به گزارش خبرنگار رها، در شهریورماه امسال، بریده ویدئویی از زینب موسوی، فعال اینستاگرامی، منتشر شد که حاوی توهین به شاهنامه بود و همین اتفاق موجی از واکنشهای منفی را به همراه داشت. ناصر فیض، شاعری که این روزها در مقام کارشناس با برنامه تلویزیونی «قند پهلو» همکاری دارد، میگوید جبههگیریها همان چیزی است که موسوی به دنبال آن بود.
واکنش مردم به توهین نسبت به شاهنامه کافی بود
ناصر فیض در پاسخ به این که چه عقیدهای درباره جنجال زینب موسوی دارد، گفت: در این گونه موارد معتقدم همان اندازه که عدهای مخالفت میکنند؛ درست است. چرا که مردم ما فهیم و عاقل هستند و جمع هرگز اشتباه نمیکند. اما نکته در زیادهرویها بود. ببینید این آدم دنبال افزایش دنبالکننده خود بود و ما این افزایش را به او دادیم. این که رسانه خارج کشور هم به آن میپردازد، فقط بزرگ کردن او بود. کاش اجازه میدادند خود مردم جوابش را میدادند که اتفاقا بجا و درست هم جواب دادند.
این شاعر و طنزپرداز افزود: زمانی، من در روزنامه اطلاعات حسین منزوی (شاعر) را در نیمصفحه نقد کردم و با بیانصافی به بخشی از اشعارش کنایه زدم. پس از آن او در انجمن خواجو من را دید و سلام و علیک کردیم و هیچ واکنشی نشان نداد و بهتر از این نمیشد نقد من را نابود کند؛ چرا که احتمالا پیش خودش گفت مهم نیست تو چه نوشتی؛ پس نیاز به واکنش ندارد.
فیض در ادامه بیان کرد: این امپراطور کوزکو (عنوانی که زینب موسوی برای فعالیت اینستاگرامی به کار برده است) یک استندآپ کمدین است؛ کسی که بیذوقی و اشتباه کرد و فکر نکرد حتی معمولیترین آدمها و عامه مردم، فردوسی را به عنوان یک شاعر بزرگ میشناسند؛ پس بهتر است سمت او نرود. نباید فراموش کرد که نقیضه (پارودی) و شوخی با شعر شعرا با توهین فرق دارد. چنانچه خود من نقیضه به شعر حافظ دارم اما به او توهین نکردهام.
نویسنده «فیضبوک» گفت: در نهایت باید تاکید کنم که شخصیت و کار زینب موسوی در حدی نبود که وزارتخانه جوابش را بدهد؛ چون مردم پاسخش را داده بودند. هم چنان که در یک دعوای محلی، مشکل با ورود محلیان به موضوع حل میشود، ارتش که نباید ورود کند.
شعر فاقد متولی قاعدهمند است
ناصر فیض در توضیح وضعیت حال حاضر شعر فارسی و متولیان آن اظهار داشت: متاسفانه شعر در متولی و نهادی که باید به شکل درست و قاعدهمند حامی آن باشد، ندارد. حوزه هنری از ابتدای انقلاب تلاش کرده است که به شعر و ادب و هنر و ادبیات فارسی توجه ویژه کند. در کنارش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که نمود کارهایش در فرهنگسراها دیده شده. همه اینها یک طرف و از طرف دیگر همه چیز در جشنواره شعر فجر خلاصه شده است. اما کیفیت این رویداد از دور اول به این سو ارتقا نیافته است. البته که خودم در همه بخشهای آن بودهام؛ از سیاستگذاری گرفته تا داوری. اما قرار نیست وقتی با جریانی همراهی میکنی از تمامیت بخشهای آن رضایت داشته باشی.
جشنواره شعر فجر بسیار ضعف دارد
وی ادامه داد: بر این اساس اعلام میکنم که جشنواره شعر فجر بسیار ضعف دارد ولی اعتقاد دارم بودنش بهتر از نبودش است چرا که باید جشنوارهای بینالمللی داشته باشیم که واقعا از کشورهای مختلف شرکتکننده داشته باشد؛ نه این که چند ایرانی به همراه یکی-دو شاعر اهل پاکستان و هندوستان است را به عنوان شرکتکننده خارجی معرفی کنیم. باید واقعا از ۶۰ کشور جهان شرکتکننده داشته باشیم. کسانی که به زبان فارسی شعر گفتهاند و حتی کسانی که به زبان فارسی علاقه دارند، در این رویداد حاضر باشند.
این شاعر تصریح کرد: متاسفانه عنوان «بینالمللی» که جشنواره شعر فجر با خود یدک میکشد، متناسب با محتوا و ماهیت آن نیست. ما در این رویداد افرادی تکراری میبینیم که این یک ضعف است. نه این که بگوییم جشنواره شعر فجر نداشته باشیم؛ بلکه باید باشد و حتی جایزه کلان بدهد تا در یک فضای رقابتی انگیزه بیشتری برای کارهای با ارزش ایجاد شود. در عین حال بازنگری و اصلاح روند این رویداد بسیار مهم است.
جشنواره فجر باید پذیرای «همه» باشد
فیض خاطرنشان کرد: از سوی دیگر لازم است که بعضی از نحلههای شعری هم وارد این رویداد شوند. چون شعر برای یک نفر نیست و باید جشنواره فجر محل تجمع دیدگاهها باشد و همه در آن دیده شوند. البته که میدانیم که جشنواره شعر فجر متعلق به جمهوری اسلامی است و رعایت موازین آن بر کسی پوشیده و محل بحث نیست و طبیعی است کارهایی که بنیان اعتقادی را زیر سوال میبرند، جایی نداشته باشند. اما میشود تعادلی ایجاد کرد تا حتی کسانی که همراهی خاصی ندارند و از سوی دیگر دشمنی هم ندارند، در این رویداد حضور یابند.
کارشناس برنامه تلویزیونی «قندپهلو» ادامه داد: این که کسی صرفا شعر عاشقانه میگوید چه ایرادی دارد که سهمی از جشنواره فجر داشته باشد؟ محمود درویش شعر مقاومت فلسطین میگوید و نذار قبانی از عشق حرف میزند؛ کار هر دو این دارای اهمیت است و نباید یکی به نفع دیگری نادیده گرفته شود. بر تمام اینها بیفزایید که استفاده از آدمهای گوناگون میتواند جریان شعری را بهبود ببخشد.
تلویزیون فریبنده و گاهی زرد است
ناصر فیض در پاسخ به این سوال که چرا در وادی شعر همواره اسم او و دوستانش (علیرضا غزوه و دیگران) دیده میشود اما چنین اتفاقی برای نسل جدید کمتر رخ میدهد، گفت: برای دیدن نسل جدید اگر سری به موسسه شهرستان ادب بزنید خواهید دید که آدمهایی از ۲۰ سال به بالا میآیند و برنامههایی برجسته چون «آفتابگردان» برپا میشود. یا کسانی چون غلامرضا طریقی که پیرو حسین منزوی بوده است، امروز در بخش شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور دارد. همه اینها نشانههایی امیدوارکننده برای حوزه شعر است.
او درباره تاثیر کمرنگ تلویزیون در معرفی شاعران بیان کرد: تلویزیون فریبنده و گاهی زرد است. گاهی اینگونه است که مردم اگر کسی را در تلویزیون ببینند، الزاما او را دوست ندارند. وانگهی آدمهایی هستند که دیده نمیشوند اما بزرگ هستند و «در تلویزیون دیده نشدن» مهم نیست و باید برایشان برنامههای دیگری گذاشت. ضمن این که برخی از آدمهای متخصص که برای عموم کمتر شناخته شدهاند گاهی رسانه را تحریم میکنند و برخی این شکل از شناخته شدن توسط عوام را زرد بودن میدادند.