به گزارش خبرنگار رها، فیلم سینمایی «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، نویسندگی مهدی یزدانی خرم و تهیهکنندگی حبیب والینژاد محصول سال ۱۴۰۴ است که با حضور در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر برای نخستین بار اکران شد. از بازیگران این فیلم میتوان به الناز ملک، احسان منصوری و یونس حران اف اشاره کرد. «نیمشب» به عنوان هشتمین فیلم بلند داستانی محمدحسین مهدویان توانست در فجر چهلوچهارم ۸ نامزدی کسب کرده و از این تعداد موفق به دریافت ۳ سیمرغ بلورین شد.
این اثر با موضوع جنگ ۱۲ روزه، پس از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی به خاک کشورمان از ۲۵ اسفند سال ۱۴۰۴ در سالنهای سراسر کشور اکران شد و تاکنون با جذب بیش از ۳۰ هزار مخاطب فروشی نزدیک به ۳ میلیارد تومان داشته است.
از داستان فیلم چه میدانیم؟
فیلم «نیمشب» روایتگر لحظات بحرانی در جنگ ۱۲ روزه است؛ جایی که یک موشک در نزدیکی بیمارستان فاطمه زهرا (س) در منطقه یوسفآباد تهران سقوط میکند و عمل نمیکند. داستان حول محور تلاش برای خنثیسازی این بمب و مدیریت بحران انسانی شکل میگیرد. فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و تلاش میکند تصویری نزدیک به واقعیت از ایستادگی و فداکاری در این شرایط دشوار ارائه دهد. در طول روایت این فیلم شاهد همبستگی، یکدلی و یکپارچگی مردم ایران برای عبور از بحران هستیم. هرکس با هر آنچه در توان و اختیار دارد به دیگری کمک میکند تا کمترین آسیب به دیگری برسد. در داستان این فیلم مامور خنثیکننده موشک کارنکرده به عنوان قهرمان چالشهای مختلفی را پشت سر میگذارد. مهمترین چالش او همسر بیمارش است که به خاطر سرطان در بستر بیمارستان حال وخیمی دارد. قهرمان با اینکه همسرش در چنین وضعیتی است، برای مردم ایران شتاب کرده و تمهیدات لازم برای خنثی کردن موشک را فراهم میکند. در پایان بعد از پیروزی در این عملیات، به بالین همسرش میرود.
نکته ویژه؛ ایرانِ دوست داشتنی!
یکی از ویژگیهای مهم و جالب توجه «نیمشب» مردمی است که با هر پوشش، اعتقاد، دین، مذهب و شغلی پای کار ایران هستند. آنها برای حمایت از یکدیگر لحظهای درنگ نمیکنند. حتی حاضر هستند که از جانِ خود مایه بگذارند و در برابر خطر بایستند تا ایران متحمل زخم و آسیبی نشود. همانطور که در فیلم میبینیم، دکتر، پرستار، پارکبان، مسئول شهرداری و راننده وانت برای آنکه خطر را از مردم و شهر دفع کنند تمام تلاش خود را میکنند. به تعبیری «نیمشب» در موقعیتها و سکانسها مختلف نام ایران و مردم ایران را فریاد میزند. از قهرمان پاسدار که یک نگاهش به همسرش بیمارش است و یک نگاهش به موشک کار نکرده دشمن تا راننده وانتی که برای حمل موشک ریسک شهادت را به جان میخرد و آن را از موقعیت و محل حادثه دور میکند. تمام این ویژگیها یک کل واحد میسازد و آن هم ایرانِ دوستداشتنی و سرفراز است!