مصطفی قاسمیان، رها؛ بعد از مهدی شامحمدی کارگردان «جانشین»، رسول صدرعاملی دومین برنده سیمرغ بهترین فیلم بود که اثر تازهاش در روز هشتم جشنواره چهل و چهارم نمایش داده شد و «قایقسواری در تهران» را به پردیس ملت فرستاد. در ادامه متن و حاشیه رونمایی از این فیلم را از ۳ منظر میخوانید.
قصه و حالوهوا
«قایقسواری در تهران» یک کمدی-درام شهری است که شباهتهای غیرقابل انکاری به «زیبا صدایم کن» اثر قبلی فیلمساز دارد. فیلم که نام خود را از کتاب محمدعلی سپانلو مشهور به «شاعر تهران» وام گرفته، درباره مرد میانسالی است که پس از ۲۵ سال زندگی در خارج از کشور به ایران برمیگردد تا با دختری بسیار جوانتر از خودش ازدواج کند و در حالی که اصلا از بچههای کوچک خوشش نمیآید، بر اثر یک اتفاق، مجبور میشود یک صبح تا شب را با کودکی خردسال بگذراند. حالوهوای اثر سرحال، شاد و حالخوبکن است و موقعیتهای متعدد کمدی دارد که تماشاگر را به خنده میاندازد.
ارزیابی کوتاه
«قایقسواری در تهران» اثری هوشمندانه و بسیار بهروز است که علاوه بر ویژگیهای فرمی و تکنیکی قابل توجه، گیشه دارد. فیلمنامه پر از شوخیهای بامزه و موقعیتهای جذاب کمدی است و شخصیتها -جز یک نفر- به اندازه کافی اغراقشدهاند تا سینمایی و جذاب باشند، بدون اینکه از واقعیت دور شوند. فیلم را از معدود آثار سالهای اخیر میتوان دانست که شهر را به عنوان کاراکتری زنده به تصویر کشیده. «قایقسواری در تهران» البته همچنان از نظر قابها، در حد اثری تلویزیونی از آب درآمده و در بیان هنری، نسبتا فقیر است. گویی خروجی اثر بیشتر فیلم فیلمنامهنویس شده، تا فیلم کارگردان.
واکنش اهالی رسانه
«قایقسواری در تهران» با استقبال نسبتا گرم خبرنگاران حاضر در کاخ جشنواره مواجه شد. بسیاری از منتقدان و روزنامهنگاران آن را اثری شیرین و حالخوبکن دانستند و از کمدی اثر و بازی پیمان قاسمخانی تمجید کردند. با این وجود، عدهای از خبرنگاران معتقد بودند فیلم تازه صدرعاملی بیش از آن که یک اثر سینمایی جدی باشد، محصولی ساختهشده برای گیشه است که با سایر آثار کارنامه این فیلمساز در ۳ دهه اخیر تفاوت دارد. از جمله نقدهای پرتکرار به «قایقسواری در تهران» میان اهالی رسانه، میتوان به شخصیت سرباز فیلم اشاره کرد که از جهان فیلم بیرون میزند و برای آن زیادی ابله است.