محراب توکلی، رها: در سینمای ایران کمتر بازیگرانی هستند که بهطور جدی به کارگردانی سینما روی بیاورند و به شکل جدی در این عرصه حضور پیدا کرده و تبدیل به فیلمساز شوند.
البته وسوسه کارگردانی در میان بازیگران بسیاری وجود دارد اما کمتر میتوان نمونههایی مانند، مجید مجیدی، مهران مدیری، رامبد جوان، سروش صحت، هومن سیدی، نیکی کریمی و جواد عزتی را به یاد آورد که با ورود به میدان کارگردانی به امضای شخصی خود رسیده و کارنامه کارگردانیشان زیر سایه تجربههای بازیگری نادیده نمانده است.
شهاب حسینی بهعنوان یکی از معتبرترین چهرههای بازیگری سینمای ایران که علاوهبر جوایز و افتخارات ملی و بینالمللی، چهرهای محبوب در میان مخاطبان عام و منتقدان است، تا به امروز تجربههای متفاوت و خاصی را در زمینه کارگردانی در کارنامه خود ثبت کرده است که به معنای واقعی میتوان آنها را تجربههای «شخصی» و بهدور از معادلات تجاری سینمای بدنه بهشمار آورد.
به بهانه اکران عمومی فیلم «آخرین حرکت» که از روز ۹ مهرماه در سینماهای سراسر کشور روی پرده رفته است، مروریبر تجربههای کارگردانی این بازیگر داشتهایم.

شهاب حسینی در «ساکن طبقه وسط» با ایفای ۳۸ نقش متفاوت به رکوردی جهانی دست پیدا کرد
تجربه اول و ثبت رکورد گینس!
شهاب حسینی در سال ۱۳۹۲ اولین فیلم بلند سینمایی خود با عنوان «ساکن طبقه وسط» را کارگردانی کرد. او درباره این فیلم به دو نکته اشاره میکند؛ اول شکستن رکورد گینس با بر عهده گرفتن ۳۸ نقش و دوم عبور داستان این اثر از مرز واقعیت و درگیر شدن فیلمنامهنویسی که با شخصیتهای متعدد با محور چالشهای فلسفی یک کاراکتر.
حسینی همان زمان به انتظاری که برای ساخت این فیلم کشیده بود، اشاره کرد؛ انتظاری ده ساله که نشان از علاقه این بازیگر به تجربه کارگردانی داشته و سرانجام به «ساکن طبقه وسط» منجر شده است. این اثر که محور روایت آن سرگشتگی یک جوان در مواجهه با فلسفه زندگی بود، پس از چهل روز نمایش در ۵۰ سینمای ایران، در مجموع ۱ میلیارد و ۳۰ میلیون تومان فروش داشت. دو سال گذشت تا در سال ۱۳۹۴ بازیگر فیلم «فروشنده» در همان سال اکران این فیلم، با یک اثر کوتاه به جسارت خود در فیلمسازی دامن زده و «قرار ملاقات» را که بخشی از سه گانۀ «بیا با من» است، کارگردانی کرد.
اگر وظیفه هر کارگردان را در بیان ایده ناظر و خلق معنا در قالب قصه بدانیم، در همین فیلم کوتاه دغدغه حسینی برای خلق معنا کمی روشنتر میشود. سینما و هنر میتواند معنا را به احساسات پیوند دهد و شهاب حسینی از این امر بهخوبی آگاه است. در نتیجه در عرصه کارگردانی سعی دارد، زبان سینما را به کار گرفته و از طریق آن دغدغههای فکری و فلسفیاش را به احساسات مخاطب گره بزند.

حسینی در «مقیمان ناکجا» سراغ بازیگران چهرهای همچون پریناز ایزدیار رفت
ادامه سرگشتگی در «مقیمان ناکجا»
دغدغهورزیهای فکری حسینی در مقام کارگردان، در ادامه همین مسیر و دو سال بعدتر با فیلم «مقیمان ناکجا» به اوج خود میرسد. به نظر میرسد سویههایی از الهیاتی و پرسشهای فلسفی، جملگی در ذهن این فیلمساز شناور هستند و وقتی بر کرسی کارگردانی تکیه میزند، پرداختن به همین مضامین نسبت به تجربهورزیهای سینمایی برای او اولویت پررنگتری پیدا میکند.
حسینی در دومین فیلم بلند سینمایی خود، نوشتن فیلمنامه را نیز بر عهده میگیرد و سراغ اقتباس از نمایشنامه «مهمانسرای دو دنیا» نوشته اریک امانوئل اشمیت میرود. انتخابی که نشان میدهد اینبار هم او به دنبال خلق معنا در یک اثر است. اثری که از سینمای بدنه فاصله داشته و سعی دارد به امضای حسینی در فیلمسازی تبدیل شود. حسینی به طور واضح هم در «قرار ملاقات» و هم در «مقیمان ناکجا» عالم برزخ را بستری برای شخصیتهای پرسشگر خود قرار میدهد. آنها به عنوان نماینده انسانها در جستوجوی حقیقت خلقت هستند. در هر دو فیلم میتوان تِم بازگشت به ازل را رویت کرد.
«مقیمان ناکجا» بهرغم حضور بازیگرانی همچون پریناز ایزدیار، آرمان درویش و احمد ساعتچیان در اکران با اقبال خوبی از سوی مخاطب عام مواجه نشد. این اثر پس از انتشار در یک شبکه ماهوارهای به اکران در گروه هنر و تجربه رسید و احتمالا همین شرایط اکران هم بر گیشه آن تأثیر گذاشت. این فیلم در نهایت با فروشی معادل ۲۴۷ میلیون تومان به حضور خود در گیشه هنر و تجربه پایان داد.

شهاب حسینی در «نویسنده مرده است» باردیگر سراغ اقتباس از نمایشنامه رفت
در ستایش حرفه کارگردانی
یک کارگردان وقتی به عنوان هنرمند شناخته میشود که از ساختارهای تکنیکی رها شده و از کالبد تکنسین خارج شود. او با تعبیه حدیث نفس و تجربه زیسته خود در اثری که کارگردانی میکند، سعی دارد به چهره خود به مثابه یک کارگردان روح ببخشد. وقتی به سومین فیلم شهاب حسینی، «نویسنده مرده است» نگاهی میاندازیم، روندی که او از ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ طی کرده را در تاروپود داستان آن میبینیم.
تجربۀ همکاری شهاب حسینی با کارگردانهای مهم سینمای ایران بهعنوان بازیگر، آزمون و خطا برای رسیدن به سبکی متفاوتی از فیلمسازی و ورود به دایره مفاهیم معنوی و اخلاقی به عنوان یک هنرمند و در نهایت سرک کشیدن به ژانرهای مهجور وحشت بهعنوان تهیهکننده، در کنار یک دیگر تصویری منحصربهفرد از تجربهورزیهای حسینی را پیش روی ما میگذارد.
تمامی این موارد باید بتوانند شهاب حسینیِ کارگردان را بهتر از همیشه به ما معرفی کنند. فیلم «نویسنده مرده است» بهعنوان سومین فیلم بلند حسینی در مقام کارگردان، برپایه اقتباس از نمایشنامه «نویسنده مرده است» نوشته آرش عباسی و با حضور بازیگران خارجی مقابل دوربین رفت. این فیلم نیز در سینمای هنر و تجربه به اکران درآمد و کمترین میزان فروش را نسبت به دو فیلم قبلی حسینی داشت. این اثر با فروش ۴۰ میلیونی کار خود را در چرخه اکران تمام کرد.

فیلم «حرکت آخر» تازهترین اقتباس از یک نمایشنامه در کارنامه کارگردانی حسینی است
«حرکت آخر» گام آخر نیست
آخرین اثر او با نام «حرکت آخر» از چهارشنبه ۹ مهرماه در سینماهای سراسر کشور به اکران درآمده است و شواهد حکایت از آن دارد که بهرغم قرار گرفتن فیلم در چرخه اکران عمومی، سینماداران چندان سهمی برای سانسبندیهای آن در نظر نگرفتهاند و این فیلم با حداقل ظرفیت در اکران تا به اینجا گیشه چندان موفقی هم نداشته است. «حرکت آخر» یک درام سیاسی-اجتماعی بر پایه اقتباس از یک نمایشنامه است که با ترکیبی از بازیگران ایرانی و آمریکایی تولیدشده و چهارمین فیلم شهاب حسینی در مقام کارگردان محسوب میشود.
بازیگران اصلی فیلم سینمایی «حرکت آخر» عبارتند از: جیا مورا، جیمز واگنر، آرمین امیری و محمد مطلق. این فیلم بر اساس نمایشنامه «آخرین پرده» اثر گیلبرت سسبرون نوشته و ساخته شده است. این نمایشنامه به بحرانهای دوران معاصر خود پرداخته و تصویری هولناک از حذف تفکر، زندگی و حق تصمیم فردی را نشان میدهد. این ایده در فیلم «حرکت آخر» نیز به نحوی از انحا دیده میشود.
«حرکت آخر» تاکنون در چهارده فستیوال بینالمللی حضور داشته که از جمله آنها میتوان به هفتاد و هشتمین دوره فستیوال بزرگ سالرنو، یکی از قدیمیترین جشنوارههای سینمایی جهان و همچنین دریافت جایزه بهترین فیلم شمال آمریکا از فستیوال TinFF که مورد تایید آکادمی سینمایی کاداناست، اشاره کرد. این اثر تا روز سوم اکران خود ۱۰ میلیون تومان فروش داشته است.
حال ۱۲ سال از کارگردان شدنِ شهاب حسینی میگذرد. او در این وادی جای پای خود را محکم کرده و سعی دارد پیشاهنگِ یک خط فکری در هنر سینما باشد؛ هدفی که در طول زمان و به مرور، میزان موفیتش سنجیده میشود.