پنجشنبه, ۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ - ۲۳ آوریل ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با سعید جلیلی کارگردان «تقاطع نهایی شب» به بهانه رونمایی در جشنواره فیلم فجر

لحظات خالی از اتفاق را باید از فیلم حذف کرد
186
سعید جلیلی کارگردان فیلم سینمایی «تقاطع نهایی شب» است. این اثر اولین فیلم سینمایی اوست که در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر با دیگر آثار حاضر در بخش سودای سیمرغ رقابت می‌کند. تهیه‌کنندگی این فیلم برعهده مهدی مددکار است. از بازیگران فیلم هم می‌توان به جواد قامتی، رویا جاویدنیا، گیتی قاسمی و صادق حسنی اشاره کرد.

محراب توکلی؛ رها،  این فیلم در آذرماه سال گذشته کلید خورد و به‌خاطر موانعی که بر سر راه تولید قرار گرفت، به جشنواره چهل‌وسوم نرسید. داستان این اثر درباره چهار زن با کاراکتر و ویژگی‌های متفاوت است. این چهار زن دچار بحرانی شده و باید با تصمیم‌گیری درست از آن خارج شوند. به بهانه حضور این فیلم‌ساز در جشنواره با وی گفت‌وگویی داشته‌ایم.

 

◉ کنجکاوم که گفت‌وگو را از حضور شهاب حسینی در پروژه شروع کنیم. می‌دانیم که ایشان به‌عنوان مشاور در فیلم «تقاطع نهایی شب» حضور داشتند. چطور با وی آشنا شدید و تعامل و همکاری‌تان چگونه شکل گرفت؟

در ابتدا باید بگویم که واقعاً من افتخار همکاری با شهاب حسینی را در این کار داشتم. آشنایی ما به قبل از ماجرای تولید «تقاطع نهایی شب» برمی‌گردد. من مسئول موسسه‌ای بودم که آقای حسینی نیز در آنجا رفت‌وآمد داشت. درباره حضور ایشان در پروژه باید بگویم که به‌عنوان مشاور بسیار همراه ما بود. علی‌رغم مشغله‌های بسیار زیادی که داشتند همه‌جوره کنارمان بودند. از مرحله پیش‌تولید و حتی در جلسات دورخوانی هم حضور داشت. در این جلسات با آقای حسینی، بازیگران و عوامل، فیلم‌نامه را می‌خواندیم و نقش‌ها را تحلیل می‌کردیم. حضور او به‌خصوص در ارتباط با بازیِ بازیگران و متدهایی که برای گرفتن بازی موردنظر از هر کدام از بازیگران داشتیم، بسیار مثمرثمر بود. از آنجایی که فیلم ما در لوکیشن محدودی ساخته شده، جایگاه بازیگر در شکل‌گیری آن و تأثیرگذاری‌اش بسیار مهم است و حضور فردی مثل شهاب حسینی که بزرگ‌ترین جایزه بازیگری جهان را در کارنامه خود دارد، بسیار برایمان حائز اهمیت بود.

 

◉ درباره تعامل شهاب حسینی با بازیگران بیشتر توضیح می‌دهید؟

آقای حسینی به‌عنوان مشاور پروژه همه چیز را بر اساس فیلم‌نامه می‌سنجیدند. مثلاً اگر بازیگری از یک کلمه یا حتی یک کاما در فیلم‌نامه عبور می‌کرد، شهاب حسینی مراقب بود که این اتفاق نیفتد تا بازیگران کاملاً سوار بر فیلم‌نامه باشند. یک نکته‌ای که آقای حسینی به آن توجه ویژه داشت، بازیگری در فواصل بین دیالوگ‌ها بود. در واقع بازیگری در سکوت. تلاش ویژه‌ای کردند که با بازیگران در این لحظات تعامل کنند تا همه چیز در خروجی ویژه و تأثیرگذار باشد.

 

◉ آقای جلیلی در بخشی از صحبت‌ها گفتید که فیلم «تقاطع نهایی شب» در لوکیشن محدودی ساخته شده و به همین دلیل بازی بازیگران در آن بسیار حائز اهمیت است. این موضوع من را یاد فیلم «پیرپسر» انداخت که تقریباً چنین منطقی داشت. آیا موفقیت فیلم اکتای براهنی در ساخت فیلم شما تأثیر داشته است؟

خیر مطلقاً چنین چیزی وجود ندارد. چرا که ما تولید فیلم را پیش از جشنواره چهل‌وسوم آغاز کردیم و در آستانه رسیدن به آن دوره از جشنواره بودیم. اما به دلیل شرایط مالی کار متوقف شد و به فجر ۴۳ نرسیدیم. در نتیجه نمی‌توان گفت که منطق بصری این فیلم برآمده از فیلم دیگری است یا به طور مشخص از «پیرپسر» الگوبرداری کرده است.

 

◉ از آنجایی که بحث بازی و بازیگردانی در فیلم شما مهم است، بیایید کمی دیگر در مورد آن بحث کنیم. ریتم اجرا در بحث بازیگردانی و بازیگری بسیار حائز اهمیت است. این چالش را چگونه به‌عنوان یک کارگردان فیلم‌اولی پشت سر گذاشتید؟

برای پاسخ به این سؤال باید به برخی ویژگی‌های فیلم اشاره کنم. فیلم ما چند ویژگی دارد: زمان واقعی و زمان دراماتیک در آن بسیار به هم نزدیک هستند. یعنی قصه در یک عصر اتفاق می‌افتد و چند ساعت بعد از آن تمام می‌شود. همچنین لوکیشن‌های محدودی داریم. به طور دقیق حدود ۷۰ الی ۸۰ درصد فیلم در دو لوکیشن می‌گذرد. این دو نکته باعث می‌شود، کارگردانی بسیار سخت شود و هم حفظ ریتم و رکورد بازیگران بی‌نهایت دشوار باشد. یکی از دلایلی که من نگران بودم، همین بود. برایم مهم بود بازیگری انتخاب کنم که توان حفظ کردن ریتم و راکورد را داشته باشد. خدا را شکر بازیگران بسیار همراه بودند. در همان جلسات اول و دوم، نقاط مشترک بین کارگردان و بازیگر شکل گرفت. خیلی راحت و تمیز توانستیم آنچه مدنظرم بود را بگیریم. بازیگران زحمت بسیاری کشیدند. علی‌رغم شرایط سخت مالی پروژه، وقت و انرژی گذاشتند و به شخصیت مدنظری که در فیلم‌نامه نوشته شده بود، رسیدند.

 

◉ با توجه به این موضوع منطق زمانی فیلم ریِل تایم (زمان واقعی) است. خب، طراحی فیلم‌نامه در چنین فرمی چگونه انجام شد؟

ببینید از آنجایی که زمان واقعی و دراماتیک فیلم خیلی به هم نزدیک هستند، شما نمی‌توانید لحظات خالی از اتفاق بین آدم‌ها طراحی کنید. ناچار هستید لحظه‌به‌لحظه در فیلم‌نامه، موقعیت‌های دراماتیک بکارید. اگر در فیلمنامه برای یک لحظه خاص کنشی طراحی نکنید، آن لحظه می‌سوزد و در مونتاژ باید آن موقعیت را خارج کنید. ما به تک‌تک موقعیت‌هایی که در فیلمنامه وجود داشت فکر کردیم. فیلم‌نامه را مفصل به قول معروف بالا و پایین کردیم تا همه چیز درست پیش برود. مخاطب با قصه همراه شود و حوصله‌اش سر نرود. سعی کردیم سلسله روابط و پیرنگ‌ها چفت‌وبست محکمی داشته باشد و در عین حال اوپنینگ و اندینگ فیلم با یکدیگر متناسب باشد.

 

◉ اگر اشتباه نکنم، شما این فیلم‌نامه را بر اساس فیلم‌نامه یک فیلم کوتاه نوشته‌اید، درست است؟

بله من یک فیلم کوتاه به نام «نفر سوم» ساخته بودم. احساس کردم اگر دو شخصیت به فیلم‌نامه آن فیلم اضافه کنم، می‌تواند تبدیل به یک فیلم بلند شود. به همین خاطر نوشتن فیلم‌نامه «تقاطع نهایی شب» را آغاز کردم.

 

◉ با توجه به تعاریفی که تاکنون از فیلم ارائه دادید، یک نکته در ذهن من شکل گرفت. آن هم اگزوتیک بودن فیلم یا اینجایی نبودنش است. آیا تلاش‌هایی برای ایرانیزه کردن روایت فیلم «تقاطع نهایی شب» صورت گرفته است؟

مختصات فیلم به ما می‌گوید که با چه ابزاری، چه شیوه کارگردانی و روایتی باید به مخاطب ارائه شود. هر فیلمی ابعاد خودش را دارد. مثلاً آثار آقای کیارستمی یا فیلم‌سازان مهم ایرانی، ابعادشان این امکان را می‌داد که به سمتی متفاوت و شاعرانه بروند. در فیلم‌هایی که در حوزه‌های دیگری می‌گذرند، ممکن است ایرانی کردن یا شرقی کردنشان مشکلی برای فیلم به وجود بیاورد. زبان فیلم ما بین‌المللی است.

 

◉ می‌توانید براساس قصه فیلم، منظورتان از زبان بین‌المللی را بیشتر شرح دهید؟

قصه فیلم درباره چهار زن است که روابط خیلی همسویی با هم ندارند. آن‌ها به واسطه یک بحران در موقعیتی قرار می‌گیرند که باید برای برون‌رفت از آن با یکدیگر همکاری کنند. این شخصیت‌ها با هم چالش دارند. اختلاف دارند. دشمنی دارند. چشم دیدن هم را ندارند، اما تمام تلاششان را می‌کنند که همکاری کنند. در مسیر حل این بحران اتفاقاتی برایشان می‌افتد که پیش‌بینی‌اش را نکرده بودند. کلیت قصه به این ترتیب است که یک حادثه مرکزی بزرگ رخ می‌دهد و این چهار کاراکتر پیرامون آن هر کدام دست به کنشگری می‌زنند. به طور دقیق می‌توان شخصیت‌ها را از یکدیگر تفکیک کرد، چرا که خصوصیات متفاوتی در هرکدام در مرحله شخصیت‌پردازی شکل گرفته است. البته تفاوت کاراکترها مانع از بین رفتن هارمونی فیلم در کارگردانی نشده است.

 

◉ تا اینجای گفت‌وگو تأکید بسیاری روی کارگردانی فیلم و اهمیت آن با توجه به موانع فراوانی از جمله موانع مالی داشتید. پشت این حجم از تأکید چیست و آیا دغدغه‌ای در این حوزه دارید؟

هدف نهایی و دغدغه من این است که حسی به مخاطب منتقل شود. رساله فوق‌لیسانس من عنوانش «انتقال معنا به واسطه دکوپاژ در سینما» بود. معتقدم کار ما باید مخاطب را به فکر ببرد. تأثیرگذاشتن صرف هدف نیست. در شیوه دکوپاژ تلاش کردم پرده اول به شیوه‌ای متناسب با حوادث کارگردانی شود، از نقطه میانی تا نقطه دوم به شیوه دیگری و از نقطه دوم تا پایان به شیوه کاملاً متفاوت‌تری. تمام این تمهیدات برای این بود که حسی به مخاطب منتقل شود و او به فکر فرورود. انتخاب لنزها، مدل نورپردازی، لحن دوربین، بازیگری، میزانسن‌ها جملگی در راستای این هدف چیده شد. باید از تیم تولید تشکر کنم. با اینکه بخش اصلی تولید را سال گذشته به اتمام رساندیم، اما بخش‌های کوچکی از این مرحله باقی مانده بود. بعد از آن که می‌خواستیم مجدداً به تولید بازگردیم به جنگ ۱۲ روزه برخوردیم. نزدیک به یک سال از تولید اولیه خود فاصله گرفتیم. با این وجود تیم تولید همراهی کردند و از دوپاره شدن فیلم جلوگیری کردند و در نهایت با یک کیفیت قابل‌دفاع، «تقاطع نهایی شب» به خروجی رسید.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *