به گزارش خبرنگار رها، به سرعت اولین واکنش اهالی هنر به جنگ و تجاوز رژیم صهیونی و آمریکا به خاک کشورمان داده شد. واکنشی که در قالب دو مجموعه اپیزودیک با نامهای «اهل ایران» و «سرو، سپید، سرخ»، که هرکدام از قسمتها توسط فیلمسازان نامآشنایی در عرصه سینمای کوتاه و بلند کارگردانی شد. فرزاد رنجبر با حضور در مجموعه «سرو، سپید، سرخ» قسمتی با نام «چادر مسافرتی» را کارگردانی کرد. رنجبر که از دل سینمای کوتاه وارد این مجموعه شده، آثاری همچون «روز خداحافظی»، «آپولو» و «بیست و یک» را کارگردانی کرده است. او در «چادر مسافرتی» حضور کوتاهی به عنوان بازیگر دارد.
در ادامه گفتوگوی خبرنگار «رها» با فرزاد رنجبر یکی از کارگردانهای مجموعه نمایشی«سرو، سپید، سرخ» را میخوانیم. «سرو، سپید، سرخ» محصول سازمان هنری رسانهای اوج، سیمافیلم و موسسه اندیشه شهید آوینی است که هر شب یک اپیزود آن ساعت ۲۲ از شبکه یک پخش میشود.
دفاع از کشور با دستان خالی!
فرزاد رنجبر در ابتدای صحبتهای خود با اشاره به احساسی که نسبت به جنگ داشت، عنوان کرد: من نه تنها به عنوان یک فیلمساز، بلکه به عنوان یک ایرانی، از لحظهای که جنگ شروع شد فقط به این فکر میکردم که چه باید بکنم تا من هم در دفاع از خاک خود نقشی داشته باشم و از خدا میخواستم تا فرصتی به من بدهد تا بتوانم کاری یا کمکی بکنم. علاوه بر مدیوم سینما، شعار دادن و حضور در خیابان و حتی آمادگیاش را داشتم که اگر شرایطش پیش بیاید تفنگ در دست بگیرم و اگر تفنگی هم وجود نداشت، با دست خالی بتوانم از کشورم دفاع کنم!
وی افزود: به نظر من در این مقطع هیچ چیز جز حفظ خاک و سرزمین اهمیت ندارد. معتقدم دوربین تاریخ خیلی از اکستریملانگشات به وقایع نگاه میکند؛ در نهایت آن چیزی که از زمانه ما باقی میماند این است که به کشور ما حمله شد و آیا ما توانستیم از کشورمان دفاع کنیم یا نه. نقش من در این نقطه از تاریخ چه بود؟ آیا یک تماشاگر با دستهایی در جیب بودم یا در کنار دیگران ایستادم و به هر وسیلهای که بود دفاع کردم؟
«سرو، سپید، سرخ» یک هدیه الهی بود
رنجبر ادامه داد: سریال «سرو، سپید، سرخ» یک هدیه الهی بود. بخشی از جامعه فرهنگی ما، فیلمسازان و تصمیمگیرندگان، در همان روزهای ابتدایی جنگ که در خیلی از لایههای اجتماعی انگاره سقوط حاکمیت شکل گرفته بود و در شرایطی که تولید محصول فرهنگی و فیلم به نظر غیرممکن میآمد، با شجاعت کنار هم جمع شدند. با سرعت بالایی متنها نوشته شد و تیمهای فیلمسازی تشکیل شدند. در فرصت خیلی کوتاه قسمتها تولید شدند و تا جایی که من میدانم با کیفیت بالایی هم تولید شدند.
کارگردان فیلم کوتاه «روز خداحافظی» درباره قسمتی که برای مجموعه «سرو، سپید، سرخ» ساخته اظهار کرد: اپیزود من، به نام «چادر مسافرتی»، از دل تجربههای زیستی من میآید؛ زندگی من روی گسلهای اجتماعی، مذهبی و اعتقادی که در جامعه ما فعال شده و هر روز عمیقتر میشود. بسیاری از ما روی این گسلها زندگی میکنیم و رنج این اختلافات را، خصوصاً در بزنگاههای تاریخی که این گسلها فعلا میشوند، تجربه کردهایم. این اپیزود از دل این تجربیات میآید و همینطور از آرزوهای من برای این که جامعه متکثر ما به جایی برسد که بتواند با وجود این تفاوتها، در کنار هم زندگی کند.
این یک جنگ تمدنی است!
وی در ادامه توضیح داد: «چادر مسافرتی» قصه خانوادهای از طبقه متوسط است که به دلیل اختلافات فکری و مذهبی در آستانهی فروپاشی است. این خانواده به خاطر وقوع جنگ، از تهران میروند و تصمیم میگیرند که تا آخر جنگ در یک چادر زندگی کنند. این سفر در چادر مسافرتی باعث میشود آنها به یک درک جدیدی از یکدیگر برسند و اهمیت وجود یکدیگر را درک کنند.
کارگردان فیلم کوتاه «آپولو» خاطرنشان کرد: معتقدم که اکنون ما در یک بزنگاه تاریخی هستیم، شاید مهمترین بزنگاه تاریخی بعد از اسلام در ایران. من این جنگ را بین ایران و اسرائیل یا آمریکا نمیدانم، من جنگ را جنگ تمدنی میبینیم میان تمدن ایرانی-اسلامی که در حال خیزش است و تمدن غرب. این جنگ را ادامه جنگ یونان با ایران میبینم و یا ادامه جنگهای صلیبی!
رنجبر ادامه داد: همانطور که نتیجه آن جنگها تا چندین سال نقشه سیاسی دنیا را تحت تاثیر قرار داد و قدرت، بعد از آن جنگها برای چند صد سال تقسیم میشد، این جنگ را هم من همانطور میبینم. به همان نسبت هم در این بزنگاه، هر چیزی که ما داریم میتواند در صورت شکست ما، در آستانه فروپاشی باشد و یا در صورت پیروزی، در آستانهی شکوفایی باشد. ما اگر در این جنگ در همهچیز پیروز شویم، به شکوفایی میرسیم. در همهچیز اگر شکست بخوریم، نابود میشویم. انگارهای که دشمن ما میخواهد در ذهن ایرانی بسازد این است که این جنگ، جنگ بخشی از جامعه ماست؛ جنگ جمهوری اسلامی است.
جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت ما در معرض خطر است!
این کارگردان بیان کرد: ولی به اعتقاد من، جمهوری اسلامی ایران سه کلمهای است که مورد حمله قرار گرفته است؛ به همان نسبتی که جمهوریت ما در خطر است، اسلامیت ما و ایرانیت ما هم در خطر است. فکر نمیکنم کسی در این سرزمین زندگی کند که نسبت به هر سه مفهوم بیتفاوت باشد. حتی اگر کسی نسبت به اسلام موضعی نداشته باشد یا مخالف باشد، نسبت به ایرانیت و جمهوریت ما قطعا موضع دارد. من معتقدم هر کسی باید از هر ابزاری که در اختیارش هست برای دفاع از کشورمان استفاده کند.
فرزاد رنجبر در پایان تصریح کرد: امیدوارم جامعه ما در همه سطوح و اقشار خود به بلوغی برسد که ما بتوانیم در عین تفاوتهایی که داریم، همدیگر را دوست داشته باشیم و به تفاوتهای یکدیگر احترام بگذاریم و بعد از این جنگ بتوانیم با عشق و احترام زندگی کنیم. بزرگترین چیزی که من را رنج میدهد، شکافی است که احساس میکنم بین بعضی از لایههای اجتماعی در ایران اتفاق افتاده است. دلم میخواهد خودم به عنوان فیلمساز و هر کسی که هر ابزاری در اختیار دارد کمک کنیم که این شکاف پر شود.