به گزارش رها، علی درستکار جزو مجریان شاخص تلویزیون است که مدت زیادی با این رسانه همکاری ندارد. او برنامههای زیادی در تلویزیون اجرا کرد که شاخصترین آنها «این شبها» است که هم مورد توجه قرار گرفت و البته خالی از حاشیه نبود. برنامه «سپنج» فعالیت برجسته درستکار در عرصه اجرا است که فصل جدید آن بزودی در پلتفرم فیلیمو منتشر میشود. خبرآنلاین با این مجری و کارشناس گفتوگو کرده است که بخشهایی از آن را مرور میکنیم:
من حقیقتاً نمیتوانم درباره تلویزیون نظر بدهم، چرا که اساساً انگیزهای برای تماشای تلویزیون ندارم و حتی خبرها را هم دنبال نمیکنم. طوری که در حال حاضر نمیتوانم از سه مجری فعلی نام ببرم… تازگی، یک بار کنار یک جوان دهه هفتادی، پای تلویزیون نشسته بودم که از من پرسید چرا تلویزیون مجری ندارد!؟ من پاسخ دادم که مجریهای متنوع و متعددی هستند، حتی بسیاری از افراد جدید آمدهاند و در حال فعالیتند. گفت نه چرا «مجری» ندارد؟ از آن زمان دارم به این نکته فکر میکنم که بلی؛ مجری با تعریفی سازگار با استانداردهایی حرفهای و فنی را میگفته؛ آیا داریم؟ چه اندازه!؟
مجریان دارای نماد و شاخصی مخصوص به خود بودند
در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰، مجریان و شخصیتهایی روی صفحه تلویزیون ظاهر میشدند که هر کدام دارای نماد و شاخصی مخصوص به خود بودند. مثلا آقای رضا معینی که خوشپوشی و ادب او الگو بود؛ مرحوم کمالالحق سلامی که از نظر ادبیات و سخنوری برجسته بود؛ یا استاد علیاکبر عالمی که در حوزه سینما و هنر توانمند و غنی بودند. هر مجری، ویژگیهای منحصر به فردی داشت که باعث میشد بیننده آن ویژگی شاخص را از او یاد بگیرد؛ یعنی مخاطب با خودش میگفت، این مجری را از میان میلیونها نفر شایسته دانستهاند که در قاب تلویزیون در طاقچه چشم مخاطب بنشانند! درست مانند این که شما در خانه یا محل کارتان، میلیونها چیز میبینید ولی یک یا دو مورد را انتخاب میکنید که قاب بگیرید. زمانی که چهرهای برای اجرا انتخاب میشود یعنی از میان میلیونها انسان توانمند و غیرتوانمند دیگر در نظر گرفته شده و نکته برجسته اینجاست که این قدر شایسته بوده است که باید برای مخاطب، قاب گرفته شود و مقابل دیدگانش قرار داده شود؛ به این دلیل که ادب و آدابش درست است، تیزهوش است، سرعت انتقال ذهنی او بالاست، حضور ذهن برتری دارد یا هر ویژگی لازم دیگر؛ حتی در دورانی مجریها وارسیهای شخصیتی میشدند؛ یعنی خانه و خانوادهشان کاملا بررسی میشد.
نمیدانم استاندارد کدام است!
حتی در دنیای غرب هم همینطور است. اینطور نیست که در آنجا هم هر کسی دلش خواست مجری شود بشود و بعد هر کاری دلش خواست بکند، خیر، رفتارشان زیر ذرهبین است، هرچند ممکن است نوع استانداردها فرق کند ولی آنها هم حق ندارند هر لباسی را بپوشند، در هر مراسمی شرکت کنند و هر کاری دلشان خواست انجام دهند. حتی در رسانههای موفق و پیشتاز جهان مانند سیانان و بیبیسی، چنین استانداردهایی رعایت میشود و رفتار مجریها زیر ذرهبین است و در صورت لزوم برخورد میشود.
در کشور ما رسانه در برابر رفتارهایی از سوی مجریان گاهی از سوراخ سوزن میگذرد، اما گاهی از در دروازه نه! گاهی یک مجری به دلیل حمایت از یک شخصیت بنیادین نظام طرد میشود و برخی با اینکه به برخی از همان شخصیتها نه ایمان و باور دارند نه به برخی از اصول اما مصونیت دارند! نمیدانم استاندارد کدام است!
دیدن با تماشا فرق دارد
ما تاکنون چند جلسه حرفهای تلویزیونی یا سیاستگذاری برای تلویزیون داشتیم که با مشارکت مخاطب بوده است؟ در اینجا این پرسش پیش میآید که اساساً دریافت نظر مخاطب چگونه انجام میشود؟ تحلیل محتوا و نظر مخاطب را چه کسی انجام میدهد؟ آیا درست انجام میشود؟ بر مدار کدام استاندارد؟ آیا هنگامی که از مردم میپرسید تلویزیون میبینند یا نه از بینایی آنان میپرسید؟ از مردم میپرسند تلویزیون میبینید میگویند بله میبینیم ولی اگر یک سوال درباره محتوای یکی از برنامهها بپرسید آیا جوابی دارند؟ خب خیلی چیزهای دیگر را هم میبینند ولی دیدن با تماشا فرق دارد. اگر مخاطب میگوید برنامهای را دیده باید درباره برنامه از او سوال شود تا معلوم شود آیا واقعاً برنامه را دیده و درک کرده است؟
نظرسنجیها باید دقیق و صحیح باشند، نه سطحی یا محدود. میگویند نمیشود هر هفته صرفاً تحقیقات انجام داد. چرا نمیشود؟ رادیو و تلویزیون کشور اگر نتواند کار درستی را به بهترین شکل انجام دهد، چه نهادی میتواند این کار را انجام دهد؟ رادیو و تلویزیون مهمترین نهاد فرهنگی کشور است، حتی مهمتر از برخی نهادها مثل نهاد رهبری! چرا که اثرگذاری آن در جامعه گاهی از خود رهبری هم بالاتر است. درواقع رهبری از آن کمک میگیرد تا مقصود خود را به مردم برساند. منظورم رسانه یعنی همان ابزاری که به دست مدیران و فعالان آن داده شده تا مردم را بیاگاهانند؛ یعنی مهمترین نهاد ارتباطی بشر امروز.
خوشحالی مردم بالندگی جامعه است
مدیران در سطوح مختلف باید حال مردم را درک کنند؛ نباید از یاد ببرند که خوشحالی مردم، بالندگی جامعه را میسازد؛ چو شادی بکاهد؛ بکاهد خرد! این خوشحالی و بالندگی، مأموریت اول حاکمیت در همه سطوح در شرایط امروز ما است. حتی یک شهروند هم مسئول است که رفتارش منجر به خوشحالی دیگران شود. البته خوشحالی نه به هر قیمت؛ بلکه براساس هنجارها و ارزشهای معتبر و مورد توافق جامعه. امید که آن چه عرض شد را از زبان فرزندی از ایران که عمری را در خدمت به کشور گذرانده و حالا برای بهبود شرایط و انجام بهتر کار در گوشهای از رسانه پیشکش میکند بشنویم و در کنار همه آنچه میدانیم و میدانند در کار گرفته شود.