دوربین در صحنههای ابتدایی مستند، لبنان را نشان میدهد که روزی «عروس مدیترانه» نامیده میشد اما اکنون میان خاک و آوار است و تماشای حال و روزش دلها را به درد میآورد. این تلنگر، مخاطب را در وضعیتی قرار میدهد که شنیدهها برایش به دیدن تبدیل میشود و همانطور که راوی میگوید: «هیج چیز شبیه به قبل نیست».
محسن اسلامزاده، در این مستند سینمایی فضایی از پرسشگری میسازد. او با قاب گرفتن وضعیت وخیم لبنان پس از حملات رژیم صهیونیستی از مخاطب میخواهد با او همراه شود تا پاسخی فراتر از شعارها بیابد. این مستند، روایت روزهای سخت لبنان پس از هفتم اکتبر است و میکوشد از دل تجربه زیسته مفهوم ارزش مقاومت را تببین کند.
بنابراین از نقاط قوت «زیر سایه اِمکامل» حضور مصاحبهشوندگان متنوع مقابل دوربین است؛ از فعالان محلی و خانوادههای شهدا تا اندیشمندان و پیروان ادیان و مکاتب فکری به همراه حقوقدانان، تحلیلگران سیاسی و…
خود کارگردان در مصاحبهای گفته است:« این فیلم به ۳۰ روز بحران لبنان بعد از ماجرای پیجرها و بعد از بمباران گسترده جنوب این کشور میپردازد و مسائل مهمی را درباره شرایط پس از این حملات روایت میکند. در آن با حدود ۲۰ شخصیت لبنانی و فلسطینی گفتوگو کردهام.»
در فرازی از مستند با قهرمانی به نام عباس آشنا میشویم که رنج و خدمات بیادعایش، صورت دیگری از مقاومت را تداعی میکند؛ خدمت در میان خرابیها، همدردی با خانوادهها و تلاش برای مرمت هر آنچه که از زندگی مانده است. یا کنشگران به همراه مردم عادی با مصادیق شرح میدهند که رژیم اشغالگر چطور بدیهیترین اصول بشری را نادیده میگیرد و عجبا که مدعیان حقوق بشر را کنار خود میبیند!
به عبارتی «زیر سایه اِمکامل» ماجرای مقاومت و تسلیم را در موقعیتی متفاوت در مصاحبه با تحلیلگران و صاحبنظران به چالش میکشد و در نهایت مخاطب آگاه میشود کرنش برابر رژیم صهیونیستی چه عاقبتی دارد و راز مقاومت تاریخی چیست.
این مستند، هم گزارشی است و هم یک سفرنامه احساسی. مثلا تصویر شبهای جنوب لبنان در مستند، همانقدر که ترسناک و البته دردناک است، حامل پیام حیات هم هست. در این فراز از فیلم دوربین بغض و اندوه را برای نشان دادن ظلمی که به مردم رفته است، ثبت میکند.
ضربه احساسی دیگر در صحنههای تدفین کودکان و در حالی که جمعیت عزادار و غمزده آنها را بدرقه میکنند، به مخاطب وارد میآید. این تصاویر به خوبی گویای واقعیت دردناکی است که در لبنان تجربه میشود.
همچنین ساختار «زیر سایه اِمکامل» در خدمت مضمون است. دوربین گاه به چهرهها نزدیک شود و احساسات عمیق آنها را قاب میگیرد و گاهی در نمای باز، ویرانی را به مجموعهای از نشانهها بدل سازد. موسیقی و سکوت بجا، اجازه تأمل میدهد و مجموعه این تمهیدات فیلم را تبدیل به تجربهای متفاوت برای مخاطب از قرار گرفتن در دل معرکه میکند.
نکته مهم دیگر فیلم به پایانبندی آن برمیگردد که بوی امید میدهد و از پیروزی خبر میدهد و تاکید دارد مقاومت تاریخی به روزهای خوش گره خواهد خورد.