شنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ - ۱۷ می ۲۰۲۶

منتقدان در مورد دهمین اثر سینمایی اصغر فرهادی چه گفتند؟

تمثیلی از چشم چرانی و تخیل
118
اصغر فرهادی پرجایزه ترین کارگردان سینمای ایران است و از این جهت خواندن نقدهای مرتبط دهمین اثر او در رسانه‌های جهان کنجکاوبرانگیز است به خصوص که اینبار نقدهای منتشر شده کمی متفاوت از دوره های پیشین است.

به گزارش خبرنگار رها، «داستان‌های موازی» دهمین فیلم سینمایی اصغر فرهادی است که در هفتاد ونهمین جشنواره فیلم کن رونمایی شد. با توجه به اینکه «داستان‌های موازی» هنوز اکران نشده است، به طور طبیعی آنچه می‌تواند به قضاوت ما در مورد فیلم فرهادی کمک کند، خواندن نقدهایی است که از این فیلم به بیرون درز می‌کند.

اصغر فرهادی دو بار برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان شده است: برای «جدایی نادر از سیمین» در سال ۲۰۱۲ و «فروشنده» در سال ۲۰۱۷. او همچنین در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ برای فیلم «فروشنده» جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد. او پرجایزه ترین کارگردان سینمای ایران است و از این جهت خواندن نقدهای مرتبط با آثار او در رسانه‌های جهان کنجکاوبرانگیز است. با هم برخی از این نقدها را بخوانیم:

اُون گلیبرمن، منتقد ورایتی که چندان طرفدار فیلم «داستان‌های موازی» نبوده، درباره فیلم فرهادی نوشت: ««داستان‌های موازی» یک اثر آشفته، پر پیچ‌وخم و نسبتاً بی‌شکل است. تمثیلی دور از ذهن از «چشم‌چرانی» و «تخیل» است که به‌طور نامحسوسی بر اساس قسمت ششم «ده فرمان» کریستوف کیشلوفسکی ساخته شده است؛ فیلم درباره مرد جوانی بود که زنی را در آن سوی خیابان جاسوسی می‌کرد و عاشق او می‌شد. اما «ده فرمان: شش» تعلیق داشت؛ و «داستان‌های موازی» دنباله‌دار است.
فرهادی به شکلی انتزاعی به فیلم‌هایی مانند «پنجره عقبی» و «آگراندیسمان» و «مکالمه» و همچنین «انفجار» و «بدل‌کار» دی پالما نگاه می‌کند. اما آن فیلم‌ها، به طرق مختلف، درباره حیله و نیرنگ بودند، درباره کشاندن مخاطب به یک بازی ذهنی ادراک.
اما در «داستان‌های موازی»، فرهادی با روایت غیرمستقیم خود، مخاطب را آنقدر بازی نمی‌دهد که او را حسابی معطل می‌کند. فیلم با وجود اینکه چندان پیچیده نیست، به شدت گیج‌کننده است. شاید به این دلیل است که داستان‌هایی که روایت می‌کند، همانطور که نام گرفتند، موازی هستند. انگار آنها برای تحت تأثیر قرار دادن شما رقابت می‌کنند.»

پیت هموند منتقد ددلاین نظر دیگری دارد و در این باره نوشت:« در «داستان‌های موازی»، اصغر فرهادی درامی فرانسوی، هوشمندانه و جذاب ارائه می‌دهد که در آن سیلویِ رمان‌نویس (ایزابل هوپر) با تلسکوپ برای الهام‌گیری خلاقانه از همسایه‌هایش جاسوسی می‌کند. تخیل او باعث می‌شود کار آن‌ها در زمینهٔ طراحی صدا را به‌اشتباه رابطه‌ای عاشقانه برداشت کند. دستیارش، آدام (آدام بسا)، درگیر این فریب می‌شود و آشوب به پا می‌کند.
می‌توان گفت این فیلم در زمرهٔ بهترین آثار اصغر فرهادی قرار می‌گیرد. این معیار بالایی است، چرا که دو فیلم او، «جدایی» (۲۰۱۱) و «فروشنده» (۲۰۱۶)، هر دو برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان (که اکنون بین‌المللی نامیده می‌شود) شدند. آخرین فیلم او، «قهرمان»، در سال ۲۰۲۱ جایزهٔ بزرگ کن را از آن خود کرد.
فرهادی این بار با «قصه‌های موازی» جذاب و هوشمندانه‌ای که بازآفرینی شده بازگشته و باز هم خارج از کشورش کار کرده و فیلمی فرانسوی ساخته که به طرز شیطنت‌آمیزی سرگرم‌کننده است.»

استفان گوبو در نشریه لوتام بیش از آنکه به فیلم فرهادی بپردازد نظرش معطوف به این بوده است که فرهادی فیلمی غیرسیاسی ساخته و در این باره نوشت: ««داستان‌های موازی» دهمین فیلم بلند اصغر فرهادی است و برخلاف فیلم گذشته که روایتگر طلاق یک زوج با ملیت‌های متفاوت (زن فرانسوی و مرد ایرانی) بود، این اثر جدیدِ دیگر هیچ ارتباطی با ایران ندارد. در حالی که هموطنان او، محمد رسول‌اف با فیلم دانه‌های انجیر معابد و جعفر پناهی با فیلم یک اتفاق ساده طی دو سال اخیر آثاری را در شرایط زیرزمینی ساخته‌اند، فرهادی گزینه فیلمی غیرسیاسی را برگزیده است. با این حال، مهارت او در سناریونویسی و علاقه وافرش به داستان‌های تودرتو، تظاهر و ناگفته‌ها، به او اجازه می‌دهد تا مسائل بسیاری را در حواشی روایت اصلی فیلم به مخاطب القا کند.»

پیتر بردشاو منتقد ارشد گاردین با اعطای ۳ ستاره از ۵ ستاره هم درباره فیلم «داستان‌های موازی» نوشت: «فیلم پس‌زمینه‌ای از «فیلمی کوتاه درباره عشق» کیشلوفسکی دارد با چاشنی از فیلم «پنجره پشتی» هیچکاک. هر چه پیش می‌رود فیلم تار عنکبوتی به دور خود می‌تند که نتیجه آن، یک اثر پیچیده، استادانه و کمی مبهم است.
فیلم برای رسیدن به نقطه دراماتیکِ پرتعلیق، زمان زیادی صرف می‌کند که سوال این‌جاست که آیا طولانی بودن آن به این دلیل است که فرهادی به دنبال چیزی بیش از هیجان‌های پرمفهوم سیمنون است. فیلم جذاب با بازی‌های قاطعانه است که جلوه‌های صوتی آن جای تأمل دارند؛ صداهای اضافیِ ساختگی که برای خلق واقعیت ضروری هستند.»

انتهای پیام/

 


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *