پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با ایوب آقاخانی به بهانه پخش سریال جدید او

«بابک» جزو بالغ‌ترین شخصیت‌های «دو نیمه ماه» است/ رادیو، نویسنده تراز اول کم دارد
228
 سریال «دو نیمه ماه» به کارگردانی احمد معظمی در فضای تاریخ معاصر ساخته شده است و یک قصه عاشقانه در بستری تاریخی دارد که پرونده آن طی شب‌های آینده در شبکه سه بسته می‌شود. به این مناسبت با ایوب آقاخانی یکی از بازیگران سریال گفت‌وگو کرده‌ایم.

منیژه خسروی، رها؛ ایوب آقاخانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در مورد شخصیت خود در سریال «دو نیمه ماه» عنوان کرد: نقش بابک را در این قصه دارم که همراه دوست و هم مسلک خود «کامران» ماجرایی را شروع می‌کنند که آغاز این سریال است و ما را به سمت دختر و پسری می‌کشانند که سرنوشت آنان و رخدادهای اجتماعی از دهه ۴۰ تا ۶۰ ایران به خودش دیده است.

وی افزود: بابک کاراکتر مهم، جذاب و رنگارنگی است که ایفای آن برایم تجربه‌ای متفاوت و دوست‌داشتنی بود. کسی که در حاشیه داستان اصلی حرکت می‌کند؛ اما به همان اندازه قدرت تغییردادن داستان را دارد و درعین‌حال رنگ روانی شخصیت و رنگ‌آمیزی عواطف و تنوع موقعیت‌ها او را از یک آدم ایدئولوژیک صرف به آدمی بدل می‌سازد که در مناسبات جدید باید عملکردی به فراخور درام از خودش بروز بدهد.

این بازیگر درباره اطلاعات خود نسبت به فضاسازی تاریخی دهه‌های ۴۰.۵۰ و ۶۰ در سریال «دو نیمه ماه» بیان کرد: اصولاً درباره آن دوره تاریخی و وقایع رخ‌داده در آن اطلاعاتی داشتم؛ به واسطه این که علاقه شخصی‌ام بود و نیز در سال‌های گذشته نگارش نمایشنامه‌ای را در مورد این دوران انجام داده بودم؛ بنابراین ذهنم از این مقاطع تاریخی که «دو نیمه ماه» درباره‌اش حرف می‌زند، پر بود. درنتیجه جوابم به این سؤال این است که در این باره پژوهش داشتم؛ اما نه درباره خود نقش – چرا که نقش جان‌مایه اجرایی خود را از ساختار اثر می‌گیرد و از موقعیتی که در آن گرفتار است – بلکه درباره یک دوره تاریخی.

آقاخانی تصریح کرد: کاراکتر «بابک» جزو بالغ‌ترین شخصیت‌های «دو نیمه ماه» است که در شروع سریال خودی می‌نماید و از پایان یک‌سوم قصه دوباره و پس از رخ‌دادن وقایعی و در دورانی دیگر سر برمی‌آورد؛ تلاش کردم تا رنگ‌هایی که در اجرای این کاراکتر به کار می‌گیرم متفاوت و مطلوب مخاطب باشد و امیدوارم موفق شده باشم.

وی که تجربه سال‌ها فعالیت در زمینه نمایش رادیویی دارد در پاسخ به این سؤال که مهم‌ترین چالش امروز نمایش رادیویی را چه می‌داند عنوان کرد: مهم‌ترین چالش تئاتر رادیویی که البته مبارک و میمون هست این است که نیاز به انبوهی خوراک جدید دارد و پرشماری تولید و کم‌هزینه‌بودن باعث می‌شود این نیاز مستمر به‌درستی از سوی رسانه و عوامل هنرمند آن پاسخ داده شود. این تولید به فراخور نیاز انجام می‌شود و این چالش بسیار خوبی برای کسانی مانند من است که از تئاتر به سینما و تلویزیون رفته‌اند؛ اما در رادیو هم فعالیت دارند؛ آدم‌هایی چون من امتیاز بزرگی دارند و آن این است که در جمیع جهات – درک زوایای نقش، ابعاد و رنگ‌آمیزی آن – سرعت بسیار بالایی دارند و تلویزیون و سینما به این سرعت نیاز دارد چرا که مانند تئاتر به تمرین نیازی ندارد.

آقاخانی یادآور شد: جایی این اتفاق به ضرر بازیگران رادیو تمام می‌شود که فرایند تجربی یا تحصیلاتشان غیر از رادیو نبوده و زاده رادیو باشند؛ منِ تئاتریِ تئاترخوانده مجرب در عرصه تئاتر وقتی به رادیو می‌روم متفاوت از کسی هستم که در رادیو یا دوبله زاده می‌شود. کسانی که در رادیو و دوبله زاده شده‌اند به‌رغم گیرایی بسیار بالا و سرعت در دریافت و پس‌دادن ضرورت‌های نقش، عملاً در بروز بیرونی نقش و در بازی در جلوه‌های فیزیکی و تنانه و جسمانی کم‌رنگ‌تر عمل می‌کنند و بیانشان جلوتر از بازی می‌ایستد و این موضوع به ضعف بدل می‌شود.

او همچنین بیان کرد: سعادت و اقبالی که من داشتم این بود که تمامی این رسانه‌ها را به‌صورت تجربی و موازی هم جلو بردم. معمولاً رادیو و تجربه‌اندوزی در آن به‌شدت به بازیگران کمک می‌کند تا در تلویزیون و سینما که فرصت کمتری هست بازیگر بهتری باشند. تأکید می‌کنم به این شرط که در رسانه‌های مختلف موازی هم کار کنند نه این که صرفاً در رادیو باشند.

این بازیگر تأکید کرد: تجربه نشان داده است که دوبلورهای بسیار نازنین و هنرمندان فرهیخته نمایش رادیویی اگر صرفاً در این عرصۀ خاص فعالیت داشته و وارد عرصه بازیگری شده‌اند، در بهترین حالت بازی‌هایی صرفاً قابل‌قبول ارائه داده‌اند و آن رنگ تنانه از اجرای درستشان حذف یا کم‌رنگ شده است؛ براین‌اساس ما حتی وقتی اساطیر این عرصه را در تصویر دیده‌ایم، به وجد نیامده‌ایم. براین‌اساس اساطیری که دوبله‌شان سلول‌های بدن را به لحاظ اثرگذاری جابه‌جا می‌کند در تصویر آن‌قدر که باید دیدنی نیستند. این ظرافت و چالش بسیار مهمی است. قصد من خدایی ناکرده کم جلوه‌دادن جایگاه این فعالیت‌ها نیست چرا که هر کدام از این‌ها اضطرار، ماهیت، شان، برتری و جایگاه خودشان را دارند و من به‌صراحت درباره آمیختگی این موارد برای رسیدن به نتیجه مشعشع حرف می‌زنم که تعداد کمی این اقبال را داشتند که خوشبختانه خودشان را نشان داده‌اند و من مسیر این اقلیت را ادامه دهم.

وی در پاسخ به این پرسش که ضعف نمایشنامه‌های رادیویی معاصر را در چه می‌داند تصریح کرد: ضعف اصلی نمایش نامه‌های رادیویی کم‌بهره بودن رسانه محترم و فرهیخته رادیو از نویسندگان تراز یک است؛ به دلیل پرشماری نیاز به تولید و همین‌طور دستمزد اندک – در قیاس با سینما و تلویزیون – امکان بهره‌وری از حضور درام نویسان تراز اول در رادیو را بسیار کم است و اگر هم کسی هست عشق مفرط او به این رسانه او را نگه می‌دارد چرا که نه دستمزد قانع‌کننده است و نه میزان سرعتی که باید دست به این کار بزنند؛ به همین دلیل عملاً نویسندگان – نه همه بلکه در شکل عمومی و کلان – یا جوان‌اند یا کم‌تجربه و یا تراز نیستند.

آقاخانی افزود: این موضوع باعث می‌شود موقعیت‌های فوق‌العاده و درجه یک درام‌های رادیو به دلیل ضعف قلم بدان اندازه که باید درخشنده نباشند. ساختار اداری رادیو باید در این باره چاره‌اندیشی و شرایط را برای افزایش غنای نوشته‌های رادیویی فراهم سازد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *