پنجشنبه, ۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ - ۲۳ آوریل ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با محمد علیزاده‌فرد به بهانه رونمایی از «حاشیه» در فجر چهل‌وچهارم

تهدیدی که بیخ گوش همه‌ما است!
149

محمد صابری، رها؛ بعد از فیلم کوتاه «شریف» که در جشنواره فیلم‌کوتاه تهران درخشید و در همان سال موفق به شکار سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌کوتاه در جشنواره فجر شد، نگاه‌ها به سمت محمد علیزاده‌فرد رفت و از همان زمان می‌شد پیش‌بینی کرد که او خیلی زود وارد عرصه فیلمسازی بلند هم می‌شود. حالا و در چهل‌وچهارمین دوره جشنواره فجر، او با اولین فیلم بلند خود یعنی «حاشیه» حضور دارد که به بهانه رونمایی از این فیلم، گفت‌وگویی با او داشته‌ایم.

 

◉ در ترکیب فیلمسازان حاضر در جشنواره امسال، کم نیستند چهره‌هایی که پیش‌تر در سینمای کوتاه درخشیده‌اند و حالا با اولین فیلم بلندشان به جشنواره فجر راه یافته‌اند که یکی از آن‌ها شما هستید. به‌خصوص که شما برای فیلم‌کوتاه «شریف»، سیمرغ جشنواره فجر را هم دریافت کرده‌اید. از اینجا شروع کنیم که حس‌تان نسبت به ورود به سینمای بلند چیست و آیا این اتفاق را برای خود در حکم ورود به مرحله‌ای بالاتر در فیلمسازی می‌دانید؟

حقیقت این است که شخصا اگر سینمای کوتاه ایران را جلوتر از سینمای بلندمان ندانم، قطعا کمتر نمی‌دانم و به همین دلیل اصلا احساس بالارفتن به مرحله بعد را ندارم. از طرف دیگر و به لطف خدا، در همین فیلم بلندی که ساختم هم تمام تلاشم این بود که از همان دوستانی استفاده کنم که پیش‌تر در سینمای کوتاه در کنارشان کار کرده بود. صدابردار فیلمم همان صدابرداری است که در فیلم‌کوتاه «شریف» با هم کار کرده بودیم. با فیلمبردار این فیلم، پیش‌تر دو فیلم کوتاه کار کرده بودم. طراح صحنه‌ام هم از همکارانم در فیلم‌کوتاه بود…

 

◉ صادقانه می‌خواهم بدانم این انتخاب‌ها به دلیل معذوریت‌های مالی و بودجه‌ای نبوده است؟

به‌هیچ‌وجه. فیلم ما محصول دو نهاد است و اتفاقا از سمت دوستان به‌عنوان سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده، این تقاضا وجود داشت که برای عوامل اصلی سراغ برندهای شناخته‌شده در سینمای بلند برویم و هیچ محدودیتی هم وجود نداشت اما شخصا مصر بودم که با همین تیم همکاری کنم. هر کسی هم که در حین تولید به صحنه فیلمبرداری می‌آمد، اولین نکته‌ای که به آن اشاره می‌کرد، فضای صمیمانه و حرفه‌ای حاکم بر تیم تولید بود. همه این‌ها را هم من مدیون تجربه‌هایم در سینمای کوتاه و همراهی با آدم‌های همین حوزه است که هنوز هم مشغول همکاری با آن‌ها هستم. اساسا هم قائل به فاصله‌گذاری میان سینمای بلند و کوتاه نیستم چرا که در هر دو، اصل، حرف زدن با مخاطب به زبان تصویر است.

 

◉ تا همین مرحله، تجربه فیلمسازی در سینمای بلند، چه وجه تمایز ویژه‌ای نسبت به سینمای کوتاه برای‌تان داشته است؟

در فضای سینمای بلند، هزینه‌ها بسیار متفاوت از سینمای کوتاه است. هم از منظر پروداکشن تولید و هم از منظر تعداد روزهای تولید، معادلات به‌کل متفاوت از سینمای کوتاه است و بار مسئولیت و فشارکاری روی دوش کارگردان هم قطعا متفاوت می‌شود. در سینمای بلند فشار کاری بسیار بالاست. به‌خصوص که در پروژه‌ای مثل «حاشیه» ما هم محدودیت زمانی برای تولید داشتیم و هم فیلم‌نامه، فیلم‌نامه راحتی نبود و تعدد لوکیشن و تنوع زمانی در روایت هم زیاد بود. یک فیلم کوتاه را شاید در ۵ روز بتوان به سرانجام رساند اما در این پروژه ما چندین ماه درگیر کار بودیم.

 

◉ خیلی از فیلمسازان فیلم‌اولی از چالش‌های خود در جلب اعتماد عوامل و سرمایه‌گذاران برای ورود به سینما می‌گوید. اتفاقی مانند کسب سیمرغ فجر، چقدر به محمد علیزاده‌فرد کمک کرد تا عبور از این چالش‌ها برایش تسهیل شود؟

اگر بگویم تأثیری نداشته، دروغ بزرگی گفته‌ام! اساسا مدل مواجهه تهیه‌کنندگان و افرادی که قرار است برای ساخت فیلم سینمایی به شما اعتماد کنند، چه در بخش خصوصی و چه دولتی، به‌کل متفاوت شد! قبل از سیمرغ و بعد از سیمرغ، خیلی فضا برایم متفاوت بود.

 

◉ این در حالی است که خودتان معتقدید، از نظر توان فیلمسازی، همان کارگردان پیش از سیمرغ هستید!

قطعا همین است. نکته جالب برای خودم این است که خیلی از همین افراد فعال در حوزه تولید که ما باید به آن‌ها مراجعه کنیم، در صحبت‌های رسانه‌ای مدام می‌گویند جشنواره‌ها اهمیتی ندارند اما در عمل و لااقل براساس تجربه شخصی من، اصلا این‌طور نیست. جشنواره‌های مطرح مانند فیلم‌کوتاه «تهران» و مهمتر از آن جشنواره «فجر»، به‌شدت بر آینده کاری فیلمسازان تأثیرگذار است.

 

◉ برسیم به «حاشیه» و اینکه چطور تبدیل به ایده اولین فیلم بلندتان شد؟

سال ۹۸، تهیه‌کننده‌ای که چند فیلم‌کوتاه با او کار کرده بودم، به من گفت، نمی‌خواهی فیلم بلند بسازی؟ گفتم واقعا عجله‌ای ندارم اما اگر موقعیتش پیش بیاید، می‌سازم. همان سال اولین نسخه از طرح فیلم‌نامه «حاشیه» نوشته شد. هیچ سفارشی هم برای آن نداشتم و ایده‌ای که در ذهن خودم بود نوشتم. اما نشد که ساخته شود…

 

◉ از ابتدا هم برای فیلم بلند فیلم‌نامه را نوشتید؟

بله از ابتدا برای فیلم بلند بود. سال ۱۴۰۱ با ۱۴۰۲ بود که از سوی انجمن سینمای جوانان، اعلام شد تعدادی فیلمساز به بنیاد فارابی معرفی می‌شود تا برای فیلم اول مورد حمایت قرار بگیرند که آرمان خوانساریان و رضا نجاتی از همین گروه بودند. در آن دوره من هم معرفی شدم به فارابی اما وقتی طرح «حاشیه» ارائه شد، به دلیل فضای اجتماعی و تلخ قصه‌اش، رد شد…

 

◉ با همان اتهام «‌سیاه‌نمایی» معروف!

این‌طور نبود که مستقیم از این کلمه استفاده کنند، ولی در کل احتمالا همین بود. وقتی سال ۱۴۰۳ سیناپس همین فیلمنامه را به حوزه هنری ارائه کردم، از تولید آن استقبال کردند و دوستان سازمان اوج هم پای کار آمدند و به‌عنوان حمایت از فیلم‌اول، تبدیل به محصول مشترک سازمان اوج و سوره شد.

 

◉  نسخه‌ای که در جشنواره شاهد هستیم، همان داستانی است که در سال ۹۸ در ذهن داشتید؟

به نظرم اگر یک ایده در طول چند سال ثابت بماند، باید به آن شک کرد. قطعا فیلمنامه «حاشیه» هم در این مسیر تغییر کرد چرا که من علیزاده‌فرد هم همان علیزاده‌فرد سال ۹۸ نیستم. هسته قصه همان زمان شکل گرفت اما نگاه آدم‌ها در طول زمان تغییر می‌کند. ما دو ماه پیش‌تولید برای فیلم داشتیم که تا هفته آخر، بازنویسی فیلم‌نامه هم ادامه داشت. ۱۵ نسخه بازنویسی فیلم‌نامه داشتم و اتفاق عجیبی هم نیست. تمام تلاشم با همراهی بنیامین هفت‌لنگ این بود که فیلم‌نامه کیفیت بالایی داشته باشد.

 

◉ تصویر حاشیه‌نشینی در فیلم، گویی صرفا کارکرد پس‌زمینه روایت داستان را دارد؛ آیا ملاحظه‌ای برای به‌تصویر کشیدن عریان‌تر معضلات زیستی حاشیه شهر داشتید؟

هدف من قصه‌گویی برای مخاطب بوده است. قصه‌ای که می‌خواستم دنبال کردنش برای مخاطب جذاب باشد. بستری که برای این قصه انتخاب کردم، حاشیه شهر بود که بخشی از آن به تجربه زیسته خودم هم بازمی‌گردد. در دوره‌‌ای خودم تجربه زندگی در حاشیه شهر را داشتم و معتقدم این مناطق آبستن قصه‌های بسیار زیادی هستند.

 

◉ تجربه شخصی‌تان برای زندگی در حاشیه شهر هم مانند قهرمان فیلم، از سر استیصال و ناچاری بود؟

اگر «بی‌پولی» را عامل اجبار و استیصال بدانیم، بله! قطعا هر کسی که در آن منطقه زندگی می‌کند با معذوریت مالی مواجه است، وگرنه که احتمالا همه دوست دارند در نیاوران زندگی کنند! بعید است کسی خودخواسته ساکن آن مناطق باشد و من هم در سنین نوجوانی این تجربه را داشتم. متأسفانه روز‌به‌روز هم در حال کاهش طبقه متوسط در جامعه و افزایش میزان حاشیه‌نشینی هستیم. در همین شرایط وقتی یک اتفاق ناگوار و حادثه پیش‌بینی‌نشده برای شما رخ بدهد، در یک شب ممکن است طبقه اجتماعی شما هم تغییر کند. این تهدید بیخ گوش همه‌مان وجود دارد.

 

◉ زیست طلبگی کاراکتر اصلی فیلم هم در همان طرح اولیه وجود داشت یا در طول بازنویسی به این ایده رسیدید؟

اصرار ندارم که مخاطب از ابتدا بداند این کاراکتر طلبه است و به همین دلیل هم در حوالی دقیقه ۵۰ این نکته در روایت مطرح می‌شود. می‌خواهم مخاطب بدون پیش‌زمینه ذهنی با این کاراکتر مواجه شود. در ایده اولیه هم این شخصیت طلبه نبود اما از جایی به بعد احساس کردم نگاه آسیب‌شناسانه‌ای که می‌خواهیم در فیلم داشته باشیم، اگر از زاویه نگاه یک طلبه باشد، به فضای نقادانه فیلم کمک می‌کند.

 

◉ فکر نمی‌کنید این کاراکتر بیش از اندازه منفعل است؟ به‌عنوان یک طلبه گویی بیش از اندازه از کنش‌گری هراس دارد!

ما سکانس‌هایی در فیلمنامه داشتیم که هادی کاظمی از ترس‌هایش صحبت می‌کرد اما به دلایلی تصمیم گرفتیم در فیلم نباشد. به‌دنبال این بودم که شخصیتی را تصویر کنم که آگاهانه تصمیم به انفعال گرفته است. اما همین شخصیت هم وقتی خانواده‌اش درگیر یک مشکل می‌شود، ناگزیر از کنش‌گری می‌شود.

 

◉ مدل بازی هادی کاظمی هم به این حس انفعال در مخاطب، ضریب داده است.

این انفعال تا نیمه داستان، خودخواسته بوده و اینگونه نیست که بگوییم نمی‌خواستیم چنین احساسی وجود داشته باشد، اما از جایی به بعد دیگر آن شخصیت گوشه‌نشین و صرفا ناظر را نداریم. او مجبور می‌شود وارد میدان عمل شود.

 

◉ در ابتدای مصاحبه اشاره کردید که برای عوامل فنی پشت دوربین معذوریت مالی نداشتید و با انتخاب خود سراغ بچه‌های سینمای کوتاه رفتید؛ در زمینه ترکیب بازیگران هم همین شرایط را داشتید‌؟ فکر نمی‌کنید اگر سراغ بازیگران چهره به‌خصوص بازیگران مطرح سینمای اجتماعی می‌رفتید، خروجی کار ارتباط بهتری با مخاطب می‌گرفت؟

علی‌القاعده مسائل بسیار زیادی در فرآیند انتخاب بازیگران دخیل است. گاهی مذاکرات اولیه خوب پیش می‌رود اما توافق مالی حاصل نمی‌شود، گاهش حتی توافق مالی هم شکل می‌گیرد اما زمان‌بندی پروژه اجازه همکاری نمی‌دهد. گاهی تا مرحله تست گریم هم یک بازیگر پیش می‌رود اما احساس می‌کنیم آنچه می‌خواستیم نشده است. معادلات مربوط به انتخاب بازیگران، اصلا ساده نیست اما از کست فعلی بازیگران فیلم بسیار راضی هستم. مشخصا هادی کاظمی بازیگری بود که خودم پیشنهاد دادم و برای حضورش در این نقش اصرار داشتم. در حال حاضر هم از این انتخاب بسیار راضی‌ام. خروجی اصلا اینگونه نیست که بگویم ای‌کاش بازیگر دیگری را انتخاب می‌کردم. این‌طور نیست که بگویم مجبور به این انتخاب‌ها شده‌ام. نکته دیگری که باید درباره بازیگران به آن اشاره کنم، این است که در همین کار تلاش کردم از بچه‌هایی که در فیلم‌کوتاه با آن‌ها همکاری داشتم هم رفتم و از ظرفیت آن‌ها هم استفاده کردم که حضورشان در فیلم برایم مهم بود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *