پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با کارگردان مستند «آگیرا» از آثار جشنواره فیلم فجر

آتشی که گر گرفت!/ مسئولیت سنگینی روی دوش داشتم
147

امیررضا میرباقری؛ رها، محمد صادق اسماعیلی مدرس دانشگاه، مستند ساز و از چهره‌های فعال حوزه مستند است که مستند «آگیرا»‌ به کارگردانی او در جشنواره سینما حقیقت با استقبال بی‌نظیر مخاطبان همراه شد. این مستند به‌عنوان تازه‌ترین اثر اسماعیلی در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر هم حضور دارد و به همین بهانه با او به گفت و گو نشستیم.

 

◉ «آگیرا» به چه معناست و چه شد که سراغ ساخت این مستند رفتید؟

در فرهنگ واژگان کرمانی به آتش گرفته، آگیرا می‌گویند. یعنی کسی که از درون گر گرفته است. تولید این فیلم در سال ۹۹ و از یک ملاقات ساده اما تاثیرگذار شروع شد. «علی» را از هیئتی که سال‌ها در آن فعالیت داشتیم می‌شناختم، اما بعد از دیدن مستند «آدور» پیش من آمد و برای اولین‌بار قصه زندگی‌اش را تعریف کرد. با صداقت و اضطرابی که در صدایش بود از من خواست مثل مصطفیِ «آدور» کمکش کنم مادرش را پیدا کند. همین درخواست برایم جرقه اصلی فیلم بود. در حقیقت جرقه ساخت فیلم از همان لحظه‌ای خورد که علی قصه‌اش را برایم گفت، اما پشت این جرقه سال‌ها تجربه، شناخت جغرافیا و اعتماد متقابل بود که تولید این مستند را ممکن کرد.

 

◉ شما در فیلم‌های قبلی هم سراغ مسائل اجتماعی بومی و آسیب‌شناسی رفتید آیا مستند آگیرا هم ادامه همان مسیر است؟

بله، «آگیرا» در واقع ادامه همان مسیر است. مثل فیلم‌های قبلی‌ام، این مستند هم ریشه در مسائل اجتماعی و بحران هویت منطقه زادگاهم کرمان دارد، اما این‌بار قصه از زاویه‌ای شخصی‌تر و انسانی‌تر روایت می‌شود؛ قصه‌ای که زندگی واقعی یک کودک و خانواده‌اش را دنبال می‌کند و نشان می‌دهد چگونه شرایط اجتماعی و فرهنگی بر سرنوشت افراد تأثیر می‌گذارد.

 

◉  پروسه تولید چه مقدار زمان برد و مهم ترین چالش هایی که باهاش مواجه شدید در ساخت این اثر چه چیز هایی بود؟

مهم‌ترین مانع، فشار روانی‌ای بود که خودِ علی در این مسیر تحمل می‌کرد. او از کودکی با تروماهای عمیق روبه‌رو بوده و طبیعی بود که در برابر دوربین احساس امنیت نکند. برای یک مستندساز همیشه چالش اصلی این است که سوژه بتواند در برابر دوربین نفس بکشد و راحت باشد و در مورد علی این موضوع چند برابر سخت‌تر بود. جلب اعتماد او و خانواده‌اش که خودشان سال‌ها تجربه بی‌اعتمادی، خشونت و حاشیه داشتند، زمان و دقت زیادی می‌خواست. از طرف دیگر، روند تولید نزدیک به پنج سال طول کشید. پیچیدگی پرونده علی، رفت‌وآمدهای مداوم بین مراحل بازپرسی، تحقیق و جلسات متعدد باعث می‌شد قصه مدام تغییر شکل بدهد و قابل پیش‌بینی نباشد. همین موضوع زمان تولید را طولانی و فرسایشی می‌کرد. بخش زیادی از فیلم در محله‌هایی ضبط شد که شرایط اجتماعی‌شان پیچیده و بعضاً خطرناک است. خانواده علی و اطرافیانش، بسیاری سابقه بزهکاری داشتند و حضور دوربین همیشه می‌توانست حساسیت، تهدید یا سوءظن ایجاد کند. اما سخت‌ترین بخش برای خود من، مسئولیت سنگینی بود که روی شانه‌هایم حس می‌کردم؛ اینکه قرار بود در مسیری که برای علی حیاتی بود، همراه او باشم و قدم به قدم کمک کنم تا مادرش را پیدا کند. این مسئولیت انسانی، احساسی و اخلاقی گاهی از خودِ فرایندِ فیلم‌سازی دشوارتر بود.

 

◉ شما در جشنواره حقیقت هم حضور داشتید و تجربه موفقی را هم سپری کردید، نظرتان درباره بازخورد مخاطبان چیست؟

تجربه حضور در جشنواره حقیقت برایم بسیار ارزشمند بود، اما امسال تفاوت اصلی در عمق و پیچیدگی قصه‌ای است که روایت می‌کنم. این بار با شخصیتی روبه‌رو هستم که سال‌ها تحت‌تأثیر شرایط اجتماعی و قضایی بوده و روایتش هم زمان با مسیر پرچالش تولید فیلم شکل گرفت. فکر می‌کنم این همزمانیِ قصه و زندگی واقعی شخصیت، تجربه متفاوت و تازه‌ای برای من و احتمالاً برای مخاطبان ایجاد کرده است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *