پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

بررسی «رها» از وضعیت سینمای مستند؛ گفت‌وگو با حامد عزیزی

بین مدیران و مستندسازان تعامل وجود ندارد/ لزوم تدبیر برای خروج از بن‌بست
224
حامد عزیزی گفت: اساسا بین مدیران و مستندسازان یا مدیران و هنرمندان تعاملی وجود ندارد. همه ما تلاش می‌کنیم که در عرصه فرهنگ گامی به پیش برداریم؛ اما نباید فراموش کنیم که این گام به جلو نه حرکتی فردی که جمعی است.

سارا بقایی، رها: سینمای مستند گونه‌ای مهم و تاثیرگذار است که به دلایل بی‌شمار وضعیتی مطلوب ندارد. این موضوعی است که فیلمسازان این عرصه بر آن تاکید دارند و نسبت به شرایط آن هشدار می‌دهند. در ادامه بررسی وضعیت سینمای مستند، با حامد عزیزی گفت‌وگو کرده‌ایم.

این مستندساز در پاسخ به این پرسش که چرا سینمای مستند رو به افول گذاشته است، به خبرنگار «رها» گفت: این موضوع را باید به فضای کلی سینما تسری داد. به صورت کلی سینمای ما دارای آسیب‌هایی است که در سالهای اخیر بررسی و آسیب‌شناسی نشده است. امروز دیگر آن اصطلاح «سینمای نفتی» که سابقا مصطح بود، معنایی ندارد چرا که شرایط حمایتی مانند قبل نیست و این موضوع آسیب زننده است. بررسی کنیم که در سالهای اخیر چه تعداد فیلم کمدی داشتیم؟ فیلم‌هایی که نه آموزندگی داشتند و نه قصه و محتوایی و حتی به گرد پای کمدی‌های دو دهه یا سه دهه پیش ما هم نمی‌رسد. این موضوع را می‌توان به فضای مستند هم تسری داد.

کارگردان مجموعه مستند هنر هفتم افزود: از سوی دیگر هزینه تولید و دستمزدها آنقدر بالاست که نمی‌توان صرف اهداف و آرمان آدم ها را گرد هم جمع و کار کرد. این که انتظار داشت فیلمبردار و صدابردار و سایر عوامل دلی دنبال برداشتن باری از دوش فیلمساز باشند و او را برای رسیدن به اهدافی که در ذهن داشته و پژوهش هایی که انجام داده است یاری رسانند، خیالی باطل است. در شرایط حاضر هزینه هر یک روز فیلمبرداری آنقدر بالاست که دیگر نمی‌شود مثل سابق اندیشید.
وی ادامه داد: البته هنوز می‌شود که یک دوربین هندی‌کم بردارید و بروید فیلم بگیرید؛ خودتان کارگردان، فیلمبردار و صدابردار باشید؛ اما این کار به کیفیت اثر لطمه می‌زند چراکه هر فیلم مستندی را نمی‌شود با این شیوه تولید کرد. از جهتی هم حمایتی از سوی نهادهای متولی و دولت صورت نمی‌گیرد. مثلا مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به رغم متولی بودن در سینمای مستند کمک شایانی به ما ندارد. این که طرحی ببریم و تصویب شود و بودجه‌ای ناچیز بدهند باز همان بن بست است که باید نهایتا در ۱۰ الی ۱۲ روز فیلمبرداری و کار را جمع کرد. در صورتی که شما با ۱۰ الی ۱۲ روز نمی‌توانید اتفاقی بزرگ را رقم بزنید.

عزیزی یادآور شد: تصور کنید که می خواهید یک کار ادبی و یک مستند تاریخ ادبیات را تولید کنید؛ بر این اساس باید با برخی صاحب نظران و آدم هایی برجسته مانند استاد شفیعی کدکنی گفت وگو کنید. آیا ایشان همیشه در دسترس است؟ اساسا همیشه می‌خواهد و می‌تواند که صحبت کند؟ هر زمان که بخواهید می توانید روی صحبت با ایشان و دیگران برنامه ریزی کنید و همان زمان بندی را جلو ببرید؟ این موضوع تفاوت عمده‌ای را بین سینمای مستند و سینمای داستانی در اجرا رقم می‌زند. اساسا سینمای داستانی با برنامه جلو می رود و حداقل هایی برای موارد پیش بینی نشده درنظر گرفته می شود اما سینمای مستند این گونه نیست. اساسا در سینمای مستند هرچه زمان بیشتری صرف شود بر کیفیت آن اثرگذارتر خواهد بود.

کارگردان فیلم مستند دهخدا همچنین اظهار داشت: وقتی برای تولید یک اثر مستند پژوهش می‌کنید سوژه شبیه به یک راهرو و سالن تاریک است که واردش می‌شوید و دنبال کورسوی امید هستید که به کجا خواهد رسید. این پژوهش مانند روشن کردن دانه دانه چراغ‌ برای دیدن آن سالن در کلیتش است و ممکن است شناخت این فضا چند ماه طول بکشد. در نتیجه «صرف زمان» رکن جدا نشدنی برای تضمین کیفیت سینمای مستند است؛ اما سوال اینجاست که تا چه اندازه برای پژوهش یا ساختار فیلم در سینمای مستند ارزش قائل هستیم؟ و این که چقدر معیشت و زندگی مستندسازی که یکسال برای کاری می‌گذارد در هزینه‎ای که به او داده می شود ملحوظ است؟ امروز صرفا یک تدوینگر حداقل ۲۰۰ میلیون برای نشستن پشت میز تدوین می‌خواهد و آیا با بودجه‌هایی که هست می‌توان کار مستند کرد؟

این مستندساز تصریح کرد: اساسا بین مدیران و مستندسازان یا مدیران و هنرمندان تعاملی وجود ندارد. همه ما تلاش می‌کنیم که در عرصه فرهنگ گامی به پیش برداریم؛ اما نباید فراموش کنیم که این گام به جلو نه حرکتی فردی که جمعی است. ضمن این که باید پذیرفت که شمای رسانه و من فیلمساز تا زمانی که مدیران و تصمیم گیران نخواهند نمی‌توانیم اتفاقی که باید را رقم بزنیم.

کارگردان کارگردان فیلم مستند شهیدثالث در ادامه گفت: از طرفی مگر سینمای مستند چه اندازه هزینه روی دست جامعه خواهد گذاشت که برایش هزینه نشود؛ آن هم برای سینمایی که هنوز هم در جشنواره‌های جهانی برای ما آبرو داری می‌کند. همان گونه که اگر سینمای داستانی فیلم خوب بسازد آبروی سینمای ماست. می‌دانیم از دهه ۴۰ تا امروز چه فیلم‌هایی ساخته شده است و همان گونه که سینمای فیلفارسی بوده اما موج نو هم بوده است اما آیا امروز کاری می‌کنیم که ۲۰ سال بعد به تولیدات این برهه از تاریخمان ببالیم؟

عزیزی با تاکید بر عدم اثرگذاری شبکه مستند در این ماجرا تصریح کرد: عملکرد شبکه مستند حتی از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم بدتر است. سال گذشته قرار بود مستند پرتره‌ای از ابوالفضل زرویی نصرآباد شاعر، پژوهشگر و طنزپردازی، که شوربختانه از دست رفت، ساخته شود و ما دعوت به همکاری شدیم؛ اما بودجه این کار صرفا برای چند روز پژوهش، فیلمبردار و تدوین‌گر بود. آیا من که این آدم را دوست دارم و می خواهم تصویری در شان او که ستون فرهنگی این مملکت در زمینه ادبیات طنز بوده است، بسازم، نباید بتوانم با فراغ بال یک سال یا چندین ماه برای ایشان کار کنم؟ متاسفانه تولیدات شبکه مستند بودجه به شدت پایینی دارند که کفاف ساخته شدن فیلم مناسب را نمی‌دهد.

این مستندساز در پاسخ به این سوال که آیا نبود بازار جهانی بر این موضوع دامن می‌زند تاکید کرد: بله این موضوعی است که وجود دارد. تعامل و ارتباط ما با جشنواره‌های جهانی کم شده است. جشنواره‌های جهانی گاهی اوقات فیلم‌هایی را از ما می‌پذیرند که باب میل خودشان است و این طبیعی و بدیهی است. در نتیجه این امر ما یا باید گونه‌ای که آنان دوست دارند و حمایت می‌کنند فیلم بسازیم یا این که به ستون‌های فرهنگ و هنر خودمان و غنای زیست بومی و قومیت‌شناسی و شکل زندگی و طبیعت بپردازیم که این شکل برای آنان جذابیت نخواهد داشت.

حامد عزیزی در پایان گفت: البته شاید چون شرایط مناسبی بین دیپلماسی کشور ما و جوامع بین الملل برقرار نیست ما را تحویل نگیرند و به سمت سیاست‌های جشنواره خودشان بروند؛ چیزی که متاسفانه در جشنواره‌های داخلی خودمان هم برقرار است و سیاست‌هایی هست که صرفا یک نوع خاص از فیلم یا یک فیلمساز خاص را می‌پذیرند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *