پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با فردین صاحب‌الزمانی درباره ویژگی‌های «سینمای مستقل»

«کاسه توالت» می‌تواند اثر هنری باشد؟/ اهمیت استقلال فکری در «سینمای مستقل»
215
فردین صاحب‌الزمانی کارگردان، نویسنده و تدوینگر سینمای ایران، بعد از مدت‌ها دوری از سینما و به پشتوانه تجربه‌هایی همچون کارگردانی «چیزهایی هست که نمی‌دانی» و تدوین «پله آخر» و «در دنیای تو ساعت چند است؟» درباره سینمای مستقل صحبت کرد.

محراب توکلی، رها؛ واژه «سینمای مستقل» از آن ترکیب‌هایی است که طی چند دهه گذشته، نه فقط در تعریف مشترک که در تعیین مصداق هم با اختلاف‌نظرهایی مواجه بوده و هنوز هم غالبا صرف اهداف ژورنالیستی می‌شود.

از زمان انتخاب و معرفی فیلم سینمایی «علت مرگ‌؛ نامعلوم» به کارگردانی علی زرنگار، برای نمایندگی سینمای ایران در اسکار ۲۰۲۶ برخی اهمیت این انتخاب را در نسبت این اثر با سینمای مستقل دانستند و بخشی از استناد آن‌ها هم به فرآیند پردست‌انداز و حواشی مربوط به توقیف و اکران این فیلم بود. اما به واقع «سینمای مستقل» چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا این استقلال صرفا جنبه اقتصادی یک پروژه را شامل می‌شود؟

فردین صاحب‌الزمانی، تدوینگر و کارگردان گزیده‌کاری است که هر چند تا به امروز تنها یک فیلم بلند را در مقام کارگردان به سرانجام رسانده اما همان یک فیلم یعنی «چیزهایی هست که نمی‌دانی؟» خیلی زود به فهرست آثار محبوب منتقدان و فیلم‌بازها راه پیدا کرد. صاحب‌الزمانی در عین گزیده‌کاری، کمتر هم اهل حضور در فضای رسانه‌ای است اما به‌صورت جدی نسبت به هنر سینما دغدغه دارد و کم‌کاری‌اش ناشی از بی‌تفاوتی نیست.

تدوینگر فیلم‌هایی همچون «در دنیای تو ساعت چند است؟» و «پله آخر» این روزها در خارج از کشور روزگار می‌گذراند و در فرصتی که برای یک گفت‌وگوی کوتاه به دست آمد، با او درباره مفهوم «سینمای مستقل» و ویژگی‌هایی که از نگاه او ماندگاری برخی از آثار در تاریخ سینمای ایران را تضمین کرده‌اند، صحبت کنیم.

 

◉ آقای صاحب‌الزمانی «سینمای مستقل» از دریچه نگاه شما چگونه تعریف می‌شود؟ یک فیلم باید واجد چه ویژگی‌هایی باشد که آن را اثری مستقل بدانیم؟

سینمای مستقل به معنای حفظ استقلال و آزادی فکری فیلم‌ساز است، فارغ از منبع تأمین بودجه، چه از نهادهای دولتی باشد، چه سرمایه‌گذاران خصوصی. در واقع بخش خصوصی هم انتظاراتی از محصول نهایی دارد، اما اگر فیلم‌ساز بتواند استقلال فکری خود را حفظ کند، می‌توان گفت که فیلمش فیلمی مستقل است.

این حفظ استقلال در خارج از ایران هم به شکلی دیگر دیده می‌شود، مخصوصاً در اروپا سازمان‌های فرهنگی وابسته به دولت‌ها و گاه نهادهای فرهنگی غیردولتی از فیلم‌های مستقل به دلیل نگاه فرهنگی و هنری فیلم‌ساز، در برابر سینمای تجاری که عمدتاً به دنبال بازگشت سرمایه و سود بیشترند، حمایت می‌کنند.

 

◉ از آنجایی که شما در تولید فیلم‌هایی همچون «در دنیای تو ساعت چند است؟» و البته «چیزهایی هست که نمی‌دانی» نقش داشته‌اید، فکر می‌کنید چه عناصری به ماندگار شدن یا به اصطلاح کالت شدن فیلم‌های مستقل کمک می‌کند؟

فیلم‌ساز معمولاً به قصد ماندگار شدن کارش، آن را نمی‌سازد، بلکه ایده‌ها و فکرها، و برای شخص من بیشتر سوال‌هایی، دارد که می‌خواهد آن‌ها را به شکل فیلم درآورد و با مخاطبان در میان بگذارد و باب گفت‌وگو را با آن‌ها باز کند. همان‌طور که از عنوان «ماندگار» برمی‌آید، غالباً معیار ماندگاری را آزمون گذر زمان می‌دانند. یعنی باید مدت‌ها از ساخته شدن فیلمی بگذرد تا جامعه آن را به عنوان کاری ماندگار به یاد بیاورد. اما در شرایط خاص دیگری هم ممکن است فیلم‌هایی این عنوان را با خود همراه کنند.

 

◉ آیا معیارهای دیگری برای ماندگار شدن فیلم‌ها وجود دارد؟

بله، مثلاً در فیلم‌های عموماً تجاری هم عناصری چون فیلم‌نامۀ قوی، انتخاب درست بازیگران، داشتن رگه‌های هنری و حتی نوستالژی می‌تواند به ماندگاری کمک کند. برای نمونه، بسیاری از فیلم‌های پیش از انقلاب، که برای بسیاری نوستالژیک شده‌اند، شاید اگر شرایط اجتماعی تغییر نمی‌کرد، کسی با این دید به آن‌ها نگاه نمی‌کرد. از این‌ها گذشته این را هم در نظر داشته باشیم که «ماندگاری» یک مفهوم عام است -نه لزوماً هنری- که می‌تواند موارد متنوعی را پوشش دهد؛ مثلاً آثار هنری تجربی مانند «چشمه» یا «فواره» اثر مارسل دوشان، که در واقع یک کاسۀ توالت است، ماندگار شده، اما آیا هنری به حساب می‌آید؟

 

علی مصفا و لیلا حاتمی در نمایی از فیلم «چیزهایی هست که نمی‌دانی»

 

◉ نکته‌ای که در مورد فیلم‌سازان این حوزه حاشیه‌ساز شده، سوژه و ایده آن‌ها است که در چند مورد برساخته فیلم‌های بین‌الملل و یا فیلم کوتاه است. به‌عنوان مثال در آخرین نمونه، «علت مرگ: نامعلوم» ساخته علی زرنگار که در فضای مجازی بحث ساخته شدن آن از روی یک فیلم کوتاه مطرح شد. آیا این امر در ماندگار شدن فیلم‌ها دخیل است؟

ببینید من نمی‌توانم در این مورد نظر قطعی بدهم اما معتقدم یکی از عوامل کلیدی در ماندگاری، تبدیل تجربه شخصی فیلم‌ساز به نوعی از آگاهی عمومی است. فیلمی که از قصه‌ها و فیلم‌های دیگران یا از یک خبر در روزنامه‌ای ساخته شود، بدون پیوند با زندگی شخصی و در نتیجه تجربۀ انسانی، به سختی به سطح آگاهی عمومی می‌رسد.

منظورم از تجربه شخصی فقط زندگی پشت سر گذاشته‌شده نیست. از دید من این زندگی زمانی تبدیل به تجربۀ شخصی می‌شود که فیلم‌ساز در هر لحظه به هر آنچه بدیهی به نظر می‌آید شک کند. او باید اول از همه به عقاید و افکار خودش شک کند. به این ترتیب تجربۀ شخصی در بیشتر موارد به شکل طرح سوال در فیلم خود را نشان می‌دهد و همین طرح سوال، هنرمند و مخاطبانش را به هم ربط می‌دهد.

 

◉ در این مورد مثالی به ذهنتان می‌رسد؟

بله! «اجاره‌نشین‌ها» ساخته زنده‌یاد داریوش مهرجویی، «کلوزآپ» از آقای کیارستمی، «دونده» امیر نادری یا «سوته‌دلان» به کارگردانی علی حاتمی. از فیلم‌های نسل‌های بعدی هم فیلم «پله آخر» به کارگردانی علی مصفا توانایی رسیدن به چنین امری را دارد.

 

◉ آیا خود شما در مسیری که در پیش رو دارد، دغدغه رسیدن به تعامل با مخاطب از طریق تجربه شخصی را دارید؟

بله من در حال حاضر دو فیلمنامه آماده دارم. این دو اثر با همراهی پیام یزدانی نوشته‌ام. در حال نوشتن یک فیلم‌نامه دیگر نیز هستیم. البته در این فیلم‌نامه گروه دیگر از دوستان به من کمک می‌کنند. همچنین در حال صداگذاری یک مستند هستم و آن را در کنار پروژه‌های ریز و درشت دیگر پیش می‌برم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *