبیری و میزبانی سید احمد موسوی صمدی و تهیهکنندگی علی نادری روی آنتن میرود. موسوی تجربیاتی از اجرا و نیز مدیریت در صدا و سیما دارد ولی این جا فرصت یافته است تا «بدون لکنت و ترس» کارش را انجام دهد. او بارها روی آنتن زنده به این نکته اشاره کرده است و در عمل هم بیطرفی و استقبال از طرح موضوعات داغ را به اثبات رسانده. حتی خطاب به مهمان که ظاهرا گرفتار خودسانسوری است تاکید کرده «جام جم» چیزی برای پنهان کردن ندارد.
شیوه اجرای موسوی این گونه است که در وهله اول سوالی را بیان میکند و ضمن تلاش برای رعایت زمانبندی اظهارنظر هر مهمان، بخش تاریک پاسخها را به چالش میکشد. او در برابر دیدگاهها اعلام موضع نمیکند؛ بلکه میخواهد موضوعات پرچالش به سرانجامی درست برسند و «مبهم» باقی نمانند. چهره موسوی صمدی، زمانی که بحث داغ میشود یا مهمان حرفی جنجالی بیان میکند، شاد و خندان است و همین یعنی برنامه «واقعا» از خنثی بودن فراری است!
نکته پنجم: تیغی که نباید کند شود
«جام جم» خالی از ضعف نیست ولی بر اساس سه فصل که از پخش آن میگذرد، کوشش برای پایبندی به مرام و اهداف اولیهاش محسوس است. در فواصلی این طور احساس شده است که برنامه تیزی همیشگی را ندارد ولی سازندگان طی مصاحبههای رسانهای چنین برداشتی را ناصواب دانستند. حالا هم آنچه «جام جم» را سر پا نگه میدارد و باعث میشود بازیگر فعال و موثر زمین رسانهای باشد، پرهیز از محافظهکاری است. این مهم تداوم نمییابد؛ مگر در صورت عدم قطع حمایت مدیران صدا و سیما از آن و از بین رفتن سعه صدر درون سازمانی. البته پیمان جبلی، رئیس سازمان صدا و سیما بارها در جمع خبرنگاران به اهمیت محصولاتی گفتوگومحور ِانتقادی از جمله «جام جم» و «شیوه» تاکید داشته است.
باید دید «جام جم» تا کی ادامه خواهد داشت و آیا همچنان شفاف، صریح و بدون لکنت به مباحث درون و برون سازمانی میپردازد؟