پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

بازخوانی «رها» از تصویر کلاس و مدرسه در سینما و تلویزیون به بهانه آغاز سال تحصیلی

ملاقات خاطره‌انگیز با همشاگردی‌ها؛ از «مشق شب»‌ تا «بچه‌های آسمان»
244
مدرسه و کلاس درس همواره بستر خوبی برای قصه‌پردازی در سینما و تلویزیون بوده است و آثاری که در این راستا ساخته شده‌اند، به علت نزدیک بودن با تجربۀ همگانی، دارای اهمیتی ویژه هستند.

محراب توکلی، رها: اکنون که ماه مهر فرا رسیده است، اغلب افراد جامعه به شکلی مستقیم و غیرمستقیم با دغدغۀ بازگشایی مدارس و کلاس‌های درس را پیدا کرده‌اند. این امر صرفا به شغل و یا ارتباط داشتن با دانش‌آموزان مربوط نمی‌شود. کافی‌ست شما از مقابل درب حیاط مدرسه عبور کنید یا صدای همهمۀ دانش‌آموزان را هنگام زنگ تفریح بشنوید.

حتی ممکن است به شلوغی خیابانی که در آن مدرسه‌ای تعطیل شده است، بر بخورید. همه این موارد در لحظه و آنی می‌تواند تداعی‌گر روزهای درس و مشق باشد. استرس و اضطراب بی‌غل و غش تکلیف‌های آخر هفته و شعرهایی که باید حفظ می‌شدند و رفاقت‌هایی که عاری از منفعت و حساب‌گری بودند. چنین احساس و تصویری همچون آینه در بخشی از تولیدات سینما و تلویزیون هم منعکس شده است. از اواخر دهه پنجاه تاکنون آثاری با پشتوانه همین خاطرات و احساسات ساخته شده‌اند.

 

با قلم استادمحمد و صدای منوچهر اسماعیلی

برای مرور فیلم‌هایی که با مدرسه، دانش‌آموز و معلم سر و کار دارند باید به فیلمی که این مسیر را آغاز کرد، نگاهی بیندازیم. «جُنگ اطهر» به کارگردانی محمدعلی نجفی و نویسندگی نمایش‌نامه‌نویس و شاعر مطرح، زنده‌یاد محمود استاد محمد، در سال ۱۳۵۸ ساخته شد. این فیلم توانست عنصر معصومیت و صداقت را در چنین فیلم‌هایی جا بیندازد و قراردادی از جنس ملودرام با مخاطب ببندد.

در داستان این فیلم با آموزگاری به نام اطهر آشنا می‌شویم که قصد دارد به دانش‌آموز بی‌بضاعت خود به نام فتاح و خانواده‌اش کمک کند. استاد محمد سعی دارد به قدر ممکن ارزش‌های اخلاقی و احساسات را به کار گیرد تا تقدس مدرسه و شان آن در سینما تعریف شود. زنگ صدای زنده‌یاد منوچهر اسماعیلی در کنار قصه نرم و روان محمود استاد محمد به امر کمک کرده است.

 

فرامرز قریبیان در نمایی از فیلم سینمایی «جنگ اطهر»

جُنگ عباس در مسیر بیم و باد

ایده اولیه «جُنگ اطهر» تا یک دهه بعد از خود توانست به حیاتش در قالب فیلم‌های دیگر ادامه دهد. آخرین اثر «طلا و جواهر» ساخته سیروس اله‌یاری بود که در سال ۱۳۶۷ ساخته شد. در همان سال ۱۳۶۷ عباس کیارستمی بعد از تجربه‌های مهم و بدیع در جهان سینمای کودک و فیلم‌های کوتاهی که در کانون پرورش فکری دربارۀ کودکان ساخت، با «مشق شب» به فضای درس و مدرسه بازگشت.

«مشق شب» با نگاهی بی‌واسطه بدون آنکه بخواهد شخصیتی بسازد و یا قصه‌ای سر هم کند به داخل مدرسه رفت و با دانش‌آموزان وارد گفت‌وگو شد. در پس این گفت‌و‌گو قصه‌ها و سپس شخصیت‌هایی به یاد ماندنی ساخته شدند. در تعریف بیل نیکولز به چنین مستندهایی، مستندهای مشارکتی گفته می‌شود. آثاری که در آن‌ها صحبت‌های کارگردان در پشت صحنه با عوامل دیگر و سوژه‌های مقابل دوربین به شکل واضحی دیده و شنیده می‌شود.

عباس کیارستمی یک سال بعد از «مشق شب» با «خانه دوست کجاست؟» سینمای کودک و نوجوان را در درس و مدرسه به اخلاقیات و ارزش‌های انسانی و عرفانی گره زد. از آن پس جُنگ عباس در سینمای ایران و کودک به راه افتاد. دو تجربه مدرسه و کلاس درس کیارستمی موج جالب توجهی به راه انداخت. برای همراهی با این موج، داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی دست‌مایه بسیار خوبی بود.

 

نمایی از مجموعه ماندگار «قصه‌های مجید» ساخته زنده‌یاد کیومرث پوراحمد

 

فیلم «خمره» به کارگردانی ابراهیم فروزش محصول سال ۱۳۷۰ و «قصه‌های مجید» ساخته زنده‌یاد کیومرث پوراحمد در همان سال‌ها، نمونه‌هایی مثال‌زدنی در این مورد هستند. در ادامۀ راهی که کیارستمی باز کرده بود فیلم‌های زیادی به جایگاه مدرسه و کلاس در سینما دامن زدند.

«بید و باد» و «کیسه برنج» می‌توانند به خوبی در میان مثال‌ها خوش رقصی کنند.

 

نمایی از فیلم ماندگار «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی

 

وقتی نگاهی کلی به ردپای کیارستمی می‌اندازیم، به فرم‌های تازه‌ای که فیلم‌سازان دیگر به آن رسیدند، برمی‌خوریم؛ «بچه‌های آسمان» اثر مجید مجیدی در یک سو و در سوی دیگر رمانتسیم‌هایی که در دهه ۹۰ به دل و جان نشستند. فیلم‌هایی از قبیل «در دنیای تو ساعت چند است؟» با پوست پرتقال‌های گلی رو اجاق نفتی. «بمب یک عاشقانه ساده» و شعارهای روی دیوار مدرسه‌اش. «ناگهان درخت» با آهنگ مهتابِ ویگن. البته در اواخر این دهه فیلم دیگر مجید مجیدی، «خورشید»، قابل ذکر است.

 

خوش و بش با دوستان هم‌کلاسی!

یکی از موتیف‌هایی که در سال آینده در سینما و خصوصا تلویزیون دیده شد، گروه رفقای هم‌کلاسی بود. دوستانی که با کمک به یکدیگر با مشکلی دست و پنجه نرم می‌کردند و یا حتی خودشان مشکل‌ساز می‌شدند. مجموعه تلویزیونی «آسمان همیشه ابری نیست» محصول سال ۱۳۸۹ به کارگردانی سعید عالم‌زاده یکی از نمونه قابل توجه در این بحث است که با زبان ملودرام، مصائب دانش‌آموزان مدرسه‌ای را روایت می‌کند.

 

رضا عطاران در نمایی از فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» ساخته رامبد جوان

 

یک سال بعد از این مجموعه، فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» با فضایی کاملا متفاوت وارد گیشه شد، اثر رامبد جوان توانست دومین فیلم پرفروش سال شده و بیش از ۵ میلیارد تومان بلیت بفروشد. داستان این فیلم نیز شبیه به سریال مذکور به همکاری دوستانِ هم‌کلاسی برای برطرف کردن یک مشکل معطوف می‌شود.

 

مدرسه‌ها همچنان بوی معصومیت می‌دهند!

در سال‌های اخیر سینمای ایران همچنان خاستگاه معصومیت و نگاه کودکانه به جهان بوده است. «بچه مردم» از یک طرف و در طرف دیگر ماجرا با لحن و ظاهری کاملا متفاوت فیلم «زن و بچه» می‌توانند نماینگر این معصومیت باشند. دنیای بی‌طرفانه و سبک‌سرانه‌ای که آن‌ها دارند، هرگز مورد قضاوت نبوده و صرفا مخاطبان امروز سینما را به دورانی که خود درگیر درس و مدرسه بودند، پرتاب می‌کند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *