پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت و گوی «رها» با حسین تراب‌نژاد، نویسنده سریال «عملیات مهندسی»

اوج رفتارهای غیر انسانی منافقین را نشان دادیم
217

به گزارش خبرنگار رها: «عملیات مهندسی» ساخته سروش محمدزاده که پخش آن به تازگی در شبکه سه تمام شد، تازه‌ترین اقدام برای بازنمایی تصویر گروهک منافقین در قالب یک اثر نمایشی محسوب می‌شود. این سریال دست روی فعالیت‌های خرابکارانه منافقین در دهه شصت و مبارزه نیروهای امنیتی با آن‌ها گذاشت و توانست تبدیل به یک مجموعه همراهی‌برانگیز و توام با نکته شود. «عملیات مهندسی» خالی از ایراد نبود اما نقاط قوت آن چربش داشت. به مناسبت پایان سریال با حسین تراب‌نژاد که فیلمنامه آن را همراه با میلاد نجفی نوشته است، گفت و گو کرده‌ایم. تراب‌نژاد کارنامه‌ای مفصل از نگارش فیلم و سریال با موضوع تاریخ معاصر دارد؛ از جمله «صیاد»، «آپاراتچی»، «پالایشگاه»، «ضد»، «آبادان یازده ۶۰»، «ماجرای نیمروز:ردخون»،«شوق پرواز» و… برخی از این آثار سوژه‌ای مرتبط با گروهک منافقین دارند.

 

با تماشای قسمت‌های ابتدایی سریال، بزرگ‌ترین پرسشی که مطرح شد این بود: «عملیات مهندسی» چه حرف تازه‌ای برای گفتن دارد؟ خیلی زود متقاعد شدیم که با رویکردی نو به سوژه‌ای آشنا روبه‌رو هستیم. با توجه به سابقه‌ای که در نگارش آثاری با موضوع مشابه مثل فیلم «ضد» و «ماجرای نیمروز» دارید، حتما چالش اصلی‌تان یافتن شیوه جدید در نگاه به این سوژه بوده است. از حس اولیه‌تان برای نگارش این اثر بگویید.
سفارشی که به من داده شد در مورد کار بر روی ماجرای عملیات مهندسی یک نکته بسیار جذاب داشت؛ ما با یک پرونده‌ای روبه‌رو بودیم که در واقعیت گستردگی چندانی برای پرورش دادن نداشت. یعنی این ماجرا عملیاتی است که پس از اتمام، توسط نیروهای امنیتی کشف شده بود و کندوکاوی وجود نداشت و من باید یک کندوکاوی و یک قصه پلیسی را طراحی می‌کردم و این برایم جذاب بود.

نکته بعدی این بود که ما با ماجرایی طرف بودیم که اوج خشونت و رفتارهای غیرانسانی مجاهدین را نشان می‌داد و روایت این ماجرا در مدیوم تلویزیون هم برای من چالش‌برانگیز و جذاب بود. بنابراین مشتاق شدم که به این سمت بروم. تصویری هم که از منافقین ارائه می‌شد تصویری بود که ما در فیلم‌ها و سریال‌های دیگر ندیده بودیم یعنی در عین اینکه ماهیت این آدم‌ها که -البته در اصل حیوانات انسان‌نمایی بودند که درگیر این ماجرا شده بودند- باید قابل‌باور هم در می‌آمد. این سه تا نکته جذاب یا به قول شما چالش برانگیز بود که من را برای انجام این کار تشویق و ترغیب کرد.

 

وجه برجسته‌ «عملیات مهندسی» قصه‌گویی آن است. یعنی فارغ از موضوع اصلی، یک روایت سرراست، پرتعلیق و مملو از کشش‌های دراماتیک ارائه می‌دهد. به‌وضوح مشخص است که شما و همکارتان میلاد نجفی هم به سرگرم کردن مخاطب فکر کرده‌اید و هم به «پیام» اثر. یعنی ابتدا بدیهیات یک سریال را رعایت کرده‌اید و در کنارش آن حرفی که می‌بایست را راجع به منافقین زده‌اید. از تلاش‌تان برای ایجاد این تعادل ظریف بگویید.
نسخه اولیه‌ای که نوشته بودیم حدودا ده قسمتی بود و واقعیت این است که جنبه‌های ملودرام در آن ضعیف بود. آن نسخه را هم سه چهار سال پیش نوشته بودم و به خاطر تعهدی که به سازمان داشتم تمرکزم روی تحقیقات و واقعیات ماجرا بود و بنا داشتم وقتی که کار عملیاتی شد آن را بازنویسی کنم. وقتی آقای شفیعی و آقای محمدزاده تصمیم گرفتند این کار را انجام دهند، طی جلساتی که داشتیم آنها هم تاکید داشتند که جنبه‌های ملودرام قصه تقویت شود و این اتفاق افتاد. اصولا در یک سریال روابط خانوادگی، عاشقانه و عاطفی باید پررنگ باشد تا مخاطب جذب شود. عاطفی لزوما قصه‌ عاشقانه نیست؛ همان رابطه‌ برادری بین رضا و طاهر یا رابطه مادر فرزندی که بین مژده مادر خانواده و بچه‌هایش شکل گرفته و تلاش او برای حفظ امنیت خانواده، از جنس ملودرامی است که قصه ما را تقویت کرد و باعث شد به تعاریفی که شما گفتید، برسیم.

 

با توجه به جزئیاتی که در «عملیات مهندسی» دیده می‌شود، پیداست تلاش زیادی برای وفاداری به تاریخ شده است. درحالی‌که سریال نیازمند دراماتیزه کردن وقایع هم بوده. کمی از فرآیند صحت‌سنجی تاریخی و تلفیق آن با داستان برایمان بگویید. تیم پژوهشی کنار شما بود؟
خیر تیم پژوهشی وجود نداشت. من تقریبا در تمام کارهایم خودم پژوهش را انجام داده‌ام. چون تا الان پژوهشگرانی پیدا نکرده‌ام که هم بر درام مسلط باشند و بدانند چه چیزهایی به درد قصه می‌خورد. من و میلاد نجفی خودمان مطالعه کردیم. در دوره‌ای آقای روزی‌طلب که بانی نگارش پروژه بود و پژوهشگر مطلع تاریخی است، کمک‌هایی به ما کردند. کتاب‌ها و مستندهایی که منابع تحقیقاتی ما بودند را خودمان تهیه کردیم و در تیتراژ هم آورده‌ایم. ما حتی‌الامکان به وقایع تاریخی پایبند بودیم و در واقعیت دخل و تصرفی نداشتیم. طبعا قصه‌های دیگرمان، ماجراهای عاطفی و روابط بین خود منافقین تخیلی است؛ البته تخیلی که ریشه در مطالعات قبلی من درباره منافقین، رفتارها و وقایع مرتبط با آن‎ها داشت.

 

حسین تراب‌نژاد جزو رکوردداران نگارش آثار امنیتی است

 

«عملیات مهندسی» سمپات‌هایی را نشان می‌دهد که از بیرون آدم‌های خوبی به نظر می‌رسند و حرف‌های قشنگی می‌زنند. مثلا می‌گویند سهم ما از انقلاب چه شد؟ درعین‌حال افراد این گروهک حتی برای ازدواج هم باید اجازه بگیرند یا در موقع خطر، آدم‌ها را به بدترین شکل حذف می‌کنند. گویا بازخوانی تاریخ دهه شصت و عملکرد مجاهدین در این سریال صرفا یک بازگویی تاریخی نیست، بلکه می‌تواند آیینه‌ای برای مخاطب امروز باشد تا با خودش فکر کند مرز حق و باطل چقدر نزدیک است و ‌چقدر راحت می‌توان فریب بخورد. آیا این نگاه آگاهانه و جزء اهداف اصلی شما از ساخت این اثر بود؟
بله، من تلاش می‌کنم هر متن تاریخی معاصری که می‌نویسم، برای امروز هم حرف داشته باشد و تلنگری به مخاطب بزند. در حد توانم سعی می‌کنم قصه را طوری روایت کنم که برداشت‌های امروزی از آن ممکن باشد. نکته‌ای که اشاره کردید درست است و ما عامدانه این کار را انجام دادیم. مرز بین حق و باطل باریک است. قطعا منافقی که در عملیات مهندسی دست داشته، برای خودش یک‌سری توجیهاتی داشته است. یکی از حربه‌های شیطان توجیه است؛ یعنی حتی دزدی هم که دزدی می‌کند برای انجام این عمل دلیل دارد اما اینکه بتوانی تشخیص دهی که حق کجاست، باطل کجاست و متوجه باشی که داری خلاف شرع و عرف داری عمل می‌کنی و بتوانی مسیر درست را پیدا کنی، در قصه مد نظر ما بوده است.

 

نکته مثبت «عملیات مهندسی» این است که حرفش از داستان بیرون نمی‌زند. برخلاف برخی آثار که شخصیت‌ها را کاملاً سیاه یا سفید نشان می‌دهند، «عملیات مهندسی» با جملاتی کلیدی مانند دیالوگ حمید گودرزی (همه احتمال غلتیدن و رفتن به هر جبهه و سمت و سویی را دارند) تکلیف خیلی چیزها را روشن می‌کند. همچنین اطلاعات تاریخی برای دو طیف مخاطب عام و مخاطب خاص قابل تامل است. از چگونگی مدیریت و طراحی فیلمنامه با لحاظ این پیچیدگی اخلاقی بگویید.
به‌نظرم این پیچیدگی‌های اخلاقی به‌خاطر نگاه به زمان حال، خودبه‌خود شکل گرفته است. مسائلی که امروز در کشور وجود دارد از جمله جناح‌بندی‌های سیاسی و نگاه به نیروهای امنیتی در دهه شصت هم وجود داشت. شاید در ناخودآگاه ما این تشابهات روی کاغذ آمده و به تصویر کشیده شده است. دو راهی‌هایی را که مقابل خودمان و دیگران قرار دارد، شباهت زیادی با آن دوره دارد. همین موضوع باعث شد پیچیدگی‎های اخلاقی شکل بگیرد و انتخاب‌ها جدی‌تر شود؛ انتخاب‎هایی که در کمتر از یک دقیقه مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد. همان‌طور که در دهه شصت نمونه‌های بسیار زیادی از این جنس آدم‌ها و طیف‎های سیاسی وجود داشت.

 

در زمان نوشتن فیلمنامه به بازیگران مشخصی فکر می‌کردید؟ چون مثلاً نادر سلیمانی که در فیلم «ضد» که خودتان نویسنده‌اش بودید، این جا هم نقش جدی دارد. یا مرتضی امینی‌تبار و یوسف تیموری در نقش‌ جدی موفق هستند. چنین انتخاب‌هایی از زمان نگارش، مد نظر بوده است؟

من در زمان فیلمبرداری خیلی تعاملی با گروه نداشتم و بیشتر با کارگردان سریال در ارتباط بودم. به‌نظرم انتخاب‌ بازیگران خیلی درست بود هم در شخصیت‎های منفی و هم در تیم امنیتی و خانواده‌. همان‌طور که اشاره کردید مرتضی امینی‌تبار بسیار خوب بازی کرد و یکی از بازی‌های چشمگیر سریال را داشت. حمید گودرزی، مریم سعادت و دیگران هم اجرای خیلی خوبی داشتند. از معدود کارهایی بود که من نوشته بودم و بازی ضعیفی در آن ندیدم.

اگر تمایل دارید به‌عنوان یکی از اعضای اصلی سازنده سریال «عملیات مهندسی» درباره عوامل دیگر هم نظرتان را بیان کنید.
خوشبختانه تیم ما همراه بودند و به‌عنوان یک پروژه به آن نگاه نمی‌کردند که فقط آمده باشند تا کاری را انجام دهند و بروند سراغ کار بعدی. کارگردان و تهیه‌کننده انرژی زیادی گذاشتند. طراح‌صحنه تحقیقات مفصلی درباره فضاسازی دهه شصت انجام داد. فیلمبردار با دقت و وسواس تصویربرداری می‌کرد. به‌هرحال جزئیات فیلمنامه سر صحنه شکل می‌گیرد و چون گروه خوبی داشتیم، این اتفاق به بهترین شکل افتاد.

 

خیلی‌ها می‌گویند «عملیات مهندسی» توانسته مخاطبانی را دوباره پای تلویزیون بنشاند. شما فکر می‌کنید دلیل این اتفاق چیست؟
درمورد استقبال مخاطب من نمی‌توانم نظر قطعی بدهم؛ باید آمار مرکز تحقیقات صداوسیما آن را نشان دهد. اما به‌عنوان نویسنده اثر می‌گویم تصورم این است که کار آبرومندی شد و خروجی نهایی حتی کمی فراتر از تصور اولیه من بود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *