به گزارش خبرنگار رها، همزمان با آغاز دوران ریاست دکتر علی لاریجانی در سازمان صدا و سیما، رویکردی تازه در حوزه تولیدات نمایشی تلویزیون شکل گرفت و مرکز «سیمافیلم» با هدف ایجاد یک ساختار تخصصی و حرفهای برای تولید سریالهای تلویزیونی تأسیس شد. آغاز به کار سیمافیلم زمینهای را برای توسعه و ارتقاء کیفیت هنری و بهرهگیری از سازوکارهای حرفهای در صنعت سریالسازی تلویزیون فراهم کرد.
در سالهای پایانی مدیریت محمد هاشمی در سازمان صدا و سیما، کارگردانی مجموعه تلویزیونی «امام علی(ع)» به داود میرباقری واگذار شد. موفقیت گسترده و استقبال چشمگیر مخاطبان از این اثر، به نقطه عطفی در تولید سریالهای تاریخی ـ مذهبی تبدیل شد و مسیر را برای سرمایهگذاری و تولید آثار مشابه با محوریت چهرههای برجسته تاریخ اسلام و تشیع هموار کرد.
تجربه بعدی، سریال «تنهاترین سردار» با محوریت زندگی امام حسن مجتبی(ع) بود که در روندی نسبتاً غیرمنتظره، کارگردانی آن به مهدی فخیمزاده سپرده شد. تهیهکنندگی این مجموعه را غلامرضا موسوی در دوره ریاست علی لاریجانی بر سازمان صدا و سیما بر عهده داشت. موسوی در گفتوگو با خبرنگار رها، ضمن بیان تجربه خود از تولید این اثر، به ویژگیهای مدیریتی دکتر لاریجانی و نقش او در ایجاد تحولات ساختاری در رسانه ملی اشاره کرده است.
در ادامه متنِ گفتار غلامرضا موسوی تهیه کننده سینما و تلویزیون را بخوانید:
زمانی که آقای دکتر لاریجانی به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شدند، تفکر جدیدی را با خود به سازمان آوردند. هدف اصلی ایشان این بود که تلویزیون را دوباره به خانهها برده و مردم را جذب کند که در این کار هم کاملاً موفق بودند. شاید دلیل اصلی این موفقیت، همان نگاه باز و گستردهای بود که ایشان در عمل به اجرا درآوردند. ایشان پیش از آن در زمان حضورشان در وزارت فرهنگ نیز تلاش کرده بودند وارد مسیری شوند که از امکانات موجود بیشترین استفاده را ببرند. در صداوسیما خط قرمزهایی وجود داشت که دکتر لاریجانی باید به آنها پایبند میماند، اما هوشمندی و جسارت ایشان در این بود که خط قرمزهای فرضی را شکستند و فقط خط قرمزهای واقعی را رعایت کردند.
مدیریت با تکیه بر مشورت و صبوری
تلویزیون فضایی دارد که افراد متعدد، چه صاحب قدرت و چه فاقد قدرت، دائماً سعی میکنند در آن اعمال نفوذ کنند؛ به همین دلیل مدیریت و ریاست در این مجموعه به صبوری زیادی نیاز دارد و یکی از دلایل اصلی موفقیت دکتر لاریجانی همین صبوری ایشان بود. علاوه بر این، ایشان بهشدت به مشاوره اعتقاد داشتند و در همان ابتدای ورود به سازمان، دو یا سه گروه مشاوره تشکیل دادند که اقدام بسیار مؤثری بود. پیش از حضور ایشان، تمام تولیدات در داخل خود تلویزیون انجام میشد، اما آقای لاریجانی مسیر تحولی را آغاز کردند که به واسطه آن، بسیاری از تهیهکنندگان و افرادی که با تلویزیون کار میکردند، صاحب دفتر و استودیو شدند.
در آن زمان بودجه تلویزیون بسیار کم بود؛ بنابراین هوشمندی ایشان حکم میکرد که مستقیماً از جیب تلویزیون به کسی پول یا وام ندهند. در عوض، شرایط اخذ وامهای تبصره ۳ را که پیش از آن در سینما برای تولید فیلمها استفاده میکردیم، در تلویزیون هم پایهگذاری و تسریع کردند. با معرفی آدمهای مختلف به بانکها و مدیریت هوشمند امکانات کشور، عده زیادی توانستند دفاتر خود را بخرند و استودیوهای صدا، دوبله و لابراتوارها را به راه اندازند. همین اقدام باعث ایجاد یک نوع پویایی در مسیر تولید شد و آثار و مجموعههای نمایشی بسیار خوبی در آن مقطع ساخته شد.
جسارت لاریجانی ریشه در فهمی عمیق داشت
جسارت شخصی دکتر لاریجانی در ایجاد این تحول اساسی، کاملاً بر اساس برنامهریزی و مشورت بود. اینطور نبود که یکباره و بدون مطالعه تصمیمی بگیرند. حتماً برای هر موضوعی ابتدا مشاوره صورت میگرفت و زمانی که نتیجه مثبت آن برایشان مسجل میشد، کار را با تلاش فراوان انجام میدادند. شنیده بودم که ایشان گاهی تا ۱۴ یا ۱۶ ساعت یکسره کار میکردند. جسارت لاریجانی ناشی از فهم عمیق او از اتفاقاتی بود که باید رخ میداد؛ وقتی مطمئن میشد کاری درست است، دیگر نگران نبود که فلان روزنامه چه مینویسد یا فلان قدرت چه برخوردی خواهد کرد.
یکی از نمونههای بارز این رویکرد، فرآیند تولید سریال «تنهاترین سردار» بود. پس از انتصاب آقای مهندس محمدمهدی حیدریان به عنوان مدیرعامل سیمافیلم توسط دکتر لاریجانی، ساخت این سریال که یکی از بزرگترین تولیدات تلویزیون در آن سالها محسوب میشد، در دستور کار قرار گرفت. ابتدا کار به شکل دیگری آغاز شده بود و سریالی در شبکه یک تصویب شده بود که دوستان به اعتماد تصویب قبلی، تصمیم به ساختش گرفتند. اما کارگردانی که در ابتدا انتخاب شده بود، توانایی ساخت اثری با این ابهت و پیچیدگی را نداشت. ما به دنبال فردی بودیم که هم توانایی نوشتن فیلمنامه را داشته باشد و هم بتواند متن خودش را کارگردانی کند و آقای حیدریان نیز این موضوع را تأیید کردند.
من به همراه آقای رضا انصاریان که در آن زمان مدیر تولید سیمافیلم بودند، یک لیست ۱۰ تا ۱۲ نفره از کارگردانان را بررسی کردیم. برخی از آنها قبلاً سریالهایی ساخته بودند یا در دست ساخت داشتند، اما ما به کسی نیاز داشتیم که بتواند کاملاً بر روی این کار متمرکز شود و بشود نتیجه نهایی کارش را حدس زد. در نهایت به آقای مهدی فخیمزاده رسیدیم. تا آن زمان آقای فخیمزاده تجربه کار تاریخی نداشتند و بیشتر در سینما فعال بودند و قطعاً انتخاب ایشان ریسکهایی به همراه داشت، اما در عمل نتیجه بسیار خوب و مناسبی حاصل شد و مدیران هم کاملاً راضی بودند؛ تا جایی که بعد از آن، ساخت سریال مربوط به امام رضا (ع) را هم به ایشان واگذار کردند.
تصمیمی که «تنهاترین سردار» را ماندگار کرد
ما توانستیم کل مجموعه «تنهاترین سردار» را با آن حجم از شلوغی صحنهها، ظرف مدت کوتاهی (تقریباً ۱۴ ماه) فیلمبرداری کرده و به آنتن تلویزیون برسانیم. دکتر لاریجانی به عنوان رئیس سازمان روی دو نکته در خروجی این کار تأیید داشتند: یکی سرعت مناسب به سرانجام رسیدن اثر و دیگری هزینه نسبتاً کم آن نسبت به کارهای مشابه پیشین. این در حالی بود که در برخی از صحنهها بیش از ۲۵۰۰ نفر هنرور و هنرمند حضور داشتند، بخشی از کار در بندرعباس با مشکلات فراوان مقابل دوربین رفت و در شهرک سینمایی نیز دکورهای ماندگاری ساختیم که البته ممکن است بعدها تغییراتی در آنها داده شده باشد و من بیخبر باشم. با این حال، به روایت دکتر لاریجانی و آقای حیدریان، پروژه با کمترین هزینه ممکن ساخته شد.
در جریان همین پروژه، روزی دکتر لاریجانی در صحنه فیلمبرداری حاضر شدند. ما تا آن زمان با نگاتیو ۱۶ میلیمتری کار میکردیم. آقای بانکی، فیلمبردار اثر، به ایشان پیشنهاد داد که حیف است این کار با این همه هزینه و هنرمند شاخص، با نگاتیو ۱۶ ساخته شود و درخواست کرد شیوه فیلمبرداری ۳۵ میلیمتری شود. دکتر لاریجانی خیلی سریع و بدون معطلی جواب مثبت دادند و دستور دادند نگاتیوهای ۳۵ میلیمتری در اختیار گروه قرار گیرد. این نشان میداد که وقتی در خصوص موضوعی به نتیجه میرسید، بسیار سریع عمل میکرد و نگران نبود که آن کار خوشایند چه کسانی هست یا نیست.
اعتماد، ستون اصلی مدیریت لاریجانی در صدا و سیما
اگر مقطع ریاست دکتر لاریجانی در مجلس را هم رصد کنید، متوجه میشوید در آن دوران نیز صداهای متعدد، راحتتر صحبت میکردند. ایشان در بدو ورود به صدا و سیما اقدامات فراجناحی مهمی انجام دادند؛ مثلاً آقای شجریان را به تلویزیون دعوت کردند که در واقع تنها حضور ایشان در این رسانه بود و یا برنامه موفق «۹۰» در دوران ایشان پایهگذاری شد. در ساختار مدیریتی دکتر لاریجانی «اعتماد» نقش اساسی داشت. ایشان به افرادی که با او کار میکردند اعتماد داشتند و خود این آدمها نیز میخواستند نشان دهند که لایق این اعتماد هستند. برای ما ایرانیها منزلت و دیده شدن قدر کارمان مهم است و این اعتماد، ویژگی بزرگ دکتر لاریجانی بود که باعث میشد با متنها هم راحتتر برخورد شود.
در آن زمان تیم تازه و فرهیختهای با ایشان به تلویزیون آمدند و نگاه بستهای وجود نداشت. آقای دکتر پورنجاتی به عنوان معاون سیما که بعدها به کمیسیون فرهنگی مجلس رفت، کارهای مفیدی انجام داد. در حوزه استانها نیز با مهندس ضرغامی مواجه بودیم که رابطه بسیار خوبی با هنرمندان داشتند. آن زمان وقتی هنرمندان به مشکلی برمیخوردند که میدانستم حل آن از دست بچههای تلویزیون برمیآید، به عنوان مسئول صنف، تلفن دفتر مهندس ضرغامی را به آنها میدادم. حتی یک بار خود مهندس ضرغامی به شوخی به من گفتند: «چه کسی به تو گفته که هنرمندان را نزد من بفرستی؟» و من گفتم: «من فکر میکنم سیاست دکتر لاریجانی و شما حمایت از هنرمندان است؛ اگر دلخورید دیگر نمیفرستم»، اما ایشان گفتند نه، و در واقع همه بچهها هم که رفته بودند راضی بودند. همه این مدیران، آدمهایی بودند که در نظام رشد کرده بودند و خط قرمزهای واقعی را میشناختند، برخلاف امروز که برخی مدیران برای تکان نخوردن میز خود، خط قرمز فرضی را کیلومترها جلوتر میآورند.
بسیار حیف شد که ایشان از میان ما رفتند و شهادت ایشان واقعاً مرا متأثر کرد. برای من بسیار باارزش است که خدمات ایشان بازخوانی شود؛ چرا که امروز جای تحولهایی از دست اقدامات ایشان در تلویزیون خالی است.
انتهای پیام/