به گزارش خبرنگار رها، فیلم سینمایی «مست عشق» مدتها پیش از آن که بخواهد به طور جدی وارد مرحله پیشتولید شود، به واسطه اخبار و رسانهها در اواخر دهه ۹۰ انتظار مخاطبان سینما را برانگیخته بود. تا اینکه در اواسط سال ۱۴۰۰ ساخت نسخه سریالی و سینمایی آن تصویب شد. سه سال بعد نسخه سینمایی «مست عشق» بیآنکه خبری از سریالاش باشد، در ۵ اردیبهشت سال ۱۴۰۳ در سینماهای سراسر کشور به نمایش درآمد.
«مست عشق» در نهایت از ۶ اسفند سال گذشته در شبکه نمایش خانگی به صورت آنلاین اکران شد. به همین بهانه گزارش «رها» درباره فیلم و ساختار آن را میخوانیم.
از فیلم چه میدانیم؟
«مست عشق» به کارگردانی و نویسندگی حسن فتحی، تهیهکنندگی مشترک مهران برومند و حسن علیزاده و نویسندگی مشترک فرهاد توحیدی و حسن فتحی، برداشتی آزاد از زندگی مولانا و شمس تبریزی در سالهای ۶۴۰ تا ۶۴۵ هجری قمری است و رابطۀ عارفانه مولانا با شمس تبریزی را به تصویر میکشد. یکی از نکات ویژه در مورد «مست عشق» بازیگران آن بود. ترکیب شهاب حسینی و پارسا پیروزفر در یک فیلم با حضور حسام منظور و البته بازیگران سرشناس ترکیهای همچون سلما ارگچ، ابراهیم چلیککول، یوران کوزوم و هانده ارچل برای اهالی سینما و دنبالکنندگان آن بسیار کنجکاویبرانگیز بود. به طور دقیق «مست عشق» در ۵ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۳ در حالی که سینمای کمدی گیشه را قُرق کرده بود وارد سبد اکران شد و در رقابت با فیلمهای کمدی آن دوره توانست خودی نشان داده و دوباره سینمای غیرکمدی را احیا کند. «مست عشق» با جذب بیش از ۲ میلیون مخاطب به سالنهای سینما بالغبر ۱۲۰ میلیارد تومان بلیت فروخت و تبدیل به پرفروشترین فیلم غیرکمدی آن سال شد. «مست عشق» برای حسن فتحی یک بازگشت جالب توجه به مدیوم سینما محسوب میشد. چرا که او بعد از تجربههایی همچون «ازدواج به سبک ایرانی»، «پستچی سه بار در نمیزند»، «کیفر» و «یک روز دیگر» نزدیک به یک دهه از سینما دور بود و در نمایش خانگی مشغول ساختن «شهرزاد» بود.
همکاری حسن فتحی با شهاب حسینی
حسن فتحی با سریالهای «همسایهها»، «معمای یک قتل»، «عاطفه» و «هوای تازه» به عنوان یک کارگردان در عرصه تصویر شناخته شد. سپس با «پهلوانان نمیمیرند» و «شب دهم» پیشرفت قابل توجه داشت تا اینکه «مدار صفر درجه» را ساخت. اثری ماندگار در تاریخ تلویزیون و سریالهای تلویزیونی. «مدار صفر درجه» نسختین همکاری حسن فتحی و شهاب حسینی بود که در کارنامه هر دو تاثیر به سزایی داشت. ده سال از «مدار صفر درجه» عاشقانه آن گذاشت، تا اینکه بار دیگر شهاب حسینی مقابل دوربین فتحی قرار گرفت. تجربهای که باز هم ماندگار شد و معادلات شبکه نمایش خانگی را عوض کرد. بعد از سه فصل همکاری در «شهرزاد»، فیلم سینمایی «مست عشق» تبدیل به سومین همکاری مشترک حسن فتحی و شهاب حسینی شد. اثری که این بار در مدیوم سینما اثرگذار بود و توانست ارزشهای سینمای غیرکمدی را در زمان خود زنده کند.
از داستان فیلم «مست عشق» چه میدانیم؟
همانطور که در خلاصه داستان «مست عشق» خواندیم، این فیلم برداشتی آزاد از زندگی مولانا و شمس تبریزی در سالهای ۶۴۰ تا ۶۴۵ هجری قمری است. برداشتی که نمیتوان به طور دقیق آن را بر تاریخ منطبق کرد. با این وجود اما «مست عشق» نمیخواهد از تاریخ منفک باشد. به همین بهانه سعی دارد رویدادها و اتفاقات تاریخی مهم در آن بازه تاریخی را تحت نظر داشته برای مخاطب بازگو کند. همین امر گستره داستان را زیاد میکند و روایت باید همه جوانب را برای گفتن داستان به مخاطب در نظر بگیرد. به هر روی روایت هر آنچه چیزی است که داستان فیلم به مخاطب گفته میشود. در واقع روایت گزیدهای از داستان است و هرچقد داستان گستردهتر باشد، کار روایت سختتر میشود. به همین ترتیب شاید بحث نسخه سریال به میان بیاید. نسخهای که میتواند نیازهای داستان را به خوبی برآورده کرده و ابعاد تاریخی آن دوره را به خوبی به تصویر بکشد. از طرفی مسئله تاریخ تنها بخشی از داستان «مست عشق» است و فیلم قصد دارد عرفان جاری میان شمس و مولانا و دغدغههای معنوی آنها را نشان دهد. آن هم از آشنایی مولانا و شمس تا جداییشان. از نقطه شروع تا پایان این جریان قرار است برای مخاطب ترسیم شود. با توجه به این میزان متریال داستانی یک فیلم در ۱۰۵ دقیقه چگونه میتواند داستان را در روایت خود بگنجاند؟ اگر بخواهیم روایت فیلم را در موقعیتهایی مرور کنیم به بازی خوب و قابل قبول چهرهها به ویژه شهاب حسینی در نقش شمس تبریزی برمیخوریم. در نتیجه موقعیتهایی که شبیه به تکههای پازل روایت را میسازند، قابل توجه و دارای اهمیت هستند؛ چه از لحاظ تاریخی و چه از منطق عرفان تأملآفرین هستند. بازخوانی و ترجمه فتحی از روایت مولانا و شمس از لحاظ کارگردانی یا آنچنان که باید متفاوت باشد، نیست و مخاطبان با دیدن آن سورپرایز نمیشود. فتحی مثل کارهای تلویزیونی و سریالیاش بر وجه احساسی و ملودرام کاراکترها و دیالوگها تاکید دارد. فضا و لحن میآفریند که در آن دیالوگها و احساسات شخصیتها به خوبی به مخاطب منتقل شوند. در این راستا شخصیتهایی که فتحی مقابل دوربین میسازد، همواره در حال بروز احساساتشان هستند تا پنهان کردن آنها. نتیجه این ترفند مخاطب را از شخصیت دور کرده و به دیالوگ و بازی بازیگران نزدیک میکند. تمام این تمهیدات «مست عشق» را در کشاکشی قرار میدهد. کشاکشی که یک سمت آن موضوعات عرفانی، اخلاقی، انسانی و در نهایت مضمونی است و در سمت دیگر آن نمایش تاریخ آن دوره. آیا «مست عشق» در خارج شدن از این کشاکش موفق خواهد بود؟