پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

صحبت‌های بهرام عظیمی، کارگردان انیمیشن درباره ممیزی

گفتند چرا هدیه تهرانی در «تهران ۱۵۰۰» چادری نیست!
195

به گزارش رها به نقل از روابط عمومی برنامه، بهرام عظیمی، انیمشین‌ساز که مهمان منصور ضابطیان در برنامه «ساطور» بود، درباره برخورد با سانسور در زندگی‌اش سخن گفت.

عظیمی که  زمانی در مطبوعات به عنوان کاریکاتوریست فعالیت می‌کرده، در بخشی از این مصاحبه گفت: در این حرفه سانسور زیادی را تجربه کردم، بارها گفتند حق نداری این را بکشی، حق نداری به این موضوع اشاره کنی و.. همیشه در کارگاه‌هایم هم از این موضوع می‌گویم. سالها پیش روزنامه همشهری چند نفر از ما کاریکاتوریستها را جمع کردند و از ما خواستند درباره مزاحمت برای خانم‌ها کارتون بکشیم. گفتیم می‌توانیم متلکهای پسرها به دخترها را بنویسیم؟ اجازه ندادند، گفتم می‌توانیم دختر خوشگل بکشیم، گفتند شما که محدودیتها را نمی‌دانید. من هم بی خیال شدم و به خانه رفتم ولی بعد با خودم گفتم باید با همه این محدودیت‌ها یک چیزی بکشم. یک چیزی کشیدم که ترکاند و همه محدودیت‌ها را هم رعایت کردم. یک کفش پاشنه خوابیده کشیدم که بند یک کفش پاشنه بلند را گرفته بود! پس با محدودیت‌ها و سانسورها و خط قرمزها هم می‌توان چیزی خلق کرد. البته این یکی در میلیون است و خط قرمزها پدر ما را درآورد.

 

سیاساکتی سانسور روبرو نشد
عظیمی درباره ساخت شخصیت سیا ساکتی گفت: آن زمان دستم باز بود. کسانی که به من سفارش دادند خیلی روشنفکر بود. آقای قالیباف یک تیم در نیروی انتظامی داشتند که همه نظامی بودند و همان تیم را به شهرداری آورد. سفارش دهنده این کار نیروی انتظامی و آدمهای باحالی بودند که برای فهم و شعورت احترام قائل بودند. به من گفتند تو هنرمندی و از دل خواسته‌های ما یک چیزی دربیاور، نتیجه سیاساکتی شد و آن موقع خیلی گیر نمی‌دادند. یک شخصیت لات و بی کلاس که جایی متنبه می‌شود و ازدواج می‌کند و… در تلویزیون هم معمولا نه مدیر شبکه گیر می‌دهد نه معاونش نه دیگران بلکه بازبینی که نفر آخر کارت را می‌بیند گند می‌زند. او اگر از منصور ضابطیان خوشش نیاید به هرچیزی که بسازی گیر می دهد و هیچ قانونی هم ندارد. سیاساکتی دچار این قضیه نشد.
این کارگردان انیمیشن با اشاره به اینکه در زندگی عشق ماشین است و بارها پیش آمده خلاف کرده و با رشوه از زیر جریمه شدن در رفته، ادامه داد: به سفارش دهندگان سیاساکتی گفتم رشوه بگیر هم بین شماها وجود دارد، بگذارید یک قسمت درباره این بسازیم، فقط این را به من اجازه ندادند. ای کاش اجازه می دادند چون بعضی وقتها خودزنی که می کنی محبوب تر می شوی. عوضش قسمتی درباره افسرهایی ساختیم که در ماشین و جای گرم نشسته‌اند و سربازی جلوی کسانی را که خلاف می‌کنند می‌گیرد و آنها در سرما منتظرند تا افسر یکی یکی به کارشان رسیدگی کند.

 

سر «تهران ۱۵۰۰» موهایم سفید شد

عظیمی با بیان اینکه اگر احساس کنم کسی حرف زور می زند از هرچیزی چون پول و موقعیت می‌گذرم و درگیر می‌شوم، اظهار کرد: در همین انیمیشن شما باید شئونات و حجاب و… را رعایت کنید اما در خانه می‌توانید خانم‌ها را بی حجاب بکشید اما چیزی که پدر ما را درآورد، من یک زمانی میرزا کوچک خانی بودم موهایم این شکلی سفید نبود از ۸۷ تا ۹۰ سر «تهران ۱۵۰۰» موهایم سفید شد. همیشه یک آدم مزخرف وجود دارد که همه معادلات را بهم می‌ریزد. چند سال فیلمی را ساخته‌ام و چیزی نشده، بعد گفته‌اند می‌خواهیم فیلمت را برای یک عده به نمایش بگذاریم. آنها دیدند و شروع کردند به گیر دادن.

وی با بیان اینکه این انیمیشن بسیار حساس بود، درباره دلایل این حساسیت گفت: این کار اولین فیلم آینده نگری بود که در کشورمان ساخته شده است. زمانی که ما آن را می‌ساختیم درباره ۱۱۲ سال بعد صحبت می‌کردیم. تهیه کننده این کار ۶۰ درصد شهرداری تهران و ۴۰ درصد آقای ابوالحسنی خدابیامرز بود که «دیرین دیرین» را هم ساخت و من ۱۶ سال با او کار کردم. او و علی معلم دو نفری هستند که مرگشان را هنوز باور نمی کنم. آن موقع آقای قالیباف می‌خواست کاندیدای ریاست جمهوری شود و زمزمه‌ای پیچید که مردم اگر می‌خواهید بدانید او به درد ریاست جمهوری می‌خورد یا نه فیلمی را که درباره ۱۱۲ سال دیگر می گوید ببینید تا ایده های او از آینده را ببینید. همین باعث شد که شهرداری بعد از سه سال خودش را از فیلم کنار بکشد. برخورد خیلی محترمانه بود و همچنان به ما پول هم می‌دادند اما باید این پول را پس می‌دادیم. ولی فشار اقتصادی به ما وارد نشد.

عظیمی تاکید کرد: یک بار در جمعی که آدمهای تصمیم‌گیر در زمینه هنر از رئیس مجلس و رئیس فراکسیون فلان و مدیران و مسئولان هنری نشسته بودند بلند شدم و با عصبانیت گفتم  شما کلاهتان را بالا بیندازید که من دارم می گویم ۱۱۲ سال دیگر هم جمهوری اسلامی وجود دارد! اینقدر گیر ندهید. الان هم سرچ کنید هست و چقدر به من فحش دادند که گفته‌ام جمهوری اسلامی تا این همه سال دیگر هست.

 

گفتند چرا هدیه تهرانی در انیمیشن چادری نیست
کارگردان «تهران ۱۵۰۰» درباره دلایل عصبانیتش در آن جلسه گفت: هدیه تهرانی، بهرام رادان، مهران مدیری، حسام نواب صفوی، گوهر خیراندیش، حبیب رضایی، مهتاب نصیرپور و… بازیگران فیلم ما بودند. خانم تهرانی زمانی سر فیلم ما آمد که چند سال بود فیلم بازی نمی‌کرد و ما از چهره و صدایش استفاده کردیم. حساس شده بودند که این چه فیلمی است این همه بازیگر دارد. بازیگران هم کارمان را دوست داشتند چون همتایانشان در هالیوود برای انیمیشن‌های مختلفی صداپیشگی کردند. خب اولین گیرشان چه بود؟ گفتند چرا هدیه تهرانی چادری نیست؟ چادر در فیلم تو کجاست؟ تو می گویی ۱۱۲ سال دیگر چادر وجود ندارد؟

وی با اشاره به ماشین‌های پرنده در این انیمیشن یادآور شد: گیر دادند که چرا ماشین بهرام رادان پیکان است؟ تو می‌خواهی بگویی ما بدبخت و عقب افتاده‌ایم؟ به طرف که آدم مهمی هم بود گفتم تو نوستالوژی نمی‌فهمی چیست؟! اسمش را نمی‌توانم بیاورم حالا هم کاره‌ای است.

 

شمقدری نبود این فیلم ساخته نمی شد
وی افزود: خدا آقای شمقدری را خیر بدهد، اگر او نبود امکان نداشت این فیلم ساخته و آن هم در نوروز پخش شود. بهرام عظیمی با اشاره به سکانسی که دوربین در «تهران ۱۵۰۰» مصلی را نشان می دهد که هنوز که هنوز است ساخته نشده، تصریح کرد: همین الان مصلی هنوز تکمیل نشده. در آن جمع مرا خیلی آدم نکته سنجی می‌دانستند که خودم متعجب شده بودم! من اصلا به چیزهایی که شما فکر می‌کنید فکر نکرده‌ام. به هر حال گفتند تو باید مصلی را ساخته شده نشان بدهی. گفتم خب حداقل نقشه آن را به من نشان بدهید مختصاتش را بدانم. گفتند نه محرمانه است! از یک سرباز که آنجا خدمت می‌کرد کمک گرفتیم و او برایمان فیلم گرفت و در نهایت مصلی را ساختیم. ابتدای فیلم هم صدای اذان می‌آید که کسی به من نگفته بود و فکر می‌کردند به من با این تیپم نمی آید خودجوش این کار را کنم. ولی باز هم وقتی فیلم را دیدند به من گیر دادند که پس نمازگزارها کجا هستند!؟ اینها را طوری هم به آدم می‌گویند انگار تو بی شعور هستی. گفتم ما از لای ابرها داریم مصلی را می‌بینیم نمازگزار را کجا بگذاریم آخر!؟ حالا که کم آورده بودند می گفتند این دیگر با خلاقیت شما است!

وی در پایان با بیان اینکه گرچه خیلی به «تهران ۱۵۰۰» پز داده اما آن چیزی که می خواسته از آب درنیامده و ۳۰، ۴۰ درصد به خواسته اش نزدیک بوده، درباره اینکه اگر سانسوری وجود نداشته باشد چه فیلمی می سازد، گفت: یک فیلم می‌سازم که در آن عشق وجود داشته باشد، خنده هم در آن باشد، اما در انتها اشک تو را دربیاورد و به مخاطبان بگوییم قدر زندگی‌تان، آدمها و حتی اشیا را بدانید.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *