پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با کارگردان مستند «برای دخترم» به بهانه حضور در جشنواره فجر

  ۸ سال با سوژه مستندم زندگی کردم/ تلخی‌های ترک تحصیل در مناطق محروم
200

امیررضا میرباقری، رها؛ مستند «برای دخترم» که به موضوع ترک تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم می‌پردازد یکی از مستندهای بلند راه‌یافته به چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است. مستندی که پیش‌تر در جشنواره سینماحقیقت هم به نمایش درآمد و موردتوجه مخاطبان قرار گرفت. مهدی عوض‌زاده، کارگردان این مستند در گفت‌وگو با «رها» از چالش‌های ساخت این فیلم پس از هشت سال گفت.

 

◉ شما حدود هشت سال با شخصیت اصلی «برای دخترم» زندگی کرده‌اید. این هم‌زمانی طولانی چگونه بر شکل‌گیری روایت فیلم اثر گذاشت؟

از ابتدا و در مرحله پژوهش و پیش‌تولید فیلم، تصمیمم بر این بود که فرم فیلم را به‌گونه‌ای تنظیم کنم که اصطلاحاً از نوع مستندهای بلندمدت و طولانی باشد. هدف اولیه من همراهی طولانی‌مدت با سوژه فیلم و دنبال‌کردن مسیر زندگی او بود تا ببینم این مسیر به کجا منتهی می‌شود. در آن زمان نمی‌دانستم که این همراهی هشت سال طول خواهد کشید. ازآنجاکه سوژه انسانی است و زندگی انسان همواره پر از فراز و نشیب است، طبیعتاً همراهی طولانی‌مدت با او موجب رخدادهای دراماتیک می‌شود که متریال مناسبی برای فیلم فراهم می‌کند.

 

◉ عنوان «برای دخترم» بار عاطفی و مخاطب‌محور مشخصی دارد. این نام‌گذاری چگونه با نگاه شما به مسئولیت اجتماعی مستندساز و نسبت او با سوژه‌اش پیوند می‌خورد؟

عنوان «برای دخترم» برای من دو وجه داشت. نخست، این نام از جانب پدر شخصیت اصلی، یعنی پدر شکریه، خطاب به دخترش بود و دوم، همان‌طور که در انتهای فیلم مشاهده می‌کنیم، از طرف شکریه برای دختر نوزادش است. به‌عبارت‌دیگر، رابطه پدر و دختری و همچنین رابطه مادر و دختری در عنوان فیلم انعکاس یافته است. انتخاب اسم تا حدی سلیقه‌ای است، اما وجه مهم آن نشان‌دادن دغدغه و مهر والدین نسبت به فرزندانشان است. پدر، هرچند در مقطعی اجازه تحصیل به دخترش نمی‌دهد، در نهایت این تصمیم را بر اساس نگرانی و محبت اتخاذ می‌کند. همین دغدغه در پایان فیلم نیز توسط شکریه برای دختر خودش بازتولید می‌شود. بدین ترتیب، عنوان فیلم هم‌زمان روایتگر مسیر زندگی سوژه و تأثیر آن بر نسل بعدی است.

 

◉ در «برای دخترم» روایت داستانی پررنگ است؛ روایت‌پردازی را در سینمای مستند تا کجا مشروع و ضروری می‌دانید، و خط‌قرمزتان کجاست؟

این سؤال بسیار چالش‌برانگیز و مهم است و همواره در تاریخ سینمای مستند محل بحث بوده است. چه در فضای نظریه فیلم و چه در میان فیلم‌سازان مستند، همواره چالش بر سر مرز میان روایت و واقعیت وجود داشته است، به‌ویژه در ارتباط با سوژه‌های انسانی. به باور من، مهم‌ترین خط‌قرمز، حریم شخصی و احترام به حریم خصوصی سوژه است. ما تنها تا جایی حق داریم به سوژه نزدیک شویم که او اجازه دهد. ازآنجاکه سوژه تمایلی به نمایش برخی بخش‌های زندگی شخصی خود ندارد، باید به نظر او احترام گذاشت. حفظ این مرز، اولویت اصلی است و اهمیت آن فراتر از دغدغه‌های هنری یا سینمایی است. واقعیت باید به‌گونه‌ای بازنمایی شود که سوژه خود را در آن بازشناسد و احساس نکند که زندگی‌اش تحریف شده است. در طول تولید، با آشنایی و همراهی با سوژه، باید روایت را طوری شکل داد که زندگی و شخصیت او به‌درستی منتقل شود و سوژه احساس نکند که فرد دیگری جای او نشسته است.

 

◉ «برای دخترم» هم‌زمان در نسبت با سینمای مستند اجتماعی و فضای جشنواره‌ای امروز ایران دیده می‌شود. به نظر شما این مستند چه تفاوتی با جریان غالب مستندهای اجتماعی سال‌های اخیر دارد؟

من واقعاً نمی‌دانم چه تفاوتی با جریان غالب مستندهای اجتماعی سال‌های اخیر دارد، زیرا جریان غالب مستندهای اجتماعی را به طور کامل نمی‌شناسم؛ بنابراین نمی‌توانم ارزیابی دقیقی ارائه دهم. اما بازخوردهایی که از مخاطبان دریافت کرده‌ام نشان می‌دهد که این فیلم، برخلاف آنچه ممکن است انتظار رود، شخصیت‌ها را سیاه یا منفی تصویر نکرده است. پدر شخصیت اصلی، اگرچه سنتی است، اما خاکستری و حتی متمایل به سفید است. فیلم نه‌تنها مشکلات منطقه و مسئله ترک تحصیل را نشان می‌دهد، بلکه شخصیت‌ها را اغراق‌آمیز منفی نمی‌نماید و به‌صورت واقعی و ملموس ارائه می‌کند. علاوه بر طرح موضوع، فیلم سعی کرده سرنخ‌هایی از راه‌حل‌های احتمالی ارائه دهد، بدون آنکه فیلم‌ساز خود را جای جامعه‌شناس یا متخصص اجتماعی بنمایاند. این رویکرد، امکان تفکر و تأمل مخاطب را درباره مسائل اجتماعی فراهم می‌کند.

 

◉ بعد از نمایش‌های جشنواره‌ای فیلم، واکنش تماشاگران چه چیزی را برای شما روشن کرد؟ آیا بازخوردها خوانش تازه‌ای از فیلم یا شخصیت اصلی به شما پیشنهاد دادند؟

فیلم تاکنون تنها در جشنواره سینماحقیقت نمایش داشته است، زیرا آماده‌سازی آن تازه در مهر و آبان امسال به پایان رسید. بازخورد اصلی که دریافت کردم، تأکید بر رعایت رئالیته فیلم و شخصیت واقعی پدر بود. شخصیت او نه شیطانی است و نه منفی، بلکه پدری واقعی و دغدغه‌مند است که تصمیماتش در مسیر تحصیل دخترش بر پایه محبت و نگرانی شکل می‌گیرد. همچنین مخاطبان از راحتی و آزادی خانواده در حضور دوربین شگفت‌زده شدند. زندگی روزمره آن‌ها بدون هیچ تصنعی در جریان بود و این نزدیکی و صداقت سوژه‌ها تجربه‌ای تازه برای تماشاگران ایجاد کرد.

 

◉ به نظر شما سینمای مستند در ایران امروز تا چه اندازه دیده می‌شود و چه فاصله‌ای میان کیفیت تولید مستندها و میزان توجه رسانه‌ها و مخاطبان عمومی به آن‌ها وجود دارد؟

تجربه نشان داده است که فیلم‌های مستند باکیفیت مخاطب خود را پیدا می‌کنند. در یک دهه اخیر، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، مخاطبان مستند رشد و ارتقای چشمگیری داشته‌اند. در گذشته، مستند بیشتر به حیات‌وحش و محیط‌زیست محدود می‌شد، اما اکنون مخاطبان فرهیخته و گسترده‌ای وجود دارند. سینمای مستند در ایران گونه‌ای مظلوم است، زیرا اغلب بودجه کافی و حمایت لازم دریافت نمی‌کند. حمایت مالی و معنوی، از جمله تضمین پشتیبانی قانونی، نقش حیاتی در کیفیت آثار دارد. بااین‌وجود، مستندسازان حرفه‌ای و خلاق ایرانی همواره آثار برجسته‌ای تولید کرده‌اند که در جشنواره‌های داخلی و خارجی موفقیت‌آمیز ظاهر شده‌اند. اگر حمایت مستمر و کافی وجود داشته باشد، مطمئناً کیفیت آثار افزایش خواهد یافت و توجه رسانه‌ها و مخاطبان نیز بیشتر خواهد شد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *