پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از فیلم‌های روی پرده؛ نگاهی به «غریزه» به کارگردانی سیاوش اسعدی

«غریزه» و بغض‌های گره‌خورده در گلو
264
فیلم سینمایی «غریزه» بعد از «پیرپسر» و «لاک‌پشت» سومین اثری است که از نمایش ویژه جشنواره فیلم فجر با تمام حواشی به اکران می‌رسد. به همین جهت از جمله فیلم‌های مورد توجه بر روی پرده سینمای ایران است.

محراب توکلی، رها؛ «غریزه» به کارگردانی سیاوش اسعدی بعد از یک پروسه تولید پرحاشیه و رونمایی تک سانسی که در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر داشت، از چهارشنبه ۳۰ مهرماه به اکران عمومی درآمد و تاکنون بیش از ۵ میلیارد تومان فروش داشته است.

قصه فیلم «غریزه» درباره عاشقانه‌ای‌ است که در اواخر دهه ۴۰ خورشیدی روایت می‌شود. عاشقانه‌ای که با یک اتفاق تلخ سرنوشت شخصیت‌های داستان به شکل عجیبی تغییر می‌کند. این فیلم بعد از کش‌وقوس‌های فراوان بالاخره به گیشه سینمای ایران اضافه شد و اکنون می‌توان به ویژگی‌های سینمایی آن توجه کرد.

رسانه «رها» طی گزارشی به ساختارهای بصری و روایی فیلم، نقاط ضعف و قوت «غریزه» نگاهی انداخته است.

 

سیاوش اسعدی و امین حیایی در پشت‌صحنه «غریزه»

 

از ویژگی‌های ساختاری فیلم چه می‌دانیم؟

پیش از آنکه بخواهیم به منطق بصری و کارگردانی فیلم «غریزه» بپردازیم باید به حال‌وهوایی که در آن وجود دارد، اشاره کنیم. اتمسفر، حال‌وهوا و موودی که در فیلم وجود دارد مخاطب را به داستان‌های گلی ترقی و سپس سینمای داریوش مهرجویی به خصوص «درخت گلابی» پرتاب می‌کند. فیلمی که اقتباس از یکی از داستان‌های گلی ترقی بود. حال چه شباهت‌هایی میان «غریزه» با فیلم داریوش مهرجویی و داستان‌های گلی ترقی وجود دارد؟

اول از هم باید به ترقی اشاره کنیم که تمام دنیایش نوستالژی‌های کودکی بود. او بعد از مهاجرت از ایران بیشتر از هرچیزی از ایران نوشت. از شخصیت‌هایی که عشق‌های نوجوانی و سرخوشی‌‌های آن دوره را با خود و خواننده مرور می‌کنند. آنقدر جزئیات در قلم ترقی وجود دارد که خواننده می‌تواند گذشته را نه تنها ببیند بلکه بو کند! در راستای داستان‌های او فیلم «درخت گلابی» اثر داریوش مهرجویی را داریم که بر همان مدار استوار است. اتمسفری که کارگردان «اجاره‌نشین‌ها» در این فیلم می‌سازد، سرشار از لحظات و تلنگرهای احساسی از عشق در دوران نوجوانی است. نمونه آن چندین سال بعد در فیلم «پله‌آخر» ساخته علی مصفا و «در دنیای تو ساعت چند است؟» اثر صفی یزدانیان و حالا در «غریزه» تکرار شده است.

سیاوش اسعدی در این اثر به درستی و با طمانیه به مخاطبش تلنگر می‌زند. او در این فیلم دو نقطه نظر دارد. یک نقطه نظر شخصیت نوجوان با بازی مهدیار شاه‌محمدی و نقطه نظر دوم پدر آن نوجوان که بازیگرش امین حیایی است. در واقع مخاطب از دو جهان فیلم را دنبال می‌کند. یکی جهان خشک و زخمت بزرگسالی و دیگر جهان رویاگونه و جسور نوجوانی است.

منطق بصری فیلم با تیکه بر روایت در نسبت با هر دیدگاه تغییر می‌کند. رنگ‌ها سرد و آبی بیشتر در جهان پدر رویت می‌شوند و رنگ‌های گرم و زرد بیشتر در دنیای نوجوان. این منطق به شکل‌گیری شخصیت‌ها نیز در ذهن بیننده کمک می‌کند. در این میان شخصیت دختر با بازی ساینا روحانی تلفیقی از هر دو و کامل‌کننده یک مثلث است.

 

 

از داستان فیلم «غریزه» چه می‌دانیم؟

غریزه برای آنکه تمایزی میان خود و فیلم مهرجویی و همچنین داستان‌ گلی ترقی ایجاد کرده و گامی رو به جلو بردارد، در قصه خود جسارت به خرج داده است. فرم داستان‌هایی که به عشق در نوجوانی معطوف هستند، با ناکامی قهرمان به پایان می‌رسند. قهرمانی که به خاطر سن و سالش الکن است و نمی‌تواند بجنگد. چرا که قدرت جنگیدن ندارد. هراس او از اینکه غرورش شکسته شود یا ساده بگوییم، کتک بخورد و تنبیه شود، مانع کنش‌هایش در داستان می‌شود.

سیاوش اسعدی به‌عنوان نویسنده سعی دارد این خط را شکسته و در پایان قهرمانش را فردی شجاع نشان دهد. البته این شجاعت تنها به پایان فیلم مربوط نمی‌شود. موقعیت‌های دیگری در روایت فیلم «غریزه» وجود دارد که نمایانگر نترس بودن شخصیت اصلی فیلم است. اسعدی با اینکه خط ترسو بودن نوجوان‌ها را تا حدودی می‌شکند و دور می‌ریزد، اما با ناکام بودنشان کاری نداشته و آن را نگه می‌دارد. در نتیجه همچنان می‌توانیم الگوی فیلم‌های نوجوانی را در آن ببینیم. نتیجه‌ای که با بغض گره‌خورده در گلوی قهرمان همراه است.

 

 

نکات ویژه فیلم «غریزه»

سیاوش اسعدی علاوه‌بر مرزبندی درست میان نقطه‌دیدها، بازی خوبی از بازیگران در میزانسن می‌گیرد. امین حیایی را کنترل می‌کند که بیش از اندازه به خودش نرود. شاه‌محمدی را کنترل می‌کند که بیش از حد از خودش شور و شوق از خودش نشان ندهد. به طور کل تعادلی می‌آفریند که نتیجه آن ریتم درست فیلم است.

یکی دیگر از نکات جالب توجه در این فیلم شخصیت‌پردازی کاراکتر دختر (ساینا روحانی) است. اطلاعاتی که داستان از او به مخاطب می‌دهد. نصفه و نیمه است. به همین سبب کنجکاوی‌برانگیز است و عشق از پس کنجکاوی شکل می‌گیرد.

غریزه انسان را به سمت برطرف کردن کنجکاوی‌اش سوق می‌دهد. اساسا شاید دلیل نام‌گذاری این فیلم همین باشد. نه صرفا عشق و علاقه. بلکه مخاطب به همراه قهرمان قصه به دنبال برطرف کردن کنجکاوی خود نسبت به شخصیت دختر است.

در پایان باید بگوییم که «غریزه» نیز همچون «پیرپسر» و «لاک‌پشت» و البته «رکسنا» فیلمی است که می‌توان آن را به مخاطبان سینما و آن‌هایی که برای سرگرمی خود در این روزها به دنبال یک فیلم قصه‌گو و پرماجرا هستند، پیشنهاد داد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *