پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از ویژه‌برنامه‌های یلدایی تلویزیون؛ بخش پنجم: «ایران دوست‌داشتنی»

قبولی «ایران دوست‌داشتنی» با تک‌ماده/ خلاقیت لازم است
211
رسانه «رها» در سلسله گزارش‌هایی به بررسی عملکرد ویژه‌برنامه‌های تلویزیون برای یلدای ۱۴۰۴ می‌پردازد. این گزارش مربوط به برنامه «ایران دوست‌داشتنی» است که از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

آزاده باقری؛ رها، ویژه‌برنامه «ایران دوست ‌داشتنی» همزمان با نزدیک شدن به شب یلدا با دکوری رنگارنگ و حضور گسترده مهمانان، از خوانندگان و دوبلورها گرفته تا ورزشکاران مدال‌آور، نخبگان علمی، زوج‌های جوان دانشجو و … به شکل ضبطی در جدول پخش شبکه یک قرار گرفت. با این حال، این تنوع گسترده در قالبی کلاسیک و کم‌ریسک ارائه شد و بسیاری از عناصر برنامه، از دکور تا آیتم‌ها و مجری‌ها حالتی آشنا و تکراری داشت؛ تکیه اصلی بر خاطره ‌سازی و یادآوری گذشته بود و تجربه‌ای خلاقانه و کاملا نو برای مخاطب امروز شکل نگرفت.

 

دکور؛ گرم و دلنشین، اما چرا تکراری؟!
دکور برنامه، همان فضایی است که سال گذشته در ویژه‌ برنامه یلدای «ایران دوست ‌داشتنی» دیده شد! ترکیبی از عناصر ایرانی-اسلامی با رنگ‌های شاد و جذاب که سعی دارد حس صمیمیت و سنت را منتقل کند. استودیو به سبک رئالیتی‌شو طراحی شده و مخاطبان مقابل استودیو نشسته‌اند، مجری‌ها در برنامه حضور دارند و تعامل مستقیم با بیننده ایجاد می‌شود. این چیدمان، در عین شلوغی، دلنشین و آزاردهنده نیست و توانسته فضایی گرم و خانوادگی برای شب یلدا خلق کند.

با این حال، دکور، گرچه حس سنت و شاهنامه‌ خوانی را منتقل می‌کند، نوآوری خاصی ندارد و فرصت‌های متنوع‌تری که می‌شد از فضای استودیو برای ایجاد جذابیت بصری و حرکتی استفاده شود، تا حدودی مغفول مانده است. در واقع، طراحی دکور بیشتر یادآور فضایی آشناست تا خلق تجربه‌ای جدید برای بیننده امروز.

 

مجری‌ها؛ تلاش برای حفظ انسجام و خاطره، اما باز هم تکراری
عدم امکان حضور حسین رفیعی در شب نخست ویژه‌ برنامه «ایران دوست ‌داشتنی» باعث شد اجرای برنامه بر دوش امیرحسین مدرس و مهدی مفیدی باشد. مهدی مفیدی که تجربه اجرای برنامه‌های صبحگاهی را دارد، تلاش کرد با انرژی و طراوت، ریتمی شاد و سرزنده به برنامه بدهد. با این حال، بداهه ‌گویی و شوخ‌ طبعی او به شکلی نبود که لحظات شیرین خلق کند و تاثیر ملموسی روی بیننده داشته باشد.

در قسمت دوم، حضور حسین رفیعی در کنار امیرحسین مدرس توانست انسجام و جذابیت برنامه را بهتر محقق کند. رفیعی با تجربه و پختگی خود، بدون تکیه بر شوخی‌های دم‌ دستی و تلاش برای خنداندن هر لحظه، ریتم برنامه را متعادل نگه داشت. تیکه‌های بجا و ارتباط صحیح با امیرحسین مدرس، همراه با توانایی او در تعامل با مهمانان پیشکسوت، هنرمندان قومی، زوج‌های جوان و نخبه‌های ورزشی و علمی، نشان داد که می‌تواند به عنوان یک مجری باتجربه، نقش مهم و موثری در این برنامه داشته باشد.

در مقابل، امیرحسین مدرس نیز با تجربه سال‌ها اجرا، همچنان فضای گرم و دلنشین خود را حفظ کرده است. لبخند، صدا و آرامش او باعث جذب مخاطب می‌شود و نشان می‌دهد تجربه اجرا هنوز نقش مهمی در ارائه برنامه‌های مناسبتی دارد. ترکیب مدرس و رفیعی، علاوه بر تداعی نوستالژی، به تجربه‌ای روان‌تر و منسجم‌تر برای بیننده تبدیل شد و نشان داد انتخاب این زوج مجری، در کنار حفظ خاطره، توانسته کیفیت اجرای برنامه را ارتقا دهد. هرچند به نظر می‌رسد این بازتکرار کنار هم قرار گرفتن دو مجری برنامه «نیمرخ» شاید برای مخاطب نسل امروز چندان جذاب نباشد و نوآوری واقعی به حساب نیاید.

 

مهمان‌ها؛ حضور گسترده، اما بدون خلاقیت اجرایی
ویژه برنامه «ایران دوست‌ داشتنی» با مبل‌های زیادی که در استودیو گذاشته است نشان می‌دهد قصد دارد مهمانان زیادی را در هر بخش به روی صحنه بیاورد و با تمرکز بر حضور مهمانان متنوع، تلاش کرده طیف وسیعی از مخاطب را جذب کند. از خوانندگان خاطره ‌ساز و دوبلورهای آشنا گرفته تا شاعران و فعالان ادبی، مهمانان برنامه بخش‌های مختلف فرهنگی، موسیقایی و ادبی را شکل می‌دهند. علاوه بر این، حضور نوجوانان و نسل جوان، ورزشکاران و نخبه‌های علمی کشور و همچنین زوج‌های جوان، نشان از توجه برنامه به طیف‌های مختلف سنی و اجتماعی دارد.

در کنار این تنوع، بخش‌هایی از برنامه نیز برای هر مهمان به صورت گفت‌ و گوی مجزا مقابل دوربین طراحی شده تا از یکنواختی گفتگوهای استودیویی کاسته و ریتم برنامه کمی متنوع شود. توجه به موسیقی و فرهنگ قومیت‌های مختلف و اختصاص دادن بخشی از برنامه به آنها نیز نشان می‌دهد برنامه‌ سازان سعی کرده‌اند طیف گسترده‌ای از جامعه را پوشش دهند. یکی از بخش‌های نوآورانه برنامه، دعوت از نوجوانان حافظ‌ خوان بود که در هر آیتم، فال حافظ می‌گیرند؛ حرکتی خوب که ارتباط نسل امروز با ادبیات گذشته را نشان می‌دهد.

با وجود این، تعداد زیاد مهمانان و نحوه ارائه گفتگوها، بیشتر حالت آشنا دارد و نوآوری اجرایی چندانی به چشم نمی‌آید. بسیاری از آیتم‌ها، صرفا به شعرخوانی و گفت و گو محدود شده و ظرفیت‌های بیشتری که می‌شد در اجرای تعاملی یا نمایشی ایجاد کرد، استفاده نشده است.

 

آیتم‌های نمایشی تکراری
بخش نمایشی برنامه، در قسمت اول با تمرکز بر حضور فردی که توانایی تقلید صداهای شناخته شده را دارد، بیش از حد دم دستی و تکراری به نظر می‌رسد. این آیتم، هرچند هدفش خلق فضایی «فان» بود، اما از خلاقیت اجرایی فاصله داشت و توانایی ایجاد لحظات شاد واقعی را نداشت. در قسمت بعدی، تنوعی اندک در این بخش ایجاد و آیتم سایه ‌بازی با دست معرفی شد. در این آیتم، بر اساس یک سناریوی مشخص، این هنرمند توانست سایه‌های مختلف ایجاد کند و حتی «نیم‌رخ »حسین رفیعی را به نمایش بگذارد. این اقدام، در مقایسه با تقلید صدا در قسمت اول، جنبه خلاقانه بیشتری داشت و به آیتم بُعد هنری و کمی جذابیت بصری بخشید، اما با این حال، هنوز نوآوری قابل توجه و اجرای کاملا تازه‌ای که مخاطب نسل امروز را جذب کند در آن دیده نمی‌شود.

در مقابل، موسیقی متن برنامه عملکرد بهتری داشت؛ صدای ملایم و هماهنگ با گفتگوها و آیتم‌ها، نه آزاردهنده بود و نه باعث خستگی مخاطب می‌شد. این موسیقی به خوبی ریتم و حال و هوای یلدا را حفظ کرده و فضای سنتی و نوستالژیک برنامه را تقویت می‌کند.

 

«ایران دوست داشتنی» و فقدان نوآوری
نگاهی کلی به برنامه «ایران دوست‌ داشتنی» نشان می‌دهد نوآوری خاصی در دکور، اجرا و طراحی آیتم‌ها وجود ندارد. حضور مجریان و مهمانان سعی شده است با حس نوستالژیک همراه باشد، اما تجربه‌ای تازه و خلاقانه ارائه نمی‌شود. البته توجه به پیشکسوت‌ها، خوانندگان خاطره‌ ساز و فعالان رادیو و نیز نشان دادن اینکه کودکان و نوجوانان امروزی نیز به اشعار کلاسیک اهمیت می‌دهند، ارج نهادن به قهرمانان جوان در حوزه‌های علمی و ورزشی نکاتی ارزشمند هستند که نمی‌توان از آنها چشم ‌پوشی کرد.

به عبارت دیگر، «ایران دوست‌ داشتنی» همچنان در چارچوب کلاسیک برنامه‌های یلدایی حرکت می‌کند؛ برنامه‌ای که بیشتر با تغییر مهمانان و تنوع آنها سعی در ایجاد جذابیت دارد تا خلق تجربه‌ای نوآورانه. در چنین شرایطی، مخاطب امروز طی یک ساعت و اندی برنامه، ممکن است فرصت کافی برای تعامل واقعی با برنامه نداشته باشد و بخش عمده وقت صرف مشاهده مهمان‌ها روی مبل‌ها و شنیدن شعر و موسیقی شود.

هر آنچه در این ویژه برنامه دیده می‌شود پیش‌تر امتحان شده‌اند و همچنان برای جذب مخاطب استفاده می‌شوند. این انتخاب‌ها، اگرچه تجربه‌ای دلنشین و خاطره‌ انگیز ایجاد می‌کند، اما به وضوح نبود خلاقیت برنامه ‌سازان را در خلق محتوای تازه و جذاب نشان می‌دهد و بیانگر آن است که دست آنها در طراحی نوآورانه آیتم‌ها و اجرا خالی است.

به نظر می‌رسد که برنامه‌ سازان می‌توانند با کمی جسارت بیشتر، ایجاد نوآوری در دکور، طراحی آیتم‌های نمایشی خلاقانه و تنوع اجرایی در گفت و گوها، تجربه‌ای متفاوت و جذاب‌تر برای مخاطب رقم بزنند؛ تجربه‌ای که تازگی و خلاقیت را به همراه آورد. برنامه‌ ‌سازان بهتر است کمی از این مسیر فاصله بگیرند و به جای تمرکز صرف بر «خاطره سازی» و بازی با گذشته، به خلق تجربه‌ای تازه، نوآورانه و مخاطب ‌پسند در زمان حال بیندیشند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *