دانش پورشفیعی؛ رها:
چهل روز گذشت
شاید هم ۴۰ سال!
هر لحظهاش، ساعتها بود
و هر ساعتش، روزها
هر روزش، ماهها و هر ماهش، سالها
آری، نه ۴۰ روز که ۴۰ سال بر ما گذشت
بر پدرانِ و مادرانِ فرشتههای مینابی
اما این بغض هنوز در گلویمان مانده؛
نه فرو میرود و نه برون میریزد
چرا این بغض نمیترکد؟
چرا گریه نمیشود؟
چرا اشک نمیشود تا دلمان آرام گیرد؟
چرا ناله نمیشود تا حنجرههامان سبک شود؟
بهراستی این غم آنقدر سنگین است که نه آه، نه اشک، نه ناله و نه گریههای مُدام تسکینش نمیدهد.
بغضِ شجرهیِ طیّبه تا ابد با ماست.