به گزارش خبرنگار رها، سومین رویداد «قرار هفت» که به همت جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان و با همکاری بنیاد سینمایی فارابی، مرکز آموزشهای هنری و سینمایی دارالفنون و اندیشکده امید برگزار میشود، با موضوع کنشگری نوجوان و سینمای دفاع مقدس با حضور رسول صدرعاملی و محمدرضا شریفینیا، پیش از ظهر امروز سهشنبه ۸ مهر در بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد. در ابتدای این نشست نسخه بازسازی شده فیلم سینمایی «باشو غریبه کوچک» به کارگردانی بهرام بیضایی اکران شد.
در ابتدای این نشست صدرعاملی درباره رفتار مناسب فیلمسازان برای ساخت آثار سینمایی برای نمایش کنشگری نوجوانان در زمان هشت سال دفاع مقدس توضیح داد: عرصه دفاع مقدس دوره حاکمیت نوجوانها بود. شاید در آمار ۳۶ هزار دانش آموز در میان شهدای جنگ باشند ولی بخش بزرگی از بار زندگی در جامعه و میدان جنگ روی دوش نوجوانان بود. بچههایی که یا پدرشان در جنگ بود یا برادران بزرگتر و آنها باید خانواده را مدیریت میکردند. آنها نسلی بودند که میتوانستند عظیم ترین سرمایه جامعه باشند اما درگیر جنگ تحمیلی هشت ساله شدند.
وی با اشاره به فیلمهای اجتماعی در این فضا عنوان کرد: باید بدانیم که سینمای کودک و سینمای نوجوان ربطی به هم ندارند. سینمای کودک مفرح و سرگرم کننده و شادی آور است اما سینمای نوجوان دقیقا نقطه مقابل آن است. نوجوان در این سن باید مهمترین تصمیمات عمرش را بگیرد در حالی که کمترین توجه را از خانواده و جامعه میگیرد. در همه جای دنیا جشنوارههای نوجوان مستقل است و امیدوارم این اتفاق بالاخره در کشور ما نیز رخ دهد. حتی وقتی برخی درباره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان صحبت میکنند بخش نوجوان را هم یادشان میرود و میگویند جشنواره کودک که این اشتباه است.
صدرعاملی در ادامه یاداور شد: سینمای کودک باید رویاپردازی کند، قهرمان داشته و خیالپردازانه باشد تا کودک خودش را جای قهرمان بگذارد، همانطور که جهان کودک تصور و تخیل و قصهپردازی است، اما سینمای نوجوان سینمای مسئولیتپذیری است، جایی که قهرمان در مواجهه با جهان اطرافش قصههای متفاوت و جذابی دارد.

امروز به حرفهای بیضایی و مهرجویی رسیدیم
کارگردان فیلم «زیبا صدایم کن» اضافه کرد: مثال خوب درباره سینمای نوجوان فیلم «باشو غریبه کوچک» است. ۴۰ سال پیش بهرام بیضایی با این فیلم یک حرف ساده زد. او دو فرهنگ و زبان شمال و جنوب را در برابر هم قرار میدهد و بعد از ایران حرف میزند. چهل سال پیش بهرام بیضایی نسخه ای مینویسد که میگوید به «با هم بودن» و «یکدست بودن» فکر کنید که ما امروز به این حرف رسیدهایم. همانطور که داریوش مهرجویی ۴۰ سال پیش در «اجارهنشینها» گفت نمیتوانید وقتی در یک خانه هستید هرکسی ساز خودش را بزند و هر بلایی خواست سر خانه بیاورد، منتها کسی به او گوش نکرد، به این فیلمها و حرفهای نهفته در دل آنها توجه نشد چون سینما درک نمیشد.
محمدرضا شریفینیا نیز در این نشست ضمن قدردانی از کیفیت خوب نسخه جدید فیلم «باشو غریبه کوچک» گفت: بهرام بیضایی بسیار زیبا در فیلم «باشو غریبه کوچک» همدلی و همزیستی فرهنگها را به تصویر میکشد. بیضایی آدمی است که ما با او نامهربانی کردیم. کسی که بخش اعظمی از ادبیات اجتماعی و مذهبی این مملکت روی دوش او بود. این فیلمساز دو کار ویژه داشت، یکی «روز واقعه» و دیگری «مجلس ضربت زدن» که در «روز واقعه» به زیبایی درباره امام حسین(ع) صحبت کرد و شرایط اجتماعی آن دوران را تصویر کرد و در نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» به امام علی (ع) پرداخت. به سادگی آدمی که انقدر زیبا درباره امام حسین (ع) و امام علی (ع) صحبت کرده و شرایط اجتماعی آن دوران را توضیح میدهد را از دست دادیم و به قدری بیمهری کردیم که او رفت. سالها پیش گفتم کاش با ایشان صحبت میکردیم درباره همه ۱۴ معصوم یک فیلمنامه یا نمایشنامه مینوشت چون به نظرم کسی نمیتواند زیباتر از ایشان بنویسد.
وی درباره کمکاری سینماگران در به تصویر کشیدن حضور نوجوانان در فضای دفاع مقدس هم عنوان کرد: ما با وجود تعداد زیاد شهدا، و اسرای نوجوان کاری برای آنها نکردهایم. البته من اعتقادی به سانسور در جمهوری اسلامی ندارم، فیلمساز خوب میتواند فیلمش را بسازد اما در دورههایی افرادی بودهاند که مثلا نخواستهاند نشان دهند جنگ چه تاثیری در خانواده داشته است و به فیلمها برچسب ضدجنگ میزدند که این سانسور است؛ همان کاری که با «باشو غریبه کوچک» کردند و این فیلم سه سال اجازه اکران نداشت. در آن دوران شما اگر میخواستید یک فیلمی بسازید که تبعات جنگ در خانواده را نشان دهد با مهر ضد جنگ توقیف میشد و اگر این ذهنیت نبود، شاید ما فیلمهای بسیاری درباره نوجوانها و جوانهایی که آن روزها را درک کردند، داشتیم. ۴۵ درصد اسرای ایرانی در زمان جنگ دانش آموزان بودند، چرا ما به جز چند مورد در سالهای اخیر هیچ فیلمی راجع به آنها نداریم؟

تبعات جنگ واضح و محرز است ولی نمیتوان آن را در سینما نشان داد
شریفینیا گفت: تبعات جنگ واضح و محرز است و نمیتوان آنها را نشان نداد. شما برای اینکه دشمن را خوب بشناسانید باید زندگی آن بچه را که نابود شده است نشان دهید. من قبول دارم که «باشو غریبه کوچک» یک فیلم ضد جنگ است ولی نباید جلوی این فیلم ها را گرفت.
وی ادامه داد: فیلمهای کودک در کشور ما خوب بوده از قدیم که «گلنار» و… بود تا همین انیمیشن «بچه زرنگ» ولی برای نوجوان کاری نکرده ایم و نسل زِد را فراموش کردیم و به همین دلیل است که به تدریج میفهمیم دیگر این بچهها را درک نمیکنیم.
صدرعاملی در ادامه با اشاره به «باشو غریبه کوچک» عنوان کرد: این فیلم تنهایی و جدا افتادگی یک نوجوان از خانه و کاشانه و جامعه خودش که باعث میشود او به سرزمینی ناشناخته در بخش دوری از ایران پناه ببرد. فیلمساز تنوع فرهنگ ها را نشان میدهد و به دنبال چالش است. اگر چهل سال پیش ما به دو روایت ساده و یک خطی که بیضایی در فیلم مطرح میکند توجه میکردیم و فیلمش با آن شرایط اکران نمیشد، امروز وضعیت دیگری داشتیم. اگر پیام فیلم را چهل سال پیش میگرفتیم جامعه رستگارتری داشتیم. بهرام بیضایی در این فیلم به ما نشان میدهد که جنگ خوب نیست، اگر مجبور به جنگ هستیم مراقب اقوام مختلف باشیم و کاری کنیم همدلی کنند.
شریفی نیا نیز درباره لزوم پرداختن به جنبه های مختلف جنگ در آثار نمایشی هم گفت: شما نمیتوانید بگویید فرزندم را طوری بزرگ کنم که هیچ چیز بدی در زندگیاش نبیند. مردم ما از چهل سال پیش باید با تبعات رویدادی مثل جنگ آشنا میشدند ولی متولیان مخالف بودند.

در تبلیغات فشل هستیم!
این بازیگر سینمای ایران با اشاره به فیلم اخیر صدرعاملی بیان کرد: یکی از بهترین فیلمهایی که اخیرا دیدم «زیبا صدایم کن» است. کاش بتوانید تبلیغاتی داشته باشید یا حتی در شبکههای ماهوارهای مثل جم و… تبلیغ کنید که این فیلم دیده شود. متاسفانه تجهیزات تبلیغاتی ما فشل است! تلویزیون به فکر این نیست که حتی فیلم و سریالهای خود را تبلیغ کند و تا به مردم اطلاع ندهید فیلم را نمیبینند.
وی افزود: چرا این فیلم فقط پانزده میلیارد تومان فروش دارد؟ «زیبا صدایم کن» باید در جامعه ما بیش از ۳۰۰ میلیارد تومان بفروشد؛ اثری که در تجلیل مقام پدر است. دولت باید زمین و زمان را به هم میدوخت تا این فیلم را همه ببینند، این فیلم مگر بهترین فیلم جشنواره فجر نشد؟ فیلم «پروین» نیز در جشنواره فجر هفت جایزه گرفت اما در زمان اکران هیچ اتفاقی برای آن نیافتاد.
صدرعاملی نیز درباره بازار جدید فیلم و سریال عنوان کرد: باید به نوجوان بیاموزیم سینما رفتن را از یاد نبرد. باید حواسمان به سالن های سینما باشد، به مخاطب سینما ارزش بگذاریم تا بلیط خریدن برایش با دیدن فیلم به گونهای دیگر متفاوت باشد. ما سالنهای خوبی نسبت به سالها و دهه های قبل داریم ولی تولیداتی که مناسب پرده باشد کم داریم.
این کارگردان سینما با اشاره به اهمیت مخاطب هدف تصریح کرد: یک زمانی وقتی «شهر موشها» و «دزد عروسکها» و فیلم های ایرج طهماسب ساخته میشد، مخاطب داشت ولی ما این مخاطب را از دست دادیم و به یک اراده جمعی برای بازگرداندن او نیاز داریم. ما نباید فیلمی بسازیم که اول تا آخر کلاس اخلاق باشد. یک فیلم باید قصه جذابی داشته باشد، حرفی بزند و حالا اگر نکتهای هم داشت که چه بهتر.
صدرعاملی درباره ساخت کارهای سفارشی عنوان کرد: همه جای دنیا کارهای سفارشی تولید میشود و فیلمهایی که پرهزینهتر است و بار فرهنگی بیشتری دارد توسط مراکز دولتی و شهرداری سرمایه گذاری میشود. ولی برای بخش خصوصی باید فضا را باز کرد چون بخش خصوصی نمیتواند با سانسور و ممیزی شدید فیلم بسازد. البته منظورم این نیست که بخش خصوصی به دنبال ساختن فیلم مستهجن است. به نظر من سینما از ابتدا مدیر بردار نیست، سینما یعنی بخش خصوصی، استودیوهای فیلمسازی و ارتباط آنها با مردم. این افراد نیاز جامعه را میبینند و براساس آن فیلم میسازند. در عین حال دولت باید برود برای فیلمی که دوست دارد بسازد هزینه کند.
وی اضافه کرد: اشکال بزرگ سینمای ایران این است که طی ۴۰ سال تهیه کنندههای مقتدر و استودیوهای بزرگ شکل نگرفته است. همیشه دنبال فارابی و حوزه هنری بودیم و این ارگانها بدون اینکه سلیقه خود را تحمیل کنند فیلم نمیسازند که البته حق هم دارند و در این حوزه کار میکنند. سینمای اصلی آزاد و مستقل است و سینمای سفارشی و دولتی در کل جهان وجود دارد. در آمریکا سالانه چند فیلم ساخته میشود که یک پلان تاثیرگذار از پرچم آمریکا داشته باشد، اما بخش خصوصی هم کار خودش را میکند.
شریفی نیا سپس درباره تفاوت مدیومها تصریح کرد: تفاوتی بین تلویزیون و شبکه نمایش خانگی است. تلویزیون موظف است چیزی پخش کند که بدون مشکل باشد و خیلی از مسائل را رعایت کند. چون همه اقوام در سراسر کشور پای این رسانه نشستهاند. به نظرم ایجاد پلتفرمها بهترین شگردی بود تا فیلمها و سریالهایی ساخته شود که فضا در آنها بازتر است و امروز تماشاگر پول میدهد که این سریالها را ببیند. تلویزیون کاری کرد که مردم اگر سریالهایش را مجانی نمیدیدند حالا پول میدهند و سریالهای شبکه نمایش خانگی میبینند.
وی اضافه کرد: یک مدیر فرهنگی که فرهنگ این مملکت زیر نفوذ اوست باید تمام وجوه زندگی مردم ما را درک کند. اگر من فیلمنامهای به ارشاد میدهم برای تصویب یا گرفتن پروانه ساخت، آن مدیر باید من را صدا کند و بگوید شرایط جامعه ما این است، تو باید این را به فیلم اضافه کنی، ولی همیشه برعکس است و میگویند فلان بخشها را حذف کن. مسئول فرهنگی جامعه وقتی هنرمند است باید چند سال بعد جامعه را هم ببیند و همه چیز را در اختیار هنرمند بگذارد تا کارش را بکند. مثل فیلم «باشو غریبه کوچک» هنرمند اثری با مفهوم همدلی میسازد ولی مسئول فرهنگی آن را نمیفهمد و جلوی فیلم گرفته میشود. شما میخواهید فیلمسازان همه فیلم و سریالهایی شبیه به آثار تلویزیونی بسازند که این جواب نمیدهد.
بازیگر «اخراجیها» در پایان سخنانش عنوان کرد: به نظرم سینما باید فضای بازتری حتی از پلتفرمها داشته باشد. تلویزیون را ۵۰ میلیون نفر میبینند، در پلتفرم ۳ میلیون نفر مخاطب هست و در سینما ۱ میلیون نفر. پس باید اینجا معضلات جامعه آزادتر مطرح شود. مثل کاری که صدرعاملی در فیلم آخرش انجام داده است. من اطمینان دارم فیلم اگر در پلتفرمها بیاید قطعا بیشتر دیده میشود.