پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

 گفت‌وگوی «رها» با خشایار راد، بازیگر سینما و تلویزیون

 رقص و آواز برای آثار کمدی دیگر جواب نمی‌دهد/ مردم من را با «خانه به دوش» می‌شناسند
178
خشایار راد گفت: آیا کارهای طنز ما در ماه رمضان یا مناسبت‌های دیگر رقص و آواز داشت؟ نمی‌گویم امروز در فیلم‌ها رقص و آواز به‌اجبار گذاشته شده است؛ اما جواب نمی‌دهد.

به گزارش خبرنگار رها، خشایار راد سابقه‌ای طولانی از حضور در تئاتر، تلویزیون و سینما دارد. او با ایفای نقش در سریال‌های «خانه به دوش»، «کوچه اقاقیا»، «ترش و شیرین»، «متهم گریخت» و… جایگاه خود را به‌عنوان بازیگری توانمند تثبیت کرد. خبرنگار «رها» با این بازیگر گفت‌وگو کرده است.

 

◉ چه چیزی شما را به سمت کمدی کشاند؟

این موضوع عقبه‌ای چند دهه‌ای دارد. من در دوران دبیرستان تئاتر کار می‌کردم و پس از آن ۲۲ سال تئاتر حرفه‌ای کار کردم که به‌قول‌معروف گیشه داشت و مردم بلیت می‌خریدند و تماشا می‌کردند. پس از آن در سال ۱۳۷۲ در جشنواره تئاترهای سنتی و آیینی بهترین بازیگر نقش اول مردم شدم. نمی‌دانم قیمت سکه آن زمان چقدر بود؛ به من ۱۰ سکه به‌اضافه دیپلم افتخار و لوح تقدیر دادند. از همان زمان بود که آقای عطاران به تلویزیون رفت و در سال ۱۳۷۸ از من هم برای بازی در سریال «قطار ابدی» دعوت کرد. این اولین کار تصویری من بود. در ادامه کار تلویزیون برایم جدی‌تر شد و کم‌کم تئاتر کنار رفت. ابتدا سریال‌های ماه رمضان بود و مناسبتی و بعد سینما و پلتفرم‌ها در زندگی‌ام برجسته شد.

 

◉ در میان نقش‌های کارنامه کاری شما کدام نقش برایتان خاطره‌انگیزتر است؟

شاید حمل بر خودستایی باشد؛ اما من در اجرای هر کار صدم را می‌گذارم. در این چند دهه آنچه از تجربه کار با بزرگان و هنرمندان آموخته و از هر آنچه اندوخته‌ام استفاده می‌کنم تا هر کار را به شکل احسن ارائه دهم. براین‌اساس هیچ‌کدام از کارهایم را نقطه عطف نمی‌دانم؛ اما مخاطب ملاک عمل مهمی است و برای او «خانه به دوش» و شخصیت «آقا بیات» برجسته است. در تمام این سال‌ها به من می‌گویند «چرا کلاه برداری کردی و پول «آقا ماشالا» را ندادی؟» من هم می‌گویم این نقش بر دل شما نشسته است که این حرف را می‌زنید.

 

◉  دلیل ماندگاری آن نقش چه بود؟

چون همه ما چنین اشخاصی دورویی در فامیل و دوستان و آشنایان داریم، این آدم‌ها را می‌شناسیم در نتیجه با این شخصیت‌ها هم‌زاد پنداری کردیم و این آشنایی قبلی باعث ماندگاری کاراکتر بیات بین مردم شد. بسیار در زمان پخش سریال دیدم که آدم‌ها می‌گفتند آقا بیات مانند فلانی است، عین او حرف می‌زند، رفتار می‌کند و دنبال برداشتن کلاه دیگران است.

 

◉  تفاوت رضا عطاران چیست که کمدی‌هایش ماندگار شد؟

عطاران طنز را می‌شناسد. شناخت طنز بسیار مهم است. زمانی سر کاری بودم که کارگردانش در حوزه اجتماعی و درام شناخته شده بود و کارهای خوبی هم ساخته بود؛ اما در میانه تولید، او را عوض کردند؛ چون کار سرد پیش می‌رفت و انتظارها را برآورده نمی‌کرد. طنز در پوست و گوشت و استخوان عطاران است و به همین دلیل راهنمایی‌ها و انتخاب نقش‌هایش در این عرصه مؤثر است چرا که بر آن احاطه دارد. بسیاری از راهنمایی‌هایی که عطاران در خلال تولید به بازیگران می‌دهد اساساً در فیلمنامه نیست. ضمن این که بسیار خلاق است و پیشنهاداتی را در حین کار دارد که به روند اجرای نقش‌ها و کلیت قصه کمک شایانی می‌کند.

عطاران در خلال تولید کار با همه صحبت می‌کرد و نظر می‌خواست که چه کنیم که این سکانس یا کلیت کار بهتر شود. از خروجی این مشورت‌ها، دیالوگ‌ها اضافه می‌شد و بداهه‌هایی شکل می‌گرفت. عطاران می‌دانست چه کسی مال کدام نقش است. مثلاً احمد پورمخبر بازیگر نبود؛ اما مال آن نقش بود. همچنان که در سریال «ترش و شیرین» او کاراکتری است که در ساختار خودش زندگی کرده و سنی را گذرانده است و امروز به حرف کسی گوش نمی‌دهد.

 

◉ طنز امروز با گذشته چه تفاوتی دارد؟

آیا کارهای طنز ما در ماه رمضان یا مناسبت‌های دیگر رقص و آواز داشت؟ یک تفاوت همین است. نمی‌گویم امروز در قصه‌ها این رقص و آوازها به‌اجبار گذاشته شده است؛ اما جواب نمی‌دهد. در فیلم طنز سه عامل کار را درخشان می‌کند و مخاطب‌پسند است. اول «متن خوب و قصه» که تماشاگر را تا انتها می‌کشاند؛ دیگری «عوامل و بازیگران» یعنی کسانی که مال نقش باشند؛ و دیگری «راهنما یا کارگردان خوب»؛ تجمیع این عوامل کمک می‌کند که نه‌تنها فیلم و سریال طنز که هر کاری موفق باشد.

 

◉ بعضاً هر سه این موارد وجود دارد؛ اما نتیجه لزوماً موفق یا مقبول نیست.

در چنین موردی شاید آنچه ارائه می‌شود کلیشه شده است؛ یعنی شما این حرکت‌ها و دیالوگ‌ها را در قصه و نمایشی دیگر دیده‌اید. امروز بسیاری از طنزها را در زندگی روزمره‌مان می‌بینیم در نتیجه دیدنش روی صحنه یا در قاب سینما و تلویزیون خنده‌دار نیست. یعنی نوآوری در آن وجود ندارد به همین دلیل مخاطب را دلزده می‌کند.

 

◉ وقتی نقشی کمدی به شما پیشنهاد می‌شود چه چیزی در پذیرفتن آن برایتان اولویت دارد؟

بازیگران و کارگردان برای من بسیار مهم است. این که کارگردان در میانه کار عوض نشود اهمیت دارد. در کیفیت هر کار کارگردان بسیار مهم است چرا که ما با ساختار فکری کارگردان جلو می‌رویم، شخصیت‌سازی می‌کنیم و شیرازه کاراکتر و قصه بر افکار کارگردان می‌چرخد. پس از آن فیلمنامه و عوامل اهمیت دارد.

 

◉ مهم‌ترین ضعف کمدی‌های امروز را چه می‌دانید؟

مهم‌ترین ضعف این است که روی قصه مدت‌زمان طولانی کار نمی‌شود؛ این که قصه چفت‌وبست درست داشته باشد امروز مهم نیست و تا این کار تمام نشده سراغ کار بعدی می‌روند. قبلاً روال این بود که فیلمی که یک سال روی قصه آن کار شده بود را همچنان شروع نمی‌کردند چرا که معتقد بودند که نواقصی دارد و چفت و بستش درست نیست و باید برطرف و سپس ساخته شود. امروز اما به‌سرعت می‌نویسند و می‌سازند و به همین دلیل کارها سطحی شده است.

از سوی دیگر بوده است مواردی که فیلمنامه را پسندیده‌ام و نقشی که پیشنهاد شده را خیلی دوست داشتم و بازیگران هم خوب بودند؛ اما موقع قرارداد قیمت «خانه به دوش» را به من پیشنهاد می‌دهند که برای ۲۳ سال پیش است. در حقیقت می‌خواهند با مبلغی اندک، کار را جمع کنند درحالی‌که هر پروژه هزینه‌ای دارد و باید برای بودجه آن برنامه‌ریزی شود؛ اما این هم ضعف دیگری است که برای کارها به‌درستی هزینه نمی‌شود.

 

◉  این روزها مشغول چه کاری هستید؟

مدتی است که به دلیل بیماری در خانه نشسته‌ام. البته صبح‌های جمعه برنامه «تهرانشاط» شبکه تهران را دارم که به دلیل بیماری دوهفته‌ای نتوانستم در آن حاضر شوم؛ اما فعلاً کاری به من پیشنهاد نشده است.

 

◉  آخرین کارتان چه بود؟

آخرین کارم سریال خانگی «تاسیان» به کارگردانی تینا پاکروان بود که در آن نقش پدر صابر ابر را بازی کردم. خودم نقش را دوست داشتم؛ چون کوتاه اما تأثیرگذار بود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *