شنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵ - ۱۸ آوریل ۲۰۲۶

درباره قطعه نمایش «نبرد رستم و سهراب» که این روزها فراگیر شده است

زندوکیلی؛ راوی شکوه مادرانه وطن/ غرور آریایی منی
169
«وطن»؛ مفهومی که همواره حسی از غرور با خود دارد و این روزها در پی تهاجم دشمن ارزشی مضاعف یافته است. به همین خاطر موسیقی و قطعات مرتبط با میهن نیز جذاب‌تر از پیش شده.

به گزارش خبرنگار رها، یکی از ترانه‌هایی که درست دو سال پیش با صدای علی زندوکیلی متولد شد، «وطن» نام دارد؛ اثری که مربوط به فراز پایانی نمایش «نبرد رستم و سهراب» است و در بدو انتشار مورد توجه وافر قرار گرفت. این قطعه حالا اهمیتی مضاعف یافته است و در رسانه‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی به گوش می‌رسد.

نمایشی که حسین پارسایی کارگردانی کرد، از داستان معروف رستم و سهراب اقتباس شده و خوانشی است از عذاب وجدان رستم پس از قتل فرزند. در نهایت اما آن‌چه پهلوان اسطوره‌ای ایران‌زمین را به آرامش می‌رساند، «وطن» است. به این معنا که او برای خاک سرزمین مادری، سهراب، پهلوان توران، دشمن دیرینه ایران را کشته.

حضور علی زند وکیلی در نقش سیرنگ با آن صدای گرم و پُراحساس، روایت نمایش را اثرگذارتر کرده. بویژه وقتی وطن را خطاب قرار می‌دهد و می‌خواند: «غرور آریایی منی، خودم شکسته‌ام تو نشکنی».

موسیقی برتر است یا نمایش؟ این سوال، شاید نادرست و نابجا باشد. البته برخی ها، تلاش کرده‌اند که براساس تجربه و اندیشه خود، یکی از این دو را بر دیگری برتری دهند. ریشارد واگنر آلمانی که یکی از آهنگسازان مهم اپرا به حساب می‌آید، معتقد است که موسیقی را هنری در خدمت هنر والای نمایش می‌داند. یا این جمله را بارها شنیده‌ایم که «هرجا که کلام نتواند پیش برود، موسیقی آغاز می‌شود.» این جمله را هاینریش هاینه، شاعر آلمانی گفته اما نقل قولی هم با همین مضمون و شکل و شمایل، از لودویش فان بتهوفن آهنگساز بزرگ تاریخ موسیقی که به لودویگ فن بتهوون هم معروف است، شنیده‌ایم.

با این اوصاف، نباید دنباله این دعوا را گرفت که موسیقی برتر است یا نمایش. هر دو هنر والایی هستند و به کار بشر می‌آیند و گره‌گشایی می‌کنند. قدرت این دو هنر را در صحنه اپرا می‌توان بیشتر دید.

در نمایش «نبرد رستم و سهراب» ما شاهد عبور از معنای اپرا و حتی تئاتر موزیکال بودیم. علی زندوکیلی خواننده جوان و پرطرفدار ایرانی، در این نمایش هم بازیگر بود و هم آوازخوان. او که نقش «سیرنگ» یا همان «سیمرغ» را به عهده داشت، با صدای جادویی‌اش، در صحنه‌های عاشقانه یا حزن آلود یا حماسی، درام نمایش را غلظت بخشید.

قدرت خوانندگی او را زمانی می‌توانیم در یابیم که یادمان بیاید او هنگام بالا رفتن یا پایین آمدن از پله‌های صحنه، ژوست و دقیق و بدون لرزش صدا، خواند و همگان را تحت تاثیر هنرش قرار داد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *