مصطفی قاسمیان، رها؛ امیرحسین ثقفی فیلمساز جوان ولی پرتجربه سینما که «دستتنها» را روانه چهل و سومین جشنواره فیلم فجر کرده بود و برای آن نقدهایی منفی دریافت کرده بود، با اثری بهمراتب سخت بینتر به جشنواره بازگشت. در ادامه متن و حاشیه رونمایی از «زندگی کوچک کوچک» را از ۳ منظر میخوانید.
قصه و حالوهوا
«زندگی کوچک کوچک» در یک بیابان بیآبوعلف میگذرد که یک کارخانه آجرپزی دارد و شمار اندکی مرد بزرگسال در آن کار میکنند. شخصیت اصلی اما پسر نگهبان این کارخانه است که آرزو دارد دریا را ببیند. او که مادرش را ازدستداده، با پدرش چالشهای فراوانی دارد؛ تا جایی که پدرش او را از آلونکشان بیرون میاندازد تا در بیابان شب را به صبح برساند! «زندگی کوچک کوچک» فیلمی بسیار کم بودجه، آرام و البته آزارنده است که هم در متن و هم در اجرا، اعصاب تماشاگر خود را خرد میکند.
ارزیابی کوتاه
«زندگی کوچک کوچک» فارغ از انتخابهای فیلمساز برای تولید فیلمی نامتعارف و چهبسا مریض، در مرحله فیلمنامه نیز دچار اشکالات جدی است؛ چراکه از سویی حتی بهاندازه ۷۵ دقیقه زمان خود هم قصه ندارد و با صحنههای آهسته رؤیابینی و جستجو بر سر چاه، زمان را بهزحمت به زمان حداقلی جشنواره میرساند و از سوی دیگر، شخصیت پدر فیلم را بدون هیچ منطقی ۱۸۰ درجه تغییر میدهد! فیلمساز یکی دو میزانسن قابلقبول دارد، ولی جز آن چیز دیگری از کارگردانی هم دیده نمیشود تا «زندگی کوچک کوچک» یکی از ضعیفترین آثار جشنواره لقب گیرد.
واکنش اهالی رسانه
دومین محصول رونماییشده در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر که پس از پایان نمایش آن در پردیس ملت، حتی صدای یکبار تشویق از سوی منتقدان و خبرنگاران شنیده نشد، فیلم «زندگی کوچک کوچک» ساخته امیرحسین ثقفی بود. در زمان اکران این فیلم البته شمار قابلتوجهی از اهالی رسانه، سالن نمایش را ترک کردند. پس از نمایش «زندگی کوچک کوچک» در راهروهای پردیس ملت، نه درباره نقاط ضعف و قوت، بلکه درباره چرایی ساخت این فیلم بحث میشد!