چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ - ۱۳ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با اصغر نعیمی کارگردان فیلم سینمایی «دو روز دیرتر»

همچنان تند و صریح هستم!/ «سگ‌کشی» بیضایی چگونه پرفروش‌ترین فیلم سال شد؟
149
اصغر نعیمی کارگردان فیلم سینمایی «دو روز دیرتر» که هم‌اکنون فیلم‌اش بر پرده سینماهای سراسر کشور حضور دارد، از دغدغه‌ها و ویژگی‌های فیلم خود صحبت کرد.

محراب توکلی، رها؛ اصغر نعیمی نویسنده و کارگردان سینمای ایران است که از اوایل دهه هشتاد فعالیت خود را به شکل حرفه‌ای در مدیوم سینما با نویسندگی فیلم سینمایی آغاز کرده و با کارگردانی فیلم سینمایی «بی‌وفا» این مسیر را ادامه داده است. «مستانه»، «خط استوا»، «زندگی خصوصی»، «سایه‌های موازی»، «هایلایت»، از دیگر فعالیت‌های نعیمی در عرصه سینما هستند. وی در کارنامه خود کارگردانی سریال‌های تلویزیونی همچون «عصر پاییزی»، «یاور» و «عملیات رعد» را به ثبت رسانده است.

«دو روز دیرتر» به‌عنوان آخرین کار نعیمی در مقام کارگردان یک اثر سرخوش و با سویه‌هایی از سینمای آسیب اجتماعی است. این فیلم نخستین بار در چهل‌ودومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. از بازیگران این فیلم می‌توان به سینا مهراد، پردیس احمدیه، فرهاد آئیش، گوهر خیراندیش و محمدرضا داوودنژاد اشاره کرد. در خلاصه داستان «دو روز دیرتر» آمده است: «توصیه‌های پدر و مادر مریم از فرزندآوری خودداری می‌کنند تا اینکه غلامحسین، پدر مریم تصمیم می‌گیرد مبلغی را که از خواهرش به ارث برده، بین نوه‌هایش تقسیم کند. سهیل و مریم که برای مهاجرت نیاز به پول دارند تصمیم می‌گیرند بچه‌دار شوند اما فوت ناگهانی غلامحسین، محاسبات آن‌ها را برهم می‌زند تا اینکه..».

«دو روز دیرتر» از ۲۰ آبان سال جاری وارد سبد اکران شد و تاکنون به طور تقریبی ۱۶ میلیارد فروش داشته است و همچنان هم اکرانش در برخی سینماها ادامه دارد.

در ادامه گفت‌وگوی خبرنگار «رها» با اصغر نعیمی کارگردان فیلم سینمایی «دو روز دیرتر» را می‌خوانیم.

 

◉ آقای نعیمی شما با فیلم «دو روز دیرتر» از سینمای خصوصی به سمت شکل دیگری از سینما رفتید، آیا این اقدام نشان از تغییر در روند فعالیت‌های سینمایی شما است؟

به معنای دقیق کلمه، خیر. این‌گونه نیست. من همانطور که سینمای خصوصی با سمت و سو و نقطه‌نظرات خودم فیلم می‌ساختم، در این تجربه نیز به همان ترتیب فیلم‌ام را ساختم. ماجرا به این شکل بود که طرحی توسط تهیه‌کننده به من پیشنهاد شد. این طرح را آقای رضا مقصودی نوشته بودند. من طرح را خواندم و آن را دوست داشتم. نکاتی در موردش داشتم و به آن‌ها گفتم که فیلم را با این مسیر و این سمت‌وسو کارگردانی خواهم کرد. آن‌ها نیز از نقطه نظرات من استقبال کرده و همکاری آغاز شد. بنابراین تجربه ساخت «دو روز دیرتر» تفاوت چندانی با دیگر کارهایی که ساخته‌ام ندارد.

 

◉ سمت‌وسوی خودتان را لطفا برایمان شرح دهید.

ببینید وقتی ایده اولیه را دریافت کردم، فضا و مسیر روایت بسیار کمدی بود. میزان و درصد کمدی آن بسیار بالا بود. نقطه نظر من اما متفاوت بود. دوست داشتم علاوه‌بر زبان شیرین، دغدغه‌های اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی در فیلم دیده شود. احساس کردم که مخاطبان سینمای ایران از کمدی‌های صرف با شوخی‌های زیاد اشباع شده‌اند. خود من بعد از تجربه ساخت چند فیلم کمدی همچون «خط استوا» در سال‌های اخیر دوست داشتم که یک فیلم کمدی رمانتیک بسازم. فیلمی که علاوه‌بر ایجاد موقعیت‌های شیرین بتواند احساسات مخاطب را برانگیخته کند. البته جنبه‌های اجتماعی یک اثر همانطور که گفتم نیز برای من حائز اهمیت بود. وقتی دو شخصیت اصلی ما در گیر و دار مباحثی همچون مهاجرت هستند، به نظرم جالب نبود که ما صرفا مسیر قصه را با شوخی و خنده جلو ببریم. به هر روی این مباحث جز مسائل اجتماعی ما هستند. در نتیجه تلاش کردیم زبان جدی هم در فیلم داشته باشیم و توسط آن به جنبه‌های اجتماعی نیز بپردازیم.

 

◉ با توجه به جهت‌دهی شما در این فیلم بر اساس نقطه‌نظرهای خودتان، آیا در به تصویر کشیدن مباحث اجتماعی کمی محافظه‌کار نشده‌اید؟ به هر روی شما فیلم «زندگی خصوصی» را در کارنامه‌تان به‌عنوان نویسنده دارید…

ببینید فیلم «زندگی خصوصی» لحن و زبان متفاوتی داشت. آن اثر یک ملودرام سیاسی بود. شخصیت اصلی آن فیلم با بدنه سیاست ارتباط تنگاتنگی داشت. در واقع سیاست با شخصیت او عجین شده بود. در نتیجه هر اکت و اقدام او بر این اساس سیاسی و جالب توجه بود. از طرفی موضوع و ایدۀ اولیه فیلم دارای التهاب بود. مضمون و کانون اصلی آن اثر نیز به همین قابل توجه بود. در یکی از دیالوگ‌های فیلم گفته شد: «ما انقلاب کردیم برای اخلاق اما اخلاق را گذاشتیم روی طاقچه و چسبیدیم به ظاهر احکام!» این مواضع فیلم نیازمند صراحت بود. اصلا به همین دلایل فیلم را در زمان اکران تحمل نکردند و اکران آن را متوقف کردند. سپس بعد از مدت‌ها نسخه سانسور شده آن را منتشر کردند. اما در مورد «دور روز دیرتر» لحن فیلم شیرین بود. از طرفی مباحث روزمره در کنار دغدغه مهاجرت آن‌ها مطرح شد. بنابراین نمی‌خواستیم لحن تلخی به کار ببریم. از طرفی شخصیت‌ها نیز از دل جامعه و عموم مردم ما می‌آیند. افرادی که همواره با مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند. شخصیت‌هایی که سر جایی که باید نیستند. به‌عنوان مثال کاراکتر اصلی ما نویسنده فیلم‌نامه است اما مجبور می‌شود وارد شغلی شود که آن را دوست ندارد. ما سعی کردیم با صراحت به چنین معضلاتی بپردازیم. بنابراین «دو روز دیرتر» نیز در مواضع خود صریح است.

 

◉ البته گمان می‌کنم که صراحت صرفاً در مباحث اجتماعی و اقتصادی نبود و برخی شوخی‌های به کار رفته در فیلم در مقیاس شوخی‌های جنسی بسیار صریح بودند!

نه! شما به من بگویید چه شوخی جنسی‌ای؟! به هر روی بخشی از فیلم و روایت آن به مسئله ازدواج و فرزندآوری می‌پردازد. نمی‌توان که این با این مسائل شوخی نکرد. با توجه به ایده اولیه طبیعی است که نکاتی مربوط به آن در فیلم باشد. اتفاقاً فیلم «دور روز دیرتر» از لحاظ شوخی‌های جنسی خیلی می‌توانست در این مورد افراطی باشد و اگر ما افراطی عمل می‌کردیم، فیلم ده برابر بیشتر نسبت به الان می‌فروخت! و با در این امر از استفاده از شوخی جنسی زیاد پرهیز کردیم!

 

◉ آقای نعیمی شما در یکی از گفت‌وگوهایتان، به معضل نبود بازیگر جدید و معرفی بازیگر به سینمای ایران اشاره کردید. در این فیلم چه تلاش‌هایی برای معرفی بازیگر صورت گرفت؟ آیا فعالیت در یک پروژه غیرخصوصی به شما این اجازه را نمی‌داد که از بازیگر غیرچهره استفاده کنید؟

در ابتدا باید بگویم که انتخاب دو بازیگر اصلی به دلیل توانایی‌شان و نزدیک بودن آن‌ها به شخصیت‌هایی که در فیلم‌نامه نوشته شدند، بود. وقتی قرار است بازیگر جدیدی به سینمای ایران معرفی شود، باید به جنس و مسیر روایت توجه داشته باشیم. اگر روایت و قصه نیازمند بازیگر جدیدی باشد. قطعاً از بازیگر جدید استفاده و او را به سینما خواهیم کرد. در قصه «دو روز دیرتر» سینا مهراد و پردیس احمدیه با توجه به مسیر و جنس روایت بر شخصیت‌های داستان منطبق بودند. از طرفی شکل اکران‌ها در سال‌های اخیر به صورتی است که اگر یک فیلم بازیگر جدیدی داشته باشد، فرصت اکران پیدا نمی‌کند! به همین علت آن فیلم دیده نمی‌شود! به همین علت اگر فیلمی چشم‌انداز اکران و نمایش در سالن‌های سینما را در نظر دارد و بازیگر آن چهره نیست، مسیر پیچیده‌ای برای رفتن به گیشه طی خواهد کرد. بنابراین موضوع صرفاً به سرمایه حاضر و آماده مربوط نمی‌شود. حتی اگر سرمایه‌ای در کار باشد، نمی‌شود با استفاده از بازیگرهای تازه مسیر اکران یک فیلم مثل «دو روز دیرتر» را به خطر انداخت!

 

◉ حال با توجه به این توضیحات مسیر اکران فیلم شما تاکنون، چگونه بوده است؟ چالشی در کار بوده است؟

خیر چالشی نداشتیم. از طرفی بیشتر از آن که فروش برای من مهم باشد، رضایت مخاطبانی که فیلم را می‌بینند، مهم است. من در سالن‌های متعددی رفتم و با تماشاگران داخل سالن «دو روز دیرتر» را دیدم. متوجه شدم که آن‌ها با فیلم ارتباط برقرار کرده‌اند و با لحظات آن همراه هستند. همین امر برای من مهم است و می‌توانم آن را به عنوان یک دستاورد بدانم. درباره بحث اکران و مسیری که فیلم در حوزه توزیع و پخش طی کرد، باید بگویم موسسه بهمن سبز به خوبی این کار را به عنوان یک پخش‌کننده انجام داد.

 

◉ آقای نعیمی چند پرسش درباره خودتان و مسیر کاری‌تان دارم. اول اینکه چه پروژه‌هایی در دست تولید دارید؟ آیا باز هم کمدی می‌سازید؟ اساساً تحلیل‌ شما از جریان سینمای کمدی ایران چگونه است؟

در حال حاضر طرح‌هایی هستند که به آن‌ها فکر می‌کنم و در حال بررسی آن‌ها هستم. تا ببینم باید کدام را شروع به نوشتن کنم. در مورد کمدی هم باید بگویم که به غیر از یک الی دو اثر بقیه آثاری که در طی سال اکران می‌شوند، خیلی شبیه به هم هستند. در واقع سینمای ایران چه در ژانر کمدی و چه در سینمای اجتماعی به تکرار افتاده است. به بیانی دیگر فیلم‌های دارند به یکدیگر شبیه می‌شوند. روایت، لحن، فضا و موود فیلم‌ها به هم نزدیک و شبیه شده است.

 

◉ خروج از این چرخه تکراری چگونه ممکن است؟

ممکن نیست! مگر با ایجاد امنیت خاطر برای بازار سرمایه. امنیت بازار می‌تواند اعتماد به نفس برای سینماگر ایجاد کند. وقتی بازار ناامن باشد، سینماگر ترسو می‌شود و به دنبال تکرار کردن الگوهای موفق است و به همین سبب شباهت در آثار نیز بیشتر و بیشتر می‌شود. چرا که همه قصد دارد آن الگوی موفق را تکرار کرده و در بازگشت سرمایه نیز موفق باشند. سینماگران در چنین شرایط ناامنی تصمیم می‌گیرد ریسک را به کمترین حالت ممکن برساند. در صورتی که مدیوم سینما ذاتاً پر ریسک است. در نتیجه می‌خواهم به شما بگویم که در طی دو الی سه سال اخیر به خاطر نبود امنیت بازار فیلم‌ها شبیه و شبیه‌تر شده‌اند.

 

◉ بحث استفاده از بازیگر جدید نیز در این خصوص حائز اهمیت است.

دقیقا! وقتی سینماگران اعم از سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده و کارگردان به دنبال پایین آوردن ریسک است، نمی‌تواند بازیگر جدیدی به سینما معرفی کند. قبلا چنین اتفاقی می‌افتاد، چرا که بازار برای سینماگر امن بود.

 

◉ می‌توانید از دوره‌ای که بازار امن بود، بیشتر برایمان بگویید؟

بله! باید به‌طور مصداقی برای‌تان بگویم. در سال ۱۳۷۹ فیلم «سگ‌کشی» استاد بیضایی پرفروش‌ترین فیلم سال شد. در آن زمان فیلم‌ها به جامعه نزدیک بودند. همراه و هم قدم با جامعه بودند. اما در حال حاضر اگر فیلمی با جامعه امروز همراهی کند، اجازه پخش و اکران خواهد داشت؟ بعید می‌دانم! ببینید من معتقدم که سینمای ایران مشکلات ریشه‌ای فراوانی دارد که حل کردن آن‌ها از دست سینماگر خارج است. سینماگر تنها می‌تواند با تنفس مصنوعی سینما را زنده نگه دارد. به طور کل نمی‌توان در نسبت با سینمای ایران انگشت اتهام را به سمت سینماگران گرفت!


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *