حسین جمالیفرد، رها: اداره کل نظارت بر عرضه و نمایش فیلم ذیل معاونت ارزشیابی و نظارت، جزو بخشهای کلیدی سازمان سینمایی است که تصمیمات مدیریت آن درباره مجوز نمایش فیلمها، چیدمان اکران و دیگر موارد مربوط به پخش تاثیری مستقیم بر فرآیند عرصه آثار در بازه اکران عمومی دارد.
میثم زندی که اسفند سال گذشته، جایگزین روحالله سهرابی، سرپرست اداره کل نظارت بر عرضه و نمایش فیلم شده بود، حالا به عنوان دبیر ستاد صیانت از آثار و محصولات سینمایی منصوب شده است و برنامه «هفت» در تصمیمی درست، از او دعوت کرد تا به مرور تجربیات، چالشها، سایهروشن فعالیت او، مسیر پیش رو و… بپردازد.
بنابراین انتظار میرفت بهروز افخمی یک گفتوگوی چالشی و هدفمند با زندی به سرانجام برساند اما نتیجه نهایی، برخلاف این پیشبینی بود و مهمترین بخش برنامه «هفت» تبدیل به یک گفتوگوی ساده و معمولی تبدیل شد.
مثلا مخاطب جدی سینما انتظار داشت اولین پرسش از میثم زندی این باشد که چه شد از مسئولیت کنار گذاشته شدید؟ افخمی و همکارش (وستا جعفرنیا) اما بحث را با یک سوال نه چندان مرتبط شروع کردند و پرسیدند «چطور از تئاتر وارد سینما شدید؟» چنین سوالی وقتی معنا پیدا میکند که کمککننده به موضوع اصلی باشد اما در طول برنامه کارکردی بهدست نیاورد.
سوالات سطحی و غیرچالشی ابتدایی برنامه، گفتوگو را به سمت موضوعاتی درباره جهان سینما و سینمای جهان تبدیل کرد که نه برای مخاطب خاص اهمیت داشت و نه برای مخاطب عام دارای جذابیت بود. سابقه دانشگاهی میثم زندی هم مزید بر علت شد تا همنشینی او با مجریان «هفت» به یک کلاس دانشگاهی تبدیل شود و حتی شعر و ارادت او به نیما یوشیج و… سهمی از گفتوگو را به خود اختصاص دهد. حتی جایی مصاحبهشونده نوید خواندن اشعاری از نیما را در پایان برنامه داد که از قضا فراموش شد و بیننده از نیماخوانی او محروم ماند!
بهروز افخمی معمولا وقتی خودش در یک طرف گفتوگوهای رسانهای قرار میگیرد، آنقدر صریح و بیپرده حرف میزند که بریدههای آن در فضای مجازی دست به دست میشود. در مقام مجری برنامه «هفت» اما بیش از حد محتاط است و اغلب اوقات نتیجه مطلوب از مصاحبههایش به دست نمیآید. نمونهاش گفتوگو با محمد خزاعی بعد از پایان مسئولیت او در سازمان سینمایی است که «هفت» تبدیل به تریبونی برای ارائه گزارش کار شد و چالش و مباحثه در این برنامه رنگ باخت.
مشابه همین اتفاق در گفتوگوی دیشب رخ داد و افخمی با سکوت طولانی، از ورود به بحث و انجام جدل با مهمان پرهیز کرد. ضمن آنکه حضور مجری دوم (جعفرنیا) در میزبانی از مهمانان شاخص به «هفت» آسیب میزند. او سوالاتی از پیش تعیین شده را مطرح میکند اما به دلیل عدم اشراف بر مباحث مختلف، قادر به چالش نیست و افخمی هم نقش یک ناظر خنثی در این بزنگاهها را ایفا میکند.

زندی با هیچ چالشی از سوی بهروز افخمی مواجه نشد
نمونه واضح آسیب این شیوه مصاحبه، با مهمان تلفنی برنامه یعنی سیاوش اسعدی کارگردان فیلم «غریزه» هم به چشم می آمد. «غریزه» جزو فیلمهای پرحاشیه است که حرف و حدیث پیرامون اصلاحات آن و نیز عدم معرفی به آکادمی اسکار زیاد بوده است. اسعدی در بخشی از گفتوگو مدعی شد: «معرفی نکردن «غریزه» به اسکار حاصل یک تصمیم جمعی بوده است.» افخمی اما ماجرا را باز نکرد تا مصادیق ادعای کارگردان فیلم آشکار شود.
در اواخر برنامه که ضرباهنگ بحث تندتر شد و صحبت درباره فیلمهای توقیفی و نمایش آثاری که در اکران دچار حواشی شده بودند، گل انداخت، مجری با طرح یک سوال بیربط (در آینده میخواهید تئاتر روی صحنه ببرید یا نه؟) مسیر را منحرف کرد.
همچنین موضوع پاره کردن بلیت توسط عوامل فیلمها و نیز ایرادات ساختاری سامانه سمفا، میتوانست زوایای پیدا و پنهان این مساله را روشن سازد. اما با سوگیری افخمی و حمایت از مهمان با این رویکرد که این کار را بلااشکال است، بحث به نتیجه مطلوب نرسید. این در حالی است که جعفرنیا به درستی اشاره کرد این رویه باعث میشود نتوان قضاوتی درست از سلیقه مخاطبان سینما بر اساس آمار واقعی داشت.
جالب آنکه چند هفته قبل، حسین فرحبخش در «هفت» ماجرای خرید بلیت توسط صاحبان فیلمها، سازمانها، دفاتر پخش و… را یک آسیب دانست و مورد حمایت بهروز افخمی قرار گرفت. مجری «هفت» این بار عنوان کرد که چنین رویهای پیش از انقلاب هم وجود داشته است و اساسا ایراد نیست. طبعا این سوال در ذهن مخاطب شکل میگیرد که چگونه میتوان همزمان مخالف و موافق دو دیدگاه متفاوت و متضاد در یک موضوع بود.
از مجری و سازندگان تنها و مهمترین برنامه سینمایی تلویزیون انتظار میرود به قواعد حرفهای و اصولی گفتگو پایبند باشند و ضمن دادن تریبون به مسئولان، از چالش برای روشن شدن زوایای پنهان ضعف و قوتهای سینمای ایران حذر نکنند.