به گزارش خبرنگار رها، «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی و با فیلمنامه زامیاد سعدوندیان، داستان دختری به نام آوا است که در همان قسمت اول مورد تجاوز جوانی به اسم کامیار قرار گرفت. سوژه ملتهب محصول جدید فیلیمو موافقان و مخالفان زیادی به خود دیده است.
برخی رسانهها و مخاطبان عقیده دارند، «شغال» در بازنمایی واقعیتهای تلخ جامعه موفق است و گروهی عکس این نظر را دارند. مثلا روزنامه ایران نوشت: شخصیت کامیار، با بازی امیرحسین فتحی، در روایت سریال تا حدی با مظلومنمایی مواجه میشود؛ یعنی گذشته یا انگیزههای او به گونهای روایت میشود که مخاطب بتواند با او همدلی کند یا حتی رفتار خشونتآمیز او را به نوعی قابل فهم تصور کند. این رویکرد، در حالی که ممکن است از منظر روانشناسی شخصیت قابل دفاع باشد اما از نظر اخلاقی و اجتماعی خطرناک است. برای مثال، زمانی که سریال به خاطرات او از کودکی و فشاری که ناپدریاش به او وارد کرده میپردازد، گویی قصد دارد این شخصیت را قربانی شرایط نشان دهد. در حالی که چنین رویکردی میتواند باعث شود مخاطب به صورت ناخودآگاه از شدت قضاوت خود نسبت به رفتار خشونتآمیز او بکاهد و حتی به نوعی با او همذاتپنداری کند.
در این بین خشونت و تلخی سریال هم کلیدواژه برخی از انتقادات است. نسرین بابایی، ایفاگر نقش شکوه که دخترش مورد تجاوز قرار گرفته اما به سایت فیلیموشات گفت: ما سالهای اخیر با چنین اخبار تلخ و شوککنندهای نفس کشیدیم. نکته مهم اینجاست که واکنش قربانیان و اطرافیانشان همواره یکسان نیست؛ گاهی فشارهای اجتماعی، ترس، مکانیزمهای دفاعی و حتی سنت باعث سکوت یا انفعال میشود. وظیفه هنر برداشتن این دیوارهای بتنی و دادن راه حل در برابر این گرههای کور واقعی و مرگبار است. کاراکتری که من بازی میکنم، نماینده بخشی از همین واقعیت اجتماعیست؛ واقعیتی که با همه تلخیاش برای ما و مخاطب نیازمند بازنمایی است.
این بازیگر تاکید کرد: تلخی و خشونت سریال؟ نه، بهتر است بگویید تلخی و خشونت اتفاقات ریز و درشت جامعه امروز که نویسنده به درستی به آن پرداخته و کارگردان به شایستهترین شکل ممکن، که بسیار به کمک فیلمنامه آمده، چهره این جامعه را بازتابانده است برای درمان، رسیدگی و بیداری در کلام و رفتار مادران، دختران و پسران. هدف هشدار و آگاهی است، نه عادیسازی.
بابایی درباره تجربه حضور در «شغال» هم گفت: برای ورود به این نقش، از روش تحلیلی شروع کردم؛ یعنی بازخوانی فیلمنامه و ترسیم نقشه ذهنی شخصیت: پیشینه، روابط، و زنجیره تصمیمهایش. سپس با تمرینات بدنی و حسی تلاش کردم وضعیت اضطراب و فروپاشی روانی مادر را بازآفرینی کنم. گریم، لباس، نور، صحنه و تصویر ذرهذره به جان «شکوه» اضافه کردند. قبل از بازی در هر سکانس، تمام دیالوگهای از ترس گفته نشدهی مادرانی که خود و فرزندانشان، پسر یا دختر، فرقی نمیکند، را آهسته به آقای توفیقی و بازیگر مقابلم میگفتم و واکنش آنها درجه اطمینانم به درستی بازی در آن سکانس را تعیین میکرد.
وی افزود: من چشمان بازیگران روبروی خودم را در قالب نقشهایشان در تقابل با «شکوه» هرگز فراموش نخواهم کرد؛ آنها ویرانی کانون یک خانواده را به چشم دیدند. چشمان خیس آقای توفیقی برای سکانس تجاوز، بعد تجاوز در منزل «شکوه»، پنیکها، ترسها و همراهی لحظهبهلحظهاش با تمام بازیگران و نقشها را هرگز فراموش نمیکنم. او پدر تمام نقشها بود و تلاش و وسواس او در روند شکلگیری و باورپذیری و عین زندگی شدن کاراکترها مثالزدنیست. جملهی امیرحسین فتحی که گفت «خانم بابایی، ما واقعاً کار بعدی قرار است برای کدام کارگردان بازی کنیم؟» هنوز در ذهن دارم. مفهوم این جمله را بازیگرانی که جلو دوربین آقای توفیقی کار کردهاند، میدانند.