به گزارش خبرنگار رها، نمایش رشادتها و دلاوریهای شهدای این سرزمین در سینمای دفاع مقدس ایران بعد از فیلم سینمایی «چ» و «ایستاده در غبار» به طرز قابل توجهی در نیمه دوم دهه ۹۰ دنبال و آثار زیادی طی یک دهه پیرامون قهرمانان و شهدای این خاک ساخته شد. یکی از نمونههای قابل توجه و مهم در میان این آثار «مجنون» به کارگردانی مهدی شامحمدی و تهیهکنندگی عباس نادران است.
فیلم سینمایی «مجنون» با نقشآفرینی سجاد بابایی، حسام منظور، بهزاد خلج، شبنم قربانی، سید مهدی حسینی و محمد رشنو در مهر ماه سال گذشته پس از درخشش در جشنواره فیلم فجر با ۴ جایزه و شکار سیمرغ بلورین بهترین فیلم از ۱۷ مهر سال ۱۴۰۴ در سینماهای سراسر کشور اکران شد و با جذب ۳۲۰ هزار مخاطب به سالنهای سینما، نزدیک به ۲۰ میلیارد تومان فروش داشت.
یکی از اتفاقات ویژه در مورد «مجنون» از محصولات سازمان سینمایی اوج، نمایش میدانی آن در بوستان ولایت تحت عنوان برنامهای با نام سینمایش بود. از ۱۵ آبان سال ۱۴۰۴ در موازات با اکران و نمایش فیلم «مجنون» نمایش رشادتها و اتفاقات ویژه جنگی به صورت زنده برای مخاطبان در بوستان ولایت به اجرا درآمد. این روزها و همزمان با جنگ رمضان، فیلم «مجنون» در حال اکران آنلاین در پلتفرم فیلیمو است.
از داستان فیلم چه میدانیم؟
«مجنون» برشی از زندگی و رشادتهای شهید مهدی زینالدین، فرمانده جوان لشکر ۱۷ علیبنابیطالب (ع) قم و برادرش شهید مجید زینالدین را روایت میکند. فیلم با تمرکز بر نبرد در جزیره مجنون در خلال عملیات خیبر، بخشی از ایستادگی و فداکاری رزمندگان این لشکر را در یکی از سختترین صحنههای جنگ تحمیلی به تصویر میکشد. در این عملیات، نیروهای تحت فرماندهی زینالدین موفق شدند با عبور از آب و نیزارهای هور، جزایر مجنون را آزاد کنند. دشمن که از شکست خود در برابر فرمانده جوان ۲۳ ساله غافلگیر شده بود، او را با لقب «خیبرشکن» میخواند. شهید مهدی زینالدین که در ۲۵ سالگی به شهادت رسید، از چهرههای موثر و فرماندهان دوران دفاع مقدس به شمار میرود.
رمز ایران؛ دلدادگی
«مجنون» یک موقعیت بسیار حائز اهمیت دارد که در سکانسی کلیدی از فیلم به تصویر کشیده شده است. در این موقعیت رزمندگان تیپها و گردانهای مختف از طریق بیسیم به شهید مهدی زینالدین میگویند که در برابر دشمن تا پای جان خواهند ایستاد. نه تنها بویی از ترس در لحن آنها دیده نمیشود بلکه بسیار شجاع یا حتی بهتر است بگوییم عاشق به نظر میرسند. یکی از آنها میگوید: «حاج مهدی، میتوانی روی جنازه ما هم حساب کنی!» برای متولدین دهه هفتاد مواجهه با چنین موقعیتی تا قبل از تجربه جنگ ۱۲ روزه و مهمتر از آن همین جنگ رمضان، چیزی شبیه به اسطوره یا افسانه بود. اما اکنون که روزهای جنگ با رژیم صهیونی و آمریکا و ایستادگی مدافعان وطن در برابر تجاوز بیگانه را سپری میکنیم، میبینیم که چیزی جز واقعیت در آن شجاعتها نبود. این روزها هم مردم ایران بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند، با بیانی شیوا و عاشقانه از فداکاری در راه وطن میگویند، شاید اینبار عاشقانهتر چراکه نه در خط مقدم و جزیرهای دور افتاده که در خیابانهای شهر آن را فریاد میزنند و از ایستادگی در برابر دشمنی که چشم به خاک ایران دارد میگویند.