مصطفی قاسمیان، رها؛ به خلاف روزهای گذشته، سانس میانی جشنواره فیلم فجر در روز پنجشنبه، میزبان اثری شد که اهالی رسانه را ناامید کرد و نتوانست نظرات مثبت چندانی به وجود بیاورد. در ادامه متن و حاشیه رونمایی از فیلم «بیلبورد» به کارگردانی سعید دشتی را در کاخ جشنواره از ۳ منظر میخوانید.
قصه و حالوهوا
«بیلبورد» را میتوان تریلری با مایههای کمرنگ روانشناسانه دانست که داستان یک گروگانگیری از یک بازیگر مشهور سینما را روایت میکند؛ ستارهای که مجبور میشود بین حفظ جان یکی از اعضای خانوادهاش و شهرت و زندگی حرفهای، یکی را انتخاب کند. فضای فیلم شهری است، اما خواستههای گروگانگیر -که یک دیوانه به نظر میرسد- حالوهوای عصبی و پرتنشی به «بیلبورد» میدهد. فیلم از جهاتی مخاطبان، خود را به یاد برخی آثار مشابه داخلی و خارجی نظیر «مزاحم» سیروس الوند و «دراپ» محصول ۲۰۲۵ آمریکا میاندازد.
ارزیابی کوتاه
«بیلبورد» در نقطه شروع، با یک ایده مرکزی درگیرکننده، قلاب را به ذهن مخاطب میاندازد، اما در ادامه افت میکند و از نفس میافتد؛ زیرا فیلم در دو فصل تقریبا متفاوت ساخته شده که اولی با موقعیتهایی تکرارشونده، تماشاگر را خسته میکند، ولی دومی با ریتم تند، عصبیت و البته با بهرهگیری از کاراکتر جالب امین حیایی، متفاوت و میخکوبکننده است. برخی موقعیتهای فیلم نظیر برخورد شخصیت اصلی با کودک قصه، غیرقابل باور مینماید و دیالوگهای نوشتهشده برای شخصیتها، پرداختنشده و ابتدایی به نظر میرسد.
واکنش اهالی رسانه
عصر امروز راهروهای پردیس ملت مملو از خبرنگاران و منتقدانی بود که نسبت به فیلم «بیلبورد» نظرات منفی ابراز میکردند؛ تا جایی که یافتن طرفداران این اثر، یکی از کارهای دشوار امروز لقب میگرفت! از جمله نقدهای اصلی اهالی رسانه به این اثر، میتوان به باورناپذیری موقعیت مرکزی شخصیت محوری (اصل گروگانگیری فیلم) اشاره کرد. با این وجود، نقشآفرینی خوب و بهاندازه آناهیتا درگاهی هنرپیشه اصلی «بیلبورد»، یکی از مواردی بود که حتی در خیل نقدهای منفی نیز به شکلی پرتکرار شنیده میشد.