به گزارش خبرنگار رها، امید زندگانی از جمله بازیگران با سابقه سینما و تلویزیون است که از دهه هفتاد به شکل حرفهای در حوزه تئاتر و سپس سینما فعالیت خود را آغاز کرد. او در آثار قابل توجهی همچون مجموعه تلویزیونی «در پناه تو» و «نرگس» نقشآفرینی داشته است. یکی از آخرین فعالیتهای زندگانی در عرصه اجرا، میزبانی برنامه «پریزاد» از شبکه نسیم بوده است. «پریزاد» یک برنامه گفتوگو محور است که در روزهای جنگ تحمیلی سوم، داخل یک کمپر تولید میشود و دغدغه آن بررسی مواضع اجتماعی و سلامت در روزهای جنگ است. خبرنگار رها با امید زندگانی پیرامون جنگ تحمیلی سوم و برنامه «پریزاد» گفتوگو کرده است.
امید زندگانی در ابتدای صحبتهای خود گفت: در شرایطی که در مملکت ناهنجاری یا بحرانی رخ میدهد، شاید توقع جامعه و نگاهشان نسبت به هنرمند کمی متفاوت و حساستر شود. نگاه اعتقادی هنرمند در مسائل کلان اجتماع در ابتدا نباید دخیل باشد. قدرتمندان و دولتمردان هم نباید از هنرمندانی که به صورت مستقل و با رعایت چارچوب قوانین فرهنگی مملکت کار میکنند، بخواهند که نگاه و رفتار خاصی را داشته باشند. ریشه هنرمند، انسانیت است و ذات او دوستدار صلح، عشق و آرامش است و دوست دارد که در جامعهاش حتی زشتیها را نیز زیبا تصویر کند.
وی افزود: من از زمانی که به دنیا آمدم، شاهد وقایع مختلفی بودم. انقلاب، هشت سال دفاع مقدس، کرونا و تا به امروز تنها تلاشم این بوده که نه به سمت اندک افرادی غلت بزنم که هیجانات لحظهای باعث شده «درود» یا «مرگ بر» بگویند و نه به سمتی بروم که دولتمردان بخواهند یک سویه نگاه کنم، چون در آن صورت من یک فرد سیاسی میشدم.
این بازیگر در ادامه خاطرنشان کرد: در نهایت من به عنوان یک شهروند که دارد کار هنری میکند، طبیعتاً جنگ را دوست ندارم، به هر دلیلی که میخواهد باشد. جنگ از بیفرهنگی و تضاد میآید و این تضاد چیز زشتی است که در جامعه متمدن امروزی به وجود بیاید. ای کاش میشد جهانی داشته باشیم که سوءاستفاده از اعتقادات، ضعفها، توانمندیها و منابع طبیعی در کشورها، دلیل جنگ و اعتراض به هم دیگر نباشد.
بازیگر مجموعه «در پناه تو» اظهار کرد: من در این مدت غمهای خودم را داشتم و سعی کردم همدلی و همدردی نشان دهم. وقتی در یک خانواده اختلالی پیش میآید، شاید بتوان گفت نوع دیگری از شخصیت افراد برای رفع آن اختلال بروز میکند که گاهی آدم را نگران میکند. مثلا ما درباره نگرانی از تجزیه مملکت صحبت میکنیم و میگوییم کشور نباید تجزیه بشود؛ من هم ایران یکپارچه را دوست دارم. اما به چشم خود دیدم که اگر مردم شهرهایی که زیر بمب، موشک و پهپاد هستند، به برخی از شهرهای دیگر پناه ببرند، گاهی برخی از مردم آن شهر یا منطقه، آن افراد را مزاحم میبینند و برای رفع این مزاحمت سعی میکنند رفتاری داشته باشند که آن فرد را پس بزند. اگر جنسی بخواهند به آنها بفروشند، آن را کمی گرانتر از معقول میفروشند و از این آب گلآلود ماهی میگیرند. و این بسیار زنندهتر از جنگ است! ما مردمی هستیم که اگر یک دستمان را از ما بگیرند، کل بدنمان آسیب میبیند اما گاهی این را فراموش میکنیم.
زندگانی درباره ارتباط جنگ با جهانبینی و دیدگاه جامعه توضیح داد: جنگ باعث میشود که ما با واقعیتهای خوب و بد خود روبرو شویم و چه بسا افرادی که در جنگ به دنیا میآیند و در جنگ رشد میکنند، فرهیختهتر و ازجانگذشتهتر شوند. امیال و علاقههای دنیویشان کمتر میشود چون میدانند که به یک آن و با یک انفجار، تمام سرمایههای زندگی و همینطور عزیزانشان ممکن است از دست بروند. اگر ما از این زاویه به جنگ نگاه کنیم، میتوان گفت که بعد از این جنگ، عشق و دوست داشتن میتواند رشد کند.
بازیگر مجموعه «نرگس» درباره حضور در برنامه «پریزاد» به عنوان میزبان گفت: در پایان سال ۱۴۰۴، در بحبوحه جنگ، برنامه «پریزاد» به من پیشنهاد شد. من میخواستم به عنوان کسی که کار هنری میکند، وقایع را به تصویر بکشم که با کمک تهیهکنندگان عزیز و همین طور مدیر محترم شبکه نسیم، این برنامه شروع شد. یک برنامه بیحاشیه از لحاظ تصویری، آدمی که به خاطر رسالت هنری خود، کمپری را دارد که در آن حداقل لوازم صوتی و تصویری را راهاندازی میکند و به میان مردمی میرود که در این شرایط، کار خاصی انجام دادهاند؛ مثل فردی که در اصفهان بدن خود را پله انسانی میکند که در آن همهمه و ترس، افراد سالمند بتوانند از روی کمر اشان از ارتفاع مترو بالا بیایند و خودشان را از آن فضا خارج کنند. و یا پزشک زنانی که در حین اینکه بمب میخورد، درست در همان لحظه کودکی را به دنیا میآورد؛ تولد و مرگ در کنار هم قرار میگیرند.
وی در پایان افزود: از نظر من، اگر برنامه «پریزاد» با همین سیاست و نگاه معجزهآسای خود جلو برود، نه الزاماً با حضور من بلکه با اجرای هر فرد دیگری، میتواند مسکن خوبی باشد و توجه افراد را به این جلب کند که مثل هم رفتار نکنیم، ما قابلیتهای زیادی داریم که فقط کافی است به آنها توجه کنیم. در واقع میتوان گفت جنگ، ترم آخر دانشگاه زندگی است؛ اگر از آن بهرهبرداری کنیم، ترمهای قبل را هم خوب پاس کردیم.