پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با منوچهر غیوری، هنرمند پیشکسوت

برای نواختن نی تهدید به مرگ می‌شدم!/ وضعیت آموزش موسیقی اسفبار است
227
پیشکسوت نی‌نواز گفت: بارها به خانه‌ام تلفن می‌زدند و یا نامه می‌انداختند و تهدید می‌کردند که یا خودت یا بچه‌هایت را می‌کشیم.

سارا بقایی؛ رها، منوچهر غیوری از هنرمندان برجسته و مؤثر در عرصه نی‌نوازی ایران است که در سال ۱۳۲۶ در نجف‌آباد اصفهان متولد شد. وی از نوجوانی به موسیقی روی آورد و از دوازده‌سالگی یادگیری نی و آواز را آغاز کرد. حضور در محضر استاد بزرگ این ساز، حسن کسایی، نقطه عطفی در مسیر هنری او بود و غیوری در همین دوره با ردیف‌ها، شیوه‌های اجرایی و اصول نی‌نوازی اصیل ایرانی به طور بنیادین آشنا شد. او برای تکمیل آموزش‌های نظری و عملی خود، تحصیلات موسیقایی را در دانشسرای عالی هنر و سپس در هنرکده عالی موسیقی تهران ادامه داد. پس از پایان تحصیل، مدتی در نظام آموزشی کشور فعالیت کرد و سپس به‌عنوان مدرس نی، نقش مهمی در تربیت و آموزش نسل جدید نوازندگان ایفا نمود. سال‌ها همکاری او با مراکز هنری و فرهنگی، از جمله صداوسیمای مرکز اصفهان، بر گستره فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی وی افزوده است.

غیوری در سال ۱۳۷۰ در جشنواره نی‌نوازان ایران موفق به کسب مقام نخست شد و از سوی جمعی از استادان نامدار موسیقی ایران مورد تقدیر قرار گرفت. افزون بر فعالیت‌های اجرایی، او به‌واسطه نگهداری و گردآوری مجموعه‌ای ارزشمند از آثار و صفحات قدیمی موسیقی ایرانی، نقشی قابل‌توجه در حفظ میراث‌فرهنگی این حوزه دارد. آثار، شیوه اجرایی و نگاه هنری منوچهر غیوری، او را در زمره چهره‌های اثرگذار موسیقی سنتی ایران قرار داده است؛ هنرمندی که کارنامه حرفه‌ای او بر پایه اصالت، تلاش مستمر و تعهد به فرهنگ و هنر ملی استوار است. آنچه در ادامه می‌آید گفت‌وگوی «رها» با این هنرمند دارای نشان درجه یک هنری است.

چه چیزی شما را به سمت نوازندگی و نی کشاند؟
عشق و علاقه بود که از ۱۲ سالگی من را به سمت نی کشاند و در این علاقه صدای رادیو و نی استاد حسن کسایی تأثیری شگرف روی من داشت که هنوز هم ادامه دارد. آن زمان وقتی به نی گوش دادم بسیار علاقمند شدم و نی معمولی تهیه و شروع به زدن کردم و در ادامه سراغ استاد حسن کسایی رفتم. ایشان در سال ۱۳۵۰ کلاسی در مرکز رادیو و تلویزیون اصفهان داشت که رایگان بود. آنجا استاد کسایی و استاد تاج بودند و امتحان می‌گرفتند و با استعدادسنجی کسانی که انتخاب می‌کردند را به‌عنوان هنرجو پذیرفته و آموزش می‌دادند.

استاد کسایی حقیقتاً جامعه‌شناس و مردم‌شناس بود. روز اول که رفتم با لهجه نجف‌آبادی گفتم استاد شما همان استاد حسن کسایی هستید که در رادیو نی می‌زنید؟ گفت بله. گفتم با همین ساز می‌زنید؟ گفت بله و من که به‌شدت می‌لرزیدم؛ چون نی را لب می‌زدم و دیدم که آنجا این‌گونه نیست، گفتم خداحافظ و نمی‌توانم این کار را بکنم و بلند شدم که بروم؛ اما استاد کسایی به من گفت بنشین. ایشان بود که آن روز من را نگه داشت و در ادامه من را پذیرفت و یادم داد که چطور صدا را دربیاورم و من را به دندان‌پزشکی معرفی کرد که آن دکتر وسط دندانم را درآورد – برای این که نی بین دو دندان جلو قرار گرفته و صدای بهتری داشته باشد – این‌گونه هفته سوم و چهارم صداها خوب شد و من پیش رفتم تا این که در ماه چهارم من را در ارکستری که داشتند گذاشتند و دوستی ما این‌گونه شکل گرفت و پیش رفت تا و تا آخرین لحظه عمرشان، در سفر و حضر با هم بودیم.

 

◉ چه شد که ایشان شما را انتخاب کرد؟ چطور فهمید که شما مستعد هستید؟
نمی‌دانم. این تشخیص ایشان بود که همان‌گونه که گفتم با نگاه‌کردن بسیاری چیزها را درک می‌کرد. من هم جوانی ۲۵ سال بودم که آن روز ساده و بی‌ریا حرف زدم و ایشان دید که من بسیار علاقه دارم و می‌لرزیدم.

 

◉در این سال‌ها آموزش خاص و تکنیکی بود که به هنرجویان آموخته باشید؟
هرآنچه که آقای کسایی به من یاد داد را من هم به هنرجویان یاد و انتقال دادم؛ طرز صدا درآوردن، نفس گیری، جمله‌بندی، سکوت، کشش و ویبراسیون‌ها از جمله مهم‌تر نکات در نواختن نی هستند.

 

◉همه نوازنده باید در دندانشان فاصله ایجاد کنند؟
نه لزوماً، برخی با تلق می‌زدند. آن زمان استاد کسایی به من گفتند که این کار را بکنم که نی بالای دندان قرار گیرد و صدایش بهتر باشد و من هم این کار را کردم. بسیاری از رفقا و دوستان بدون داشتن اطلاعات درست دندان‌های جلو را می‌کشند و ایملپنت می‌کنند که بهتر بتوانند بزنند کار درستی نیست؛ اما به‌هرحال این‌ها از جمله کارهای نی‌نوازان است.

 

◉ این کار برایتان سخت نبود؟ به‌هرحال تغییر وضعیت دندان در سلامتی و زیبایی صورت اثرگذار است.
اصلاً. آن‌قدر به نی و نواختن علاقه داشتم که به اینها فکر نمی‌کردم. اساساً عشق چیزی است که این چیزها سرش نمی‌شود.

 

◉ برجسته‌ترین عنصر نی‌نوازی چیست؟
صدا درآوردن از نی بسیار مهم است. چند عامل هست که یک نوازنده در هر سازی باید در نظر بگیرد؛ مناسب نوازی، مشخص نوازی، متفاوت نوازی، و موقر نوازی و باوقار بودن. استاد کسایی ۲۰ شور اجرا می‌کرد که هرکدام با دیگری تفاوت داشت.

 

◉ چه چیزی باعث می‌شود که از بین تمام سازها تا به این اندازه نی را دوست داشته باشید؟
من همه سازها را دوست دارم و گوش می‌دهم؛ اما جذبه صدای نی از درون برمی‌آید؛ همچنان که گفته شده «مشنو از نی چون حکایت می‌کند بشنو از دل چون روایت می‌کند». براین‌اساس نه نی که نوازنده‌اش مهم است. کسی که در نی می‌دمد این دم با حالات انگشت و لمس انگشتان و تفکری که در اوست به واسطه نی القا می‌شود.

 

◉ در نی‌نوازی نواختن چقدر نوآوری داشتید؟
مولانا می‌گوید: پس حکیمان گفته‌اند این لَحن‌ها / از دوارِ چرخ بگرفتیم ما
بانگِ گردش‌های چرخ است اینکه خلق / می‌سرایندش به تنبور و به حلق
ما همه اجزایِ آدم بوده‌ایم / در بهشت، آن لَحن‌ها بشنوده‌ایم
براین‌اساس همه چیز از قبل بوده است و ما فقط نواخته‌ایم. البته در ارکستر نوآوری وجود ندارد. یک کار کلیشه‌ای است که باید صرفاً آنچه می‌گویند را بزنید؛ اما در تک‌نوازی کارهای زیادی کرده‌ام و فی‌البداهه هم زده‌ام.

 

◉ در طول این سال‌ها به‌عنوان یک نوازنده و استاد نی چه چالش‌هایی پیش رویتان بود؟
در تمام این دهه‌ها سرم را پایین انداخته‌ام و با زمان جلو رفته‌ام. اما چالش‌ها بسیار بود. زمانی برای حمل ساز باید یک کارت مجوز می‌داشتیم و این برای قبل از ۱۰ شب بود. بعد از آن اگر ساز را می‌گرفتند شلاق و جریمه داشت. من سال ۱۳۶۷ این کارت را از مرکز حفظ و اشاعه گرفتم. در حقیقت این کارها را از سال ۱۳۶۰ شروع کردند و سخت‌گیری‌ها شروع شد و عواقب آن هم ادامه داشت. مثلاً وقتی آموزشگاه موسیقی‌ام را در سال ۱۳۷۷ در نجف‌آباد تأسیس کردم کوکتل مولوتوف در خانه‌ام انداختند.

ضمن این که تهدید بسیار بود؛ با این بهانه که این جا شهر شهیدپرور است و جای ساز و موسیقی نیست. بارها به خانه‌ام تلفن می‌زدند و یا در خانه نامه می‌انداختند و تهدید می‌کردند که یا خودت یا بچه‌هایت را می‌کشیم. یک باز زمانی که خارج از ایران بودم همسر گفت که نامه‌هایی تهدیدآمیز مبنی بر کشتن بچه‌ها را در خانه انداخته‌اند.

 

◉ ایشان نمی‌ترسیدند یا شما را برحذر نمی‌داشتند؟
چرا می‌ترسید و البته ترس را خود من هم داشتم؛ اما همان‌گونه که فروغی بسطامی گفته است: «گر سرِ مقصود داری موبه‌مو جوینده شو/ ور وصالِ گنج خواهی سربه‌سر ویرانه باش/ گر ز تیرِ غمزه خونت ریخت ساقی دم مزن/ور به‌جای باده زهرت داد در شکرانه باش».

 

◉ سازتان را گرفتند؟
صدها بار.

 

◉ بدترین خاطره‌تان چیست؟
علاقه بسیاری به صوت قرآن مصطفی غلوش – قاری مصری – داشتم و اوایل بود که این قاری به ایران می‌آمد و صدایش در نوارهای کاست بود و من یک نوار ایشان را داشتم. آن زمان من مربی صداوسیما بودم و به دلیل حمل ساز نگهم داشتند و بدون پرسیدن از آن کاست پا را روی آن گذاشتند و شکستندش. بسیار ناراحت شدم. کسی که ماشین را گشت می‌گفت باید یک نی داشته باشی و نه چند تا؛ گفتم این سازها چندتاست چون باید هرکدام کوکی داشته باشد و او می‌گفت من کوکی نمی‌بینم. برایش توضیح دادم که کوک یعنی چه و در نهایت به مدد کسی که وساطتت کرد من رها شدم؛ اما این تلخ‌ترین خاطره‌ام بود. البته من چون دبیر و معلم بودم سعی می‌کردم خودم را با شرایط وفق دهم.

 

◉ وضعیت آموزش موسیقی امروز را چطور می‌بینید؟
وضعیت آموزش موسیقی امروز اسفبار است؛ امروز در نجف‌آباد به‌عنوان یک شهر کوچک ۲۰ آموزشگاه موسیقی وجود دارد؛ اما دریغ از یک استاد که کار را بلد باشد. چون فنی – حرفه‌ای مجوز کیلویی می‌دهد. در تهران حدود ۹۰۰ آموزشگاه موسیقی است. اگر مجوز آموزشگاه‌های موسیقی زیر نظر وزارت ارشاد صادر می‌شد شرایط بهتر بود؛ چون اصول و تاییده‌ای می‌خواست؛ اما امروز این‌گونه نیست. فنی – حرفه‌ای تبلیغ می‌کند که با گذراندن دوره ۳۰ساعته کارت مربی‌گری می‌دهد. من بیش از ۳۰ سال طول کشید تا درجه یک هنری‌ام را گرفتم. سال ۱۳۵۰ به شکل حرفه‌ای نواختن نی را شروع کردم و سال ۱۳۸۴ درجه یک هنری‌ام را گرفتم – البته قبل از آن درجه‌دو هنری را گرفته بودم – پله‌پله طی کردم تا در بیش از ۳۰ سال به اینجا رسیدم؛ اما فنی حرفه‌ای با ۳۰ ساعت مدرک مربی‌گری می‌دهد.

امروز استادن موسیقی بسیار کم هستند. چند نفر مانند داوود گنجه‌ای، کامکارها، داریوش پیرنیکان و کیوان ساکت داریم؟ موسیقی غذای روح است. غذایی که متأسفانه در اختیار همگان نیست آن هم در بازار داغ فست‌فودهایی که محصولات بی‌کیفیتی ارائه می‌دهند. موسیقی وقتی دست آدم‌های لاابالی و ناباب بیفتد به قهقرا رفته و کیفیت درستی نخواهد داشت.

 

◉ نسل جدید نوازندگان نی چگونه‌اند؟
خوب هستند به‌خصوص دختران بسیار علاقمند و مستعدند. دختران در این رشته ظرافت و دقت بیشتری دارند.

 

◉ نسل جدید در قیاس با نسل‌های قبلی فن را بیشتر مدنظر دارد یا تجربه را؟
نسل جدید عمدتاً متکی بر تکنیک هستند. اساساً تجربه دیگر حضور ندارد؛ چون مرتضی خان محجوبی، جلیل شهناز، حسن کسایی، احمد عبادی، رضا ورزنده، غلامحسین بنان و ادیب خوانساری دیگر تمام شده‌اند.

 

◉ بین تکنیک و تجربه کدام را مؤثرتر می‌دانید؟
تکنیک امروز برای ارکستر خوب است؛ اما آن زمان کسانی که بودند می‌نشستند و از همدیگر یاد می‌گرفتند و تجربه می‌کردند و یک روح در آن آموزش و نواختن بود. امروز وقتی شما برای ضبط به استودیو می‌روید نوازنده نی نمی‌داند نوازنده تار چه کسی است؛ همچنان که نوازنده تار نمی‌داند چه کسی تمبک می‌نوازد و همه اینها نمی‌دانند خواننده کیست و آن الهام گروهی دیگر وجود ندارد و اینها دلایل این هستند که برنامه‌های وزینی چون گل‌ها، گل‌های رنگارنگ و گل‌های جاویدان و…دیگر شکل نمی‌گیرد.

 

◉ موسیقی ایرانی چقدر از موسیقی جهانی فاصله دارد؟
داشت می‌رسید؛ اما بهتر است وارد سیاست نشویم. در زمان قاجار اینجا امکانات نبود؛ بنابراین خوانندگان و نوازندگان به حلب سوریه می‌رفتند و در آنجا صفحه پر می‌کردند؛ خانم قمر یا اقبال آذر از جمله این آدم‌ها بودند. کارهای آنان در صفحه‌های سنگی ثبت شد که هنوز هم هستند و دنیا با این آغاز و به مدد این حرکت‌ها این موسیقی را شناخت. امروز هم کارهای خوبی داریم. مثلاً محمدرضا شجریان خوب بود و پس از آن کارهای استاد حسین علیزاده، شهرام ناظری و وحید تاج کارهای خوبی بودند که موسیقی ما را به دنیا نشان دادند. نی هم در این اثنا راه خودش را می‌رود و بعد از انقلاب وضعیت خوبی دارد.

 

◉ منشأ ساز نی کجاست و اساساً این ساز برای کجاست؟
همه کشورها نی دارند. چند سال قبل برنامه‌ای در ترکیه و قوینه داشتیم و زمانی که شرکت کردیم ۴۰ نی از ۴۰ کشور آمده بود و ۱۰ نفر انتخاب شدند که از مجارستان، تونس، مصر، لبنان، کلمبیا، فرانسه، اردن، یویان، فلسطین و ایران – من – بودند؛ بنابراین همه‌جا نی دارند؛ اما سبکی که ما در ایران داریم را هیچ جای دنیا نداریم.

 

◉ جایگاه نی امروز در ایران چگونه است؟
جایگاهش خوب است و من ناچارم بگویم عالی است؛ چون غیر از این برای من دردسر می‌شود.

 

◉ اشکال کجاست؟
مقصر صداوسیماست. امروز باورکردنی نیست؛ اما هنرجو می‌آید و دانشجوی فوق‌لیسانس معماری است؛ اما کمانچه را نمی‌شناسد درحالی‌که گیتار را همه می‌شناسند. گیتار را می‌شناسند؛ چون آن را در فیلم‌ها و ماهواره می‌بینند؛ اما سازهای خودمان را نه می‌بینند و نه نمی‌شناسند و این غم‌انگیز است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *