پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از 6 موضع محوری در اظهارات حامد جعفری، دبیر جشنواره فیلم کودک

«فیلم کودک بد» را نباید بسازیم!
241
حامد جعفری دبیر جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در نشست مشترکی با مجید زین‌العابدین به طرح نکاتی درباره سینمای کودک پرداخت که می‌توان آن را نقشه راه فارابی برای توجه به این حوزه در دوره تازه فعالیت‌هایش به‌حساب آورد.

محمدرضا کاظمی، رها؛ اولین جلسه از سلسله نشست‌های «قرارِ هفت» روز چهارشنبه ۲ مهر ساعت ۱۰ با موضوع «مروری بر کارنامه ده سال اخیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان» با حضور حامد جعفری و مجید زین‌العابدین دبیران ادوار جشنواره در بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد. طبق اعلام قبلی قرار بود علیرضا شجاع نوری هم در این نشست حضور داشته باشد که متأسفانه به دلیل فوت مادرش نتوانست در این برنامه حاضر باشد.

آنچه در این گزارش مرور کنیم، شش فراز از صحبت‌های کلیدی حامد جعفری در مقام مدیرعامل بنیاد فارابی و دبیر جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان است.

 

برداشت اول) سینمای کودک و ریل گذاری؟

مواجهه اول من‌ با جشنواره کودک به عنوان فیلمساز بوده است و این‌ رویداد برای ما یک‌ میعادگاه مهم بوده است زیرا به طور تخصصی فیلم‌های کودک در کنار هم ارزیابی می‌شوند و موضوع کودک اولویت این جشنواره است. آثار من در جشنواره فجر هم بوده و سیمرغ هم دریافت کرده‌اند اما هیچ‌کدام از رویدادها حلاوت جشنواره کودک را ندارند. همه افراد سینما را به‌عنوان یک‌ تفریح دسته جمعی می‌شناسند و طبیعتا کسی که در حوزه فیلمسازی فعالیت دارد برایش مهم است که بازخورد مخاطبان را نسبت به آثارش ببینند. جشنواره کودک مهم‌ترین جایی است که فیلمسازان می‌توانند با مخاطبان کودک و نوجوان خود ارتباط برقرار کنند. در جشنواره کودک ما داوران کودک و نوجوان داریم که به‌طور صریح آثار را نقد می‌کنند. در دنیا هم جشنواره‌های کودک وجود دارند و آن‌ها هم محوریت خود را با مخاطبان کودک و نوجوان می‌گذارند. از طرفی دیگر داوری‌های جشنواره کودک نیز باعث تنظیم‌گری در این زمینه می‌شود.

 

برداشت دوم) «فارابی» متولی سینمای کودک است

بنیاد سینمایی فارابی به نوعی متولی سینمای کودک است و باید در این زمینه فعالیت بیشتری داشته باشد. البته باید به این موضوع توجه داشته باشیم که فیلم کودک و نوجوان یک ژانر‌ نیست بلکه یک‌ دسته‌بندی است و در این دسته‌بندی ژانرهای مخالف تعریف می‌شوند، یعنی ما فیلم کودک و نوجوان کمدی، ترسناک، ورزشی و… داریم. از طرف دیگر ما باید نگاه فیلمسازان و نهادها را نیز به روز کنیم، وقتی توقع در سینمای کودک وجود نداشته باشد افراد احساس می‌کنند که صرفا باید در سال چند فیلم‌ ‌کودک بسازند و احساس کنند که وظیفه خود را انجام داده‌اند، در حالی که کودکان ما باید هر زمان که اراده می‌کنند، فیلمی در سینما برای تماشا داشته باشند.‌ زمانی که فیلم شاهزاده روم اکران شد و سومین فیلم‌پرمخاطب سال شد پس از آن‌چند انیمیشن در جشنواره فیلم فجر ثبت‌نام کردند. این‌ مساله نشان داد که اگر شما یک الگوی موفق برای فیلمسازان ایجاد کنید قطعا برای فعالیت در این حوزه علاقه‌مند‌ می‌شوند.

 

برداشت سوم) ناگزیر از تولید اثر برای نوجوانیم

حوزه نوجوان به لحاظ شناختی دقت نظر بیشتری نیاز دارد. نوجوان در هر رده سنی مختصات و تعریف مشخصی دارد. نوجوانی دوره جابه‌جایی و گذار است و دوره استقرار نیست. اگر ما نوجوان را به رسمیت نشناسیم و به این گروه نپردازیم، در نتیجه در سبد مصرف نوجوان جایی پیدا نمی‌کنیم.‌ نوجوان به مصرف سرگرمی‌ها تمایل زیادی دارد اما ما برایشان چیزی تولید نمی‌کنیم. انیمیشن‌ها و آثار رئال زیادی در این زمینه تولید شده است اما نوجوانان ما با این آثار ارتباط برقرار نمی‌کنند. ما در ایران برای عرضه یک اثر خارجی مطلوب برای نوجوانان‌ نیز محدودیت‌هایی داریم درنتیجه ناگزیر به تولید اثر برای این‌گروه سنی هستیم. سال گذشته فیلم باغ کیانوش ساخته شد که برای موفقیت این اثر تلاش شد و تاحدودی نیز در جذب مخاطب موفق عمل کرد. اگر ما‌ بتوانیم الگوهای موفقی را ایجاد کنیم این آدرس را به فیلمسازان‌ می‌دهیم که می‌توانند با ورود به این عرصه موفقیت کسب کنند.

 

برداشت چهارم) در حوزه کودک «نباید»‌ فیلم بد بسازیم

روزی که وارد حوزه انیمیشن و فیلم‌سازی کودک و نوجوان شدیم به این مساله رسیدیم که اثرگذاری در این حوزه نیاز به زمان دارد. طبیعتا نمی‌توان گفت که می‌توان تغییری در این حوزه ایجاد کرد که زود به نتیجه برسد اما ما این دغدغه را داریم که در حوزه کودک و نوجوان کارهای اثرگذاری انجام دهیم. نباید کار بدی در این زمینه انجام دهیم. هر زمان که فیلم کودک و نوجوان بد و بی‌کیفیتی در سینما اکران شده باعث دلسردی مخاطب و عقب‌گردی از استقبال مخاطبان از این حوزه شده است. در نتیجه باید برای هر قدمی که برمی‌داریم بسیار دقت کنیم زیرا آسیب قدم‌های اشتباه خیلی بیشتر از منافع آن است.

 

برداشت پنجم) «زیبا صدایم کن» فیلم نوجوان نبود!

گاهی ما در حوزه کودک باید بذری بکاریم که ۱۰ سال بعد نتیجه آن را ببینیم. وقتی می‌خواهیم برای کودک و نوجوان کاری تولید کنیم آن را برای مخاطب پخش می‌کنیم‌ و بازخورد بچه‌ها را دریافت می‌کنیم.‌ من تمام کارهای آقای صدرعاملی را دیدم و با احترام به آقای زین‌العابدین، فیلم‌ زیبا صدایم کن را فیلم نوجوان ‌نمی‌دانم بلکه فیلم ‌جوان است و شاید به همین دلیل آن استقبالی که مدنظرمان بود از زیبا صدایم کن، نشد. در سینمای کودک گاهی ما سفارش‌محور سراغ فیلمسازان رفتیم و گاهی فیلمسازان سراغ نهادهای فیلمساز رفته‌اند. ما باید دغدغه فیلمسازان را بیشتر درنظر بگیریم اما‌ گاهی هم ما‌ می‌توانیم‌ به فیلمسازان مراجعه کنیم که چه فکر و ایده‌ای در برخی موضوعات دارند‌. اینکه سینمای رئال کودک خیلی موثر نیست. اینکه ما در سینما هنور فروش فیلم کودک داریم نمی‌توان‌ امیدوار بود که کودکان هنوز فیلم‌های ما را دنبال می‌کنند.

 

براشت ششم) محدودیت یعنی رده‌بندی نه سانسور

سینمای کودک محدودیت‌های کمتری نسبت به سینمای بزرگسال دارد. وقتی یک‌ شخصیت زیاد از تلوزیون پخش شود دلیل بر این‌ نیست که مخاطب با آن ارتباط برقرار کرده است. ما پیمایش دقیقی انجام داده‌ایم‌ که در سینمای کودک مخاطب چقدر با قهرمان و چقدر با ضدقهرمان ارتباط برقرار کرده است. در همه‌ جای دنیا برای سینمای کودک محدودیت وجود دارد. ما محدودیت را معادل کلمه سانسور قرار داده‌ایم درحالی که در دنیا محدودیت به معنی رده‌بندی سنی است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *