به گزارش خبرنگار رها، قسمت اول مجموعه سریال اپیزودیک «سرو، سپید، سرخ» شب گذشته از شبکه یک سیما پخش شد، اپیزود «مرزبان» به کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی حبیب والینژاد که فریبا کوثری، نیلوفر شهیدی، سیروس همتی، روحالله زمانی، جمال ذوالقدر، یگانه پسندیده و اهورا لطفی به همراه جمعی از بازیگران بومی آذربایجان در این اپیزود ایفای نقش کردند. در این مطلب نگاهی داریم بر کیفیت ساخت و ویژگیهای مثبت و نقاط ضعف این قسمت.
اولین نکتهای که باید به آن اشاره کرد سرعت تولید این پروژه و پای کار بودن هنرمندان برای ساخت این مجموعه است. کشور ما از چهل روز پیش درگیر جنگی همهجانبه با آمریکا و رژیم صهیونیستی است و در همین موقعیت و در حین جنگ، سازمان هنری رسانهای اوج، سیمافیلم و موسسه اندیشه شهید آوینی پروسه تولید این سریال ۱۴ اپیزودی را کلید زدند و تعداد زیادی از کارگردانها، نویسندگان، بازیگران و عوامل فنی سینما و تلویزیون اعلام آمادگی کردند تا هرکدام سهمی در این آثار داشته باشند. این مسئله که هنرمندان خیلی زود به این جنگ و نکات مختلف آن واکنش نشان دادند اتفاق قابل تقدیری است که برای ثبت این روزها در تاریخ آثار نمایشی کارکرد ویژهای دارد.
اینکه فیلمبرداری اکثر این آثار نیز همزمان با حملات ناجوانمردانه به کشورمان انجام شده ارزش آنها را چند برابر میکند. معمولا در رویدادهای اینچنینی بیش از همه مستندسازان پای کار تولید هستند و آثار هنری پس از فروکش کردن بحرانها تولید میشوند، اما این بار ما شاهد خلق درامهایی تک اپیزودی از اتفاقات ریز و درشت جنگ دوم با رژیم صهیونیستی در کشورمان هستیم.
کارگردانی اپیزود اول این مجموعه یعنی «مرزبان» بر عهده بابک خواجهپاشا است، فیلمسازی که دو ماه پیش و با فیلم «سرزمین فرشتهها» در جشنواره فیلم فجر روزهای شلوغی داشت و به نوعی میتوان گفت موفقترین کارگردان جشنواره چهلوچهارم بود. خواجهپاشا که سالها به عنوان نویسنده و دستیار کارگردان در سینمای ایران فعالیت میکرد، از سال ۱۴۰۱ و با فیلم «در آغوش درخت» به عنوان یک کارگردان فیلم اولی کارش آغاز کرد، فیلم خوش ساختی که با استقبال منتقدان و اهالی رسانه همراه بود و خواجهپاشا سیمرغ بهترین فیلمنامه و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلم اول جشنواره را نیز بابت آن دریافت کرد. پس از آن او سال بعد «آبی روشن» را ساخت که در هفت بخش نامزد دریافت سیمرغ جشنواره چهلودوم شد و سومین اثرش هم «سرزمین فرشتهها» بود که در جشنواره اخیر توجهات زیادی را به خود جلب کرد و جایزه بهترین فیلم جشنواره را نیز دریافت کرد.
حالا این کارگردان برای سریال «سرو، سپید، سرخ» اپیزود «مرزبان» را کارگردانی کرد، قسمتی که از زاویه دید متفاوتی به موضوع جنگ اخیر پرداخت. داستان فیلم روایتگر قصه خانوادهایست که برای مراسم عقد دختر خانواده قرار است به همراه خانواده داماد، از طریق زمینی به ترکیه بروند. پیش از خروج کشور همه مسافران با برادر بزرگ عروس که در حال انجام خدمت سربازی است دیدار میکنند. زمانی که به مرز میرسند و از گیت عبور میکنند، اخبار حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به تهران و آغاز رسمی جنگ اعلام میشود. مادر خانواده به دلیل عشق به وطن و البته سرباز بودن پسر بزرگش در هنگ مرزی اصرار میکند که برگردند و در کشورشان بمانند، بعد از کش و قوسهایی همه برمیگردند تا خبری از «رضا» پسر خانواده بگیرند، چون خبرهایی از حمله به هنگ مرزی در ارومیه در رسانهها منتشر شده بود.
نکته قابل توجه در این قسمت تمرکز ویژه روی موضوع اتحاد و همدلی مردم ایران در موقعیتی بحرانی همچون جنگ اخیر است، چیزی که ما در طول جنگ رمضان و در تمام شهرهای کشورمان شاهد آن بودیم.
یکی دیگر از موارد قابل ذکر در این اپیزود شخصیتهای کار هستند، که هرکدام به نوعی نمادی از یک قشر و گروهی از مردم هستند که ما نیز در اطرافمان میبینیم، از سینه چاکان وطن (مثل شخصیت فریبا کوثری و روحالله زمانی) تا نوجوانان نسل زِد، تا حتی آن گروه طرفدار جنگ (سیروس همتی) که در ابتدا تصور میکردند این جنگ خانمانسوز قرار است برای آنها آزادی به ارمغان بیاورد و در ابتدای جنگ، جنایتهای دشمنان را نیز به طرق مختلف توجیه میکردند، اما به مرور و با دیدن کشتار غیرنظامیان و انسانهای بیگناه، به ماهیت دشمنان ایران پی بردند.
در بخش بازیگری با وجود اینکه بابک خواجه پاشا گروه نسبتا خوبی از بازیگران را برای یک اپیزود دور هم جمع کرده بود، اما به نظر میرسد به دلیل زمان اندک تولید کار، بازیها پختگی لازم را ندارد. البته فریبا کوثری و روحالله زمانی به خوبی از پس نقشهای خود برآمدند اما دیگران جای کار بیشتری داشتند، مخصوصا سیروس همتی که چرخش کاراکتر او در مسیر داستان یکی از اتفاقات ویژه بود اما این ویژگی خیلی رندانه به چشم نیامد و در برخی موارد (مثل کل کل ابتدای جنگ در مرز) تا حدودی گل درشت بود.
موضوع دیگری که قابل اشاره است، حجم زیاد سکانسهای خارجی در اپیزود «مرزبان» بود.بیش از نود درصد سکانسها در این قسمت خارجی بود و کل گروه فیلمبرداری در فضای باز حضور داشتند، آن هم در شرایطی که دشمن بارها و بارها مناطق مسکونی و افراد غیرنظامی را هدف گرفته بود و عدم حضور عوامل سریال در جای امن و کنار خانوادههایشان میتوانست برای آنها نتیجهای فاجعهبار رقم بزند. اما خدارا شکر چنین اتفاقی رخ نداد و همه سالم و سلامت کار را به اتمام رساندند.
در کل اما میتوان گفت با وجود آنکه خروجی سریال اثری قابل دفاع است، اما سایه کار با عجله در بخشهای مختلف این قسمت مشهود بود. قطعاً کارگردانی مثل بابک خواجه پاشا اگر زمان بیشتری داشت حتما جزئیات بیشتری در فیلمنامه و کارگردانی لحاظ میکرد و نتیجه از چیزی که دیدیم بهتر میشد، اما در نهایت به این حرکت و تولید اثری حین بمباران ایران باید دستمریزاد گفت.
یادآور میشود «سرو، سپید، سرخ» محصول مشترک سازمان هنری رسانهای اوج، سیمافیلم و موسسه اندیشه شهید آوینی است.