رضا صدیق، منتقد سینما: فیلم دیدن و نقد و کار رسانهای در ایام جشنواره فجر، برای کسانی که سالهاست جلد جشنوارهاند، فرع است و اصل ماجرا را گعدهها و دیدار تازه کردنها و مباحثههای جمعی تشکیل میدهد.
سالها پیش و آن زمان که جشنواره در سینما صحرا با آن فضای کوچکش برگزار میشد، چشم که میچرخاندی هر گوشه جمعی سرپا ایستاده بودند و گعدهای بپا بود، بعدها که سینما فلسطین شد محل جشنواره و میزهایی برای نشستن مشخص شد، نشستهای اصلی در آن میزها برگزار میشد و نشست خبری مخصوص خبرنگاران بود و یا اینکه بعد از گعدهها منتقدان نیز حضور پیدا میکردند.
نکته جالب اینجا بود که در آن زمان، حضور بازیگران مخل گعدهها نبود. شاید بازیگران به گعدهها اضافه میشدند؛ اما منتقدان بر سر جای خود نشسته بودند و حضور بازیگر، محلی از اعراب نداشت. اصلاً حضور بازیگر یا عوامل برای نشست خبری محل موضوع نبود و اصل جشنواره را حضور منتقدان معتبر میکرد.
هرچه که گذشت و بهخصوص با پیدایش فرش قرمز، حجم خبرنگاران بر منتقدان در خانه جشنواره غالب شد و حضور چهرهها از فرع به اصل بدل شد. قدیمها به خانه جشنواره میگفتند سینمای منتقدان و در همین مسیر بود که سینمای منتقدان بدل شد به کاخ جشنواره و حالا هم خانه جشنواره، با سینمای اهالی رسانه.
اصلوفرع جایشان عوض شد و منتقدان به حاشیه رانده شدند و خبرنگاران و پوشش حضور چهرهها در جشنواره پررنگ و پررنگتر شد. تا جایی که حضور یا عدم حضورشان شد معضل یا موضوع و محل بحث.
قدیمترها فیلمسازان برای حضور در سینمای منتقدان سرودست میشکستند و برایشان پانهادن در ذبحگاه بود و حالا، همه چیز عوض شده. همه چیز جز یک چیز، آن هم اینکه منتقدانی که آن روزها را دیدهاند، هنوز برایشان اصل جشنواره فارغ از تماشای فیلم، گعدههاییست که شاید رمق سابق را نداشته باشد و اثرش کمتر شده باشد؛ اما هنوز مهم است.
کاش روزی کسی عزمی کند و از عکسهای قدیمی سینمای منتقدان و اشخاصی که آن حالوهوا را تجربه کردهاند تاریخ شفاهیای تدارک ببیند؛ تا شاید نسل تازه از راه رسیدهای که یک دهه اخیر را فقط دیده بداند که چرا در آن زمانه نقد جدیتر بود و سینما و سینماگر جدیتر.
زمانه عوض میشود و اجتنابناپذیر است؛ اما کاش دوباره میشد کاری کرد که «سینمای رسانه» بشود «سینمای منتقدان» با همان جدیت و حالوهوا. تنها یادگار آن ایام، همین گعدههاست ما دیدگان آن روزها، بر حفظ همین گعدهها هنوز پافشاری میکنیم.