مریم قاضی زاده، رها؛ تا قبل از اینکه مهران مدیری و رضا عطاران گونهای متفاوت از طنز را وارد تلویزیون کنند؛ آثار تولیدی در این حوزه رنگ و بوی دیگری داشت و شاید هم خیلی نتوان در گونه آثار طنز جایشان داد. اما حال و هوای برنامههای طنز به ویژه در تلویزیون با سریالهای این دو کارگردان بود که مسیری متفاوت یافت و در این میان رضا عطاران نقش بیشتری را ایفا کرد.
کارهای عطاران با ایجاد موقعیتهای طنز و دیالوگهایی که سابق بر آن خیلی در قاب تلویزیون رواج نداشت، با استقبال چشمگیر از سمت مخاطبان مواجه شد و نسخه او، به دستورالعملی نانوشته برای ساخت سریالهای طنز تبدیل شد. نسخهای که در آن شوخیهای کلامی و فیزیکی رکن اساسی بود و پرمخاطب بودن اثر را تضمین میکرد.
حالا بعد از گذشت سالها از بدعت عطاران، بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیون به ویژه شبکه نمایش خانگی پر شده از تولیداتی که بی محابا به شوخیهایی میپردازند که شاید در نظر نخست خندهدار و سنت شکنانه باشند؛ اما جا دارد که به تبعات آنها در جامعه و تأثیری که روی مخاطبان بهویژه کودک و نوجوان میگذارد، موشکافانه نگاه کرد.
رسانه «رها» قصد دارد در یک سلسله گزارش به بررسی پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و روانی ناشی از تولید و پخش آثاری بپردازد که بدون محدودیت، شوخیهای نامناسب و گاهاً جنسی را در قالب تولیدات شبکه نمایش خانگی در معرض دید مخاطبان قرار میدهد.
واژه گم شدهای به نام «طنز»
این روزها وقتی نام کمدی روی بسیاری از آثار تولیدی چه در سینما و چه شبکه نمایش خانگی می آید، باید حواست را خوب جمع کنی که نکند وسط فیلم یا سریال ناگهان حرفی توسط یکی از شخصیتها گفته شود که برق از کلهات بپرد. تازه این در حالتی است که خودت تنهایی مشغول تماشا باشی و اگر قرار باشد با خانواده پای برنامه بنشینی، احتیاط بیشتری را می طلبد.
نه اینکه فکر کنید این ویژگی مربوط به برنامههای خاصی است که محدویت سنی برای تماشا دارند و با هدفی مشخص ساخته شدهاند؛ بلکه به طور کلی آنچه به عنوان یک محصول طنز شناخته میشود، پر است از سکانسهایی که شوخیهای بی حد و مرز دارد و حتی گاهی با تهمایههای جنسی. برای مثال برنامهای مثل «کارناوال» را در نظر بگیرید با آن همه مخاطب و آن همه محبوبیت که در آن شخصیتی به نام «افتو» خودنمایی میکند. گربهای که ابتدا ناز و ملوس به نظر می رسد اما هرچه جلوتر میروی، به حجم هجو و هزل در گفتههای این عروسک به ظاهر آرام افزوده میشود و در نهایت کار به جایی میرسد که بخشی از گفتگوهای این شخصیت عروسکی با رامبد جوان درباره تفاوت بین ادبیات گربهها و انسانها در فضای رسانههای اجتماعی وایرال شده و دست به دست می چرخد.
البته این موضوع تنها به مسابقه «کارناوال» خلاصه نشده و ردپای الفاظ منشوری و شوخیهای غیراخلاقی را میتوان در «انجمن اشباح»، سریالهای «از یاد رفته»، «اجل معلق»، «صددام» و بسیاری از آثاری که نام کمدی و سرگرمی را با خود به یدک میکشند؛ جستجو کرد و کار جایی بیخ پیدا میکند که حتی مهمان برنامه در پخش زنده شبکه ورزش پخش شد نیز همه تلاش خود را به کار میگیرد تا شجاعت خود و همتیمیهایش را به بدترین شکل ممکن توصیف کند! برنامههای یوتویب مثل «نصفشب» و «رس» هم دارای شوخی سخیف و گاه اشارات مستقیم جنسی هستند.
رسانه الگوساز، رسانه مخرب
با نگاهی موشکافانه به این موضوع، آنچه خودنمایی میکند، گم شدن رسالت رسانه به عنوان مرجعی برای الگوسازی سازنده در جامعه است. موضوعی که کارشناس صداوسیما و دکترای روانشناسی در حوزه کودک و نوجوان از آن به عنوان جابجایی نقش رسانه یاد میکند.
سعیده سهیلی مهر که دارای دکترای روانشناسی است در این باره به خبرنگار «رها» توضیح میدهد: متأسفانه این الفاظ و شوخی ها از رسانهای مطرح میشود که به نوعی مسئول هنجارسازی در جامعه است و می تواند الگوهای رفتاری را تولید کند؛ اما در حال حاضر شاهد این هستیم که شوخی ها و الفاظی که در برنامههای مختلف نمایش داده میشود، از هنجارها و ادب و اخلاقی که سالها آن را توصیف میکردیم، فاصله گرفتهاند.
وی که مشاوره حوزه کودک و نوجوان است، ادامه میدهد: به طور حتم اثرات مخرب این اتفاق بسیار پررنگ خواهد بود؛ چرا که این نوع از رفتار از رسانهای مطرح میشود که قابل اعتماد است و از این رسانه میتوانیم برای الگوسازی و هنجارسازی مثبت استفاده کنیم؛ ولی وقتی این الفاظ دارد توسط یک رسانه مرجع مطرح میشود، انگار عادی سازی شده و بعد از مدتی به روال زندگی پدر و مادر و فرزند تبدیل میشود چرا که عنوانش شوخی است و از سمت یک رسانه معتبر هم مطرح شده است.
سهیلی مهر با تأکید بر اینکه تولید آثار از این دست در دراز مدت اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی را به جا خواهد گذاشت، توضیح میدهد: زبان طنز زبانی جذاب و بسیار اثرگذار برای انتقال بسیاری از مفاهیم تربیتی است؛ اما متأسفانه معنای طنز در تولیدات شبکه نمایش خانگی به شدت تغییر کرده و هم معنی با ناسزاگویی و شوخیهای جنسی شده است. از آنجایی که تأکید ما بر شبکه نمایش خانگی است، همانطور که از اسمش پیداست این رسانه برای جمع خانواده است و نیاز است برنامههایی تولید شود که در جمع خانواده بتوان آنها را تماشا کرد و ساخت چنین برنامههایی نیازمند فکر و برنامهریزی و بهره گیری از نظرات افرادی است که در حوزه کودک و نوجوان و خانواده متخصص هستند. نوجوان امروز حوصله کلی گویی و پند و نصیحت ندارد اما معنی این حرف این نیست که هر محتوایی را میتوانیم به خورد مخاطب نوجوان و حتی کودک بدهیم. نه تنها نوجوان که حتی کودک در سن زیر ۷ سال نیز به دلیل انعطاف پذیری بالای مغز، به واسطه دیدن و شنیدن، بسیاری از مسائل را یاد میگیرد و در چنین شرایطی تأثیرات منفی این شوخیها و محتواهای نامناسب برای مخاطبان به ویژه کودک و نوجوان انکار نشدنی است.
لزوم وجود اتاق فکر برای ساخت آثار فرهنگی
این کارشناس صداوسیما میگوید: اگر بخواهیم اصولی به این ماجرا نگاه کنیم، اساسا این دست از آثار نباید تولید شوند آن هم در رسانهای که وظیفهاش الگوسازی است. قطعا برای تولید اثر فرهنگی که بخواهد آموزش دهنده باشد و همچنین فضای شاد هم داشته باشد، الزاماتی نیاز است. قرار نیست شبکه نمایش خانگی یا حتی تلویزیون ملی تبدیل به یک مدرسه با چارچوبهای سخت گیرانه شود؛ چرا که کودک و نوجوان و اساسا تمامی مخاطبان رسانه نیاز به شور و هیجان هم دارند ولی آنچه مهم است اینکه پشت آثار تولیدی، فکر و ایده سالم و سازنده وجود داشته باشد. قرار نیست برای اینکه مخاطب برنامه من بالا برود، به هر کاری دست بزنم و تمامی چارچوبها و اخلاقیات را زیرپا بگذارم.
سهیلی مهر تأکید میکند: لازم است جوابی برای این سوال مهم پیدا کنیم که آیا برنامه سازان ما از پیامدها و تبعات برنامههایی که با این کیفیت میسازند اطلاع دارند؟ آیا میدانند بیان این الفاظ و شوخیها در برنامه چه تأثیراتی به دنبال دارد؟ آیا در ساخت این برنامهها اتاق فکری برای پیش بینی اثرات آن در جامعه درنظر گرفته شده است؟ یا اینکه صرفا فقط به جنبه تجاری پرداخته شده و تنها دغدغه برنامه سازان جذب مخاطب بدون در نظر گرفتن پیامدهای منفی برنامههایی است که تولید میکنند.
وی ادامه میدهد: مسئله اصلی اینجاست که در این برنامهها فحش و بی ادبی و حتی شوخیهایی با تهمایههای جنسی وجود دارد که این معنای طنز را به شدت زیر سوال برده است.
تجهیز مخاطب به تفکر نقادانه تنها راه پیشگیری از آسیب
اگرچه اصلاح این سبک از برنامهسازی کار امروز و فردا نیست و البته عزمی راسخ و نظارتی دلسوزانه را میطلبد اما این روانشناس کودک و نوجوان معتقد است در چنین آشفته بازار تولیدات نامناسب، تنها چیزی که میتواند راهگشا باشد، تجهیز مخاطبان به ویژه مخاطب نوجوان به تفکر انتقادی و سواد رسانهای است.
سهیلی مهر توضیح میدهد: هرچند نمی توانیم منکر تأثیر این آثار بر مخاطبان کودک و نوجوان بشویم و این تأثیرات را نادیده بگیریم ولی از طرفی هم نمیشود صورت مسأله را پاک کرد و کنترل و محدودیت را برای بچهها زیاد کرده و نگذاریم این برنامه ها را ببینند. البته که لازم است تولیدات مرزبندی سنی داشته باشند ولی حالا که مرزبندی اتفاق نمی افتد، به جای اینکه منفعلانه برخورد کنیم، باید از این فرصت برای گفتگو با فرزند خود استفاده کنیم.
وی ادامه میدهد: وقتی خانواده با هم پای یک برنامه می نشینند و شوخی نامناسبی مطرح میشود و پدر و مادر میخندند و یا سکوت میکنند، رفتار منفعلانه انجام دادهاند اما بهتر است این چالش را به فرصتی برای گفتگو با فرزندان به ویژه نوجوانان تبدیل کنیم. نظر نوجوان را با طرح سوالاتی از این دست جویا شویم. اینکه نظرت درمورد برنامهای که دیدیم چه بود؟ و به فرزندمان اجازه بدهیم به جای اینکه منفعلانه و صرفاً مصرف گرایانه مخاطب یک برنامه باشد، از جایگاه نقد به برنامه نگاه کند.
سهیلی مهر تأکید میکند: برای رسیدن به این دیدگاه و بالا بردن سواد رسانهای در فرزندانمان باید از او بپرسیم که کلمات و شوخیها برای او چه معنی و مفهومی دارند؟ و از این طریق راه گفتگو را باز بگذاریم چون اگر بستر این گفتگو در خانواده فراهم نشود، نوجوان گفتگو را در مدرسه، با همسالان خود و در جای دیگری جستجو کرده و دربارهاش صحبت میکند.
رسانه رها در ادامه این سلسله گزارش به بررسی ابعاد اجتماعی و تربیتی این پدیده میپردازد.