حسین جمالیفرد، رها: مجموعه «رویای ریحانه» در دو فصل و به ترتیب با کارگردانی میثم حسنزاده مسعود دهنوی ساخته شده است. مریم کاویانی، رابعه اسکویی، نیلوفر شهیدی، صحرا اسداللهی، رضا توکلی و مهلقا مینوشزاد بازیگران ثابت و سیاوش چراغیپور، علی اوسیوند و حشمت آرمیده از جمله بازیگران مهمان سریال هستند.
داستان سریال
قصه سریال «رویای ریحانه» در یک زایشگاه وقفی میگذرد که به دلایلی در آستانه تعطیلی است. پرسنل این زایشگاه میکوشند با افزایش آمار ولادت و جذب مادران باردار، این مشکل را حل کنند. ساختار «رویای ریحانه» اپیزودیک است و در هر قسمت داستانهایی مستقل با چالشهایی جدید شکل میگیرد که در نهایت به سرانجام میرسد. ضمن اینکه قصههای تک خطی زندگی کادر زایشگاه هم در هر قسمت به تصویر کشیده می شود. به استناد تیتراژ، این داستانها مبنای واقعی دارند و برای تبدیل به یک اثری نمایشی دراماتیزه شدهاند.
فرزندآوری در قاب تلویزیون
سریال «رویای ریحانه» میکوشد برکات و زیباییهای فرزندآوری را به تصویر بکشد و به شکلی جامعه ایرانی و مخاطب جوان را به فرزندآوری تشویق کند. رسانه ملی بر اساس سند تحول و سیاستهای جمعیتی، چندی است که تولیداتی داستانی و مستند با محوریت فرزندآوری را روانه آنتن کرده است. از نمونههای جدید این دورخیز میتوان به «آلا» و «جانان» اشاره کرد که امسال در جدول پخش قرار گرفتند. سریال «تازه وارد» نیز با همین رویکرد چند سال پیش روانه آنتن شد.
البته سابقه قصههایی از این دست به دهه هفتاد هم میرسد. جایی که اصغر فرهادی که آن روزها جزو نویسندگان و کارگردانان پرکار تلویزیون بود سریال «چشم به راه» را ساخت. ایده فرهادی از سالن انتظار زایشگاه میگیرد و هر قسمت آن داستان آدمهای متفاوتی است که ماجراهایی تازه را رقم میزنند. این سریال در زمان پخش مورد توجه قرار گرفت و همچنان هم قابلیت «تماشا» دارد. «رویای ریحانه» از منظر کلی سریال «چشم به راه» را یادآور میشود اما در عمل نتیجه مطلوب حاصل نشده است.
روایتی جذاب اما سوخته
همانطور که اشاره شد سریال «رویای ریحانه» با هدف ترویج فرزندآوری و با همکاری وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ساخته شده است. مخاطب سریال شبانه شبکه دو سیما که از قضا شبکه خانواده رسانه ملی هم به حساب میآید، قرار است بعد از دیدن هر قسمت به چه نتیجهای برسد؟ احتمالا مخاطب از خود میپرسد «که چی؟» و این پرسش ناظر به قصههای ضعیف و پرداخت نامناسب یک سوژه ارزشمند است.
داستان سریال فاقد کشش و اوج و فرود معقول است و از الگوهای کلیشهای رنج میبرد. همچنین محتواهای ارزشمند در اجرا گلدرشت و شعاری شدهاند. از سوی دیگر شخصیت پزشکان و کادر درمان آن قدر غیرواقعی هستند که بیننده ممکن است با تعجب از خود بپرسد «مگه همچین دکتری هم داریم؟»
با احترام به کارگردانهای جوان مجموعه و سریالی که تولید مرکز جوان سیمرغ است کاش این قصههای واقعی توسط نویسندگان و کارگردانان با تجربهتری به تصویر کشیده میشد که هم اصل داستان و هدف سریال یعنی تشویق و ترغیب خانوادهها به فرزندآوری قربانی نشود و هم مخاطب عادی تلویزیون قابی جدید تازه و بدیع از این سیاست ببیند و ساعتی سرگرم شود.
طنزی که «رویای ریحانه» را شیرین نکرد
سریال «رویای ریحانه» بنا به گفته سازندگان، بر اساس قصههایی واقعی ساخته شده است که بنا به ضرورت تغییراتی در آن بوجود آمده تا با چاشنی طنز، شیرینی داستانهای هر قسمت بیشتر شود و البته جدیت خودش را هم حفظ کند. اما نکتهای که در این فرآیند مغفول مانده است همین رگههای طنازی در قصه است. دیالوگها و موقعیتها نه لبخندی بر لب مخاطب مینشاند و نه آنقدر جذاب و کمیک است که در فضای مجازی وایرال شود و مخاطب غیرتلویزیونی را هم ترغیب به تماشای سریال کند.
مثلا اصرار یک خانواده برای قربانی کردن گوسفند در بیمارستان و وزن کشی آن با ترازوی نوزادان، استرس پدری که با دیدن آمبولانس غش میکند، زن بارداری که با وانت حمل اثاثیه به بیمارستان آورده میشود و… از نمونههایی است که به خدمت درام و موقعیت کمدی درنیامدهاند. به این ها اضافه کنید شیرین بازیهای منشی بخش پرستاری و تولید محتواهای عجیبش در فضای مجازی که به جای تبلیغ زایشگاه، خودش به نوعی ضد تبلیغ است.
ضعفی که میتوانست قوت باشد
در سریال «رویای ریحانه» بیش از ۱۵۰ بازیگر به ایفای نقش پرداختهاند. بخشی از آنها جزو شخصیتهای اصلی کادر زایشگاه هستند و بخش دیگر بنا به ضرورت قصه هر قسمت به عنوان بازیگر مهمان به ایفای نقش پرداختهاند. تعدد شخصیت میتوانست تبدیل به برگبرنده شود اما عدم قوام یافتن آنها حالا جزو نقطهضعفهای سریال است. میدان دادن به بازیگران جوان یا حتی هنرمندان شهرستانی با گویشهای متفاوت در یک سریال ستودنی است. این آرمان هم گرفتار پرداخت نامناسب شخصیتها و قصه ضعیف سریال شده است.
این آدمها را قبلا دیدهایم
مثل همه سریالهای تک لوکیشن، «رویای ریحانه» هم شخصیتهایی ثابت در هر قسمت دارد. از نگهبان زایشگاه تا نظافتچی و کادر درمان و پزشکان اما شخصیتپردازی نامناسب باعث شده به جز یکی دو بازیگر با تجربه، بقیه شخصیتها خام، فانتزی و مصنوعی به نظر برسند.
نگهبان زایشگاه همان نگهبان همیشگی و تکراری سریالهای ایرانی است که گویی خود را مدیر مجموعه میدانند. بوفهدار بیمارستان که بوفهاش بیشتر به بوفههای مدارس دهه شصت شبیه است هم نتوانسته جذابیتی به سریال تزریق کند.
نظافتچی، راننده، کادر اداری و… نیز همان شخصیتهای تکراری هستند که قبلا مشابه آن را دیدهایم در «رویای ریحانه» ویژگی متمایز و جذاب ندارند.
دوباره تاکید کنیم که تلویزیون برای انتقال مفاهیم ارزشمند نیازمند دقت مضاعف است تا نتیجه مطلوب حاصل شود. لازمه چنین اتفاقی تولید سریالهای جذاب است که در وهله اول مخاطب را با خود همراه سازند و در خلال سرگرمی اهداف متعالی تحقق یابند.