محراب توکلی، رها؛ سعید خانی از جمله افرادی است که در پشت صحنه سینمای ایران حضور پررنگی داشته است. فعالیتهای او در زمینه مدیریت پروژه و تولید قابلتوجه هستند. او در یک دهه اخیر به طور جدی مشغول تهیه فیلمها و سریالهای مختلفی بوده و در حوزه پخش فیلم هم ورود تأثیرگذاری داشته است.
از آثاری که این او در مدیوم سینما تهیه کرده میتوان به «من»، «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا»، «لونه زنبور»، «دوزیست»، «سال گربه»، «لیپار» و در آخر «رها» اشاره کرد.
«سیاهچاله»، «حرفهای» و «جان سخت» هم سریالهایی هستند که خانی برای عرضه در پلتفرمهای نمایش خانگی تهیه کرده است. خانی به عنوان تهیهکنندهای پر کار در سال ۱۴۰۴ به طور همزمان سریال «جان سخت» را در نمایش خانگی و «رها» را بر روی پرده سینما داشت و به تازگی هم فیلم «لیپار» را به اکران آنلاین رسانده است.
به همین بهانه رسانه «رها» گفتوگویی با او درباره معضلات تهیه و پخش یک فیلم در دوران کنونی داشته است.
◉ آقای خانی در سال گذشته شما برای اولینبار بعد از ده سال موفق به دریافت جایزه سیمرغ شدید. این موضوع بر جسارت شما برای تهیه فیلمها تاثیر گذاشته است؟ آیا دیگر ریسک گذشته را برای ساخت فیلمهای متنوع و متفاوت ندارید و به قول معروف سعی دارید گزیدهکار شوید؟
باید بگویم که این طور نیست. من در رزومهام فیلمهای مختلفی داشتهام و مسیر خودم را طی کردهام و سعی دارم به همان مسیر ادامه دهم. در مقطعی فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» را که توقیف شد ساختم. در مقطعی دیگر کمدی پرفروشی مثل «لونه زنبور» را ساختم. خود را به یک ژانر محدود نکرده و نمیکنم. اگر با جزئیات بیشتری بخواهم توضیح دهم، فیلم سینمایی «رها» پارسال در همین ایام در مرحله فیلمبرداری بود. من درگیر «جانسخت» بودم و برنامهای برای پروژه جدید نداشتم. اما فیلمنامه و دوستی قدیمی با حسام فرهمند من را متقاعد کرد. «رها» پرریسکترین پروژه شخصی من است. بیشترین سهام را در این فیلم خودم داشتم. همانطور که در «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» هشتاد درصد سرمایهام را از دست دادم. اعتقاد دارم موفقیت یا جایزه نباید من را شگفتزده کند و شکست نباید باعث سرخوردگیام شود. «رها» حتی میتوانست جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را نیز ببرد، اما نشد. سعی دارم هر فیلمنامهای که حس کنم خوب است و ریسکی قابل مدیریت درباره آن وجود دارد را تولید کنم.
◉ اکنون که از مدیریت ریسک در تولید صحبت کردید، نظرتان در مورد جنبههای اقتصادی تولید در دوران کنونی چیست؟ بالاخره مهمترین جنبهای که ریسک تهیه فیلم را بالا میبرد، جنبه اقتصادی آن است. شرایط اقتصادی امروز سینما را چگونه میبینید؟
ببینید، شرایط اقتصادی مدیوم سینما به مخاطره افتاده و متأسفانه هیچکس به فکر نیست؛ نه سازمان سینمایی، نه صنف، نه سندیکا. مدیوم سینما در همه جهان با چالش مواجه است، اما دولتهای دیگر راهکار دارند. اینجا هیچ راهکاری ندارند. عوامل دیگر سینما دیگر انگیزه همکاری برای ساخت فیلم خوب را از دست دادهاند. همه به نمایش خانگی و دستمزدهای بالا کوچ کردهاند. لذت ده سال پیش سینما دیگر وجود ندارد. همه چیز به پول خلاصه شده است. تعداد بازیگرانی که برای فیلم خوب حاضر به همکاریاند، انگشتشمار شده است. با این حال، قصد دارم ادامه دهم. تاکیدی هم روی ژانر ندارم. شاید فیلم بعدیام کمدی باشد، شاید کودک یا انیمیشن. مایلم خود را در چالشهای متفاوت قرار دهم و ژانرهای دیگر را تجربه کنم.
◉ در میان صحبتهایتان به جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران اشاره کردید. یعنی این جایزه حق فیلم سینمایی «رها» بود؟
«رها» میتوانست این جایزه را هم ببرد چرا که بازخورد مردم فوقالعاده بود. من در سینماها شاهد پر شدن سالنها بودم. در نهایت اما فیلم من دوم شد. البته فاصلهاش با فیلم اول یکدهم درصد بود. وقتی فیلمهای سوم و چهارم را دیدم، برایم جای سؤال بود و شبههای برایم وجود داشت. حداقل میتوانستند این جایزه را به دو فیلم بدهند.

فیلم «رها» میتوانست سیمرغ مردمی فجر را بگیرد؛ ندادند!
◉ آقای خانی با توجه به شرایط اقتصادی سینما که گفتید اکنون در مخاطره است، یک تهیهکننده چگونه میتواند هزینههای خودش و دستمزدش را تامین کند؟
شاید باورش سخت باشد اما در شرایطی که در حال حاضر پیش آمده، درآمد تهیهکننده از ۳۵ درصد به زیر ۲۵ درصد رسیده است. فیلمی ۳۰۰ میلیارد میفروشد، ۴۰ میلیارد هزینه میکند و ۱۵ میلیارد ضرر میدهد. امسال ۸۰ درصد فیلمها ضررده بودند، ۱۰ درصد سربهسر و تنها ۱۰ درصد تاکنون سود کردهاند.
◉ در این مختصات نقش سینمادار، پخشکننده و تبلیغاتی که برای فیلمها میشود، چیست؟
سینمادار به دنبال فیلم پرفروش است، از طرفی هیچ هزینهای هم نمیکند. در سمت دیگر ماجرا تلویزیون که میتواند در تبلیغ فیلمها موثر باشد نقش دشمن را برای سینما بازی میکند. ببینید، درآمد ما ریالی است و نمیتوانیم دلاری تبلیغ ماهواره بگیریم. البته برخی فیلمها با تبلیغات ماهوارهای هم حتی نفروختند. فیلم «آنجا همان ساعت» تنها یک نمونه است. من مدیرعامل شرکت پخش هستم و «رها» را پخش کردم باور کنید هزینهها سرسامآور شده است! درک متقابل میان هر صنف و عضو سینما در این زمینه وجود دارد.
◉ به یاد رقابتی که برخی تهیهکنندگان با یکدیگر برای فروش یک فیلم دارند افتادم. نظر شما در مورد این رقابت چیست؟ آیا به اقتصاد سینمای ایران کمک میکند؟
ببینید، رقابت کاذب بین برخی تهیهکنندهها و دفاتر پخش فقط فروش را بالا میبرد. سود اصلی را شبکههای ماهوارهای و سپس سینمادارها میبرند. صنف و سازمان سینمایی درگیر قدرت و مسائل دیگرند. چرخه سینما در حال نابودی است. درایتی هم برای برونرفت از این وضعیت دیده نمیشود.
◉ پس خرید بلیت توسط برخی تهیهکنندهها واقعیت دارد؟
بله، خرید بلیت واقعیت دارد، اما اغراقآمیز است. شاید در ۱۰۰ میلیارد فروش، ۱ میلیارد بلیت خریده شود. یعنی دو سه روز اول خریداری میشود تا فیلم به اصطلاح لانچ شود. البته این موضوع در لیست مشکلات سینما رتبه دهم را میگیرد. رتبه اول ضرردهی کامل و نبود توجیه اقتصادی است. مسائل مهمتر؛ شرایط اقتصادی، پروانه ساخت و عدم حضور فیلمهای دارای پروانه در جشنوارههای جهانی است. خرید بلیت توسط تهیهکننده در این وانسفا یک مسئله انحرافی است.
◉ صحبت از پروانه ساخت به میان آمد. بحثی که به تازگی با درگذشت آقای ناصر تقوایی بار دیگر توجه همه را به خود جلب کرد. آیا شما مخالف پروانه ساخت هستید؟ میتوانید از تجربه خودتان در مواجهه با پروانه ساخت برایمان بگویید؟
من معتقدم پروانه ساخت هم محاسن دارد و هم معایب اما معایب آن بیش از محاسناش است. اگر بخواهم از تجربیات خودم مثالی بزنم، دو فیلمنامهای که پیش از «رها» داشتم یکی رد و دیگری مشروط به اصلاحات گسترده شد. این موارد باعث میشود تا احساس شود که اعتماد دوطرفهای در کار نیست.
اگر من پس از ۲۵ سال نتوانم بدون پروانه فیلم بسازم، یعنی صلاحیت تهیه فیلم ندارم. به طور کل معتقدم پروانه ساخت را باید پس از جذب سرمایه و بازیگر بدهند. البته این اتفاق به طور ناگهانی نباید انجام شود. همه چیز به طور تدریجی باید رخ دهد. در ابتدای امر زیرساختهای فرهنگی ما باید اصلاح شود سپس طی مدت زمانی دو ساله -شاید بیشتر شاید کمتر- میتوانیم به سینمایی بدون پروانه ساخت برسیم.
البته پروانه ساخت برای افرادی که میخواهند فیلم اول خود را تهیه کنند، خوب است. اما نه برای افرادی که سابقه تهیه و تولید دارند. ببینید در حال حاضر در هیچ جای جهان پروانهای برای رفتن به پیشتولید وجود ندارد. اما در ایران چنین چیزی باعث شد تا دو فیلمنامهای که توسط من ارائه شده بود رد شود. آن دو فیلم همچون «رها» پتانسیل آن را داشتند که موفق شوند اما اداره سانسور، آنها را متوقف کرد. در مجموع به نظرم پروانه ساخت باید به بلوغ برسد تا پس از جذب سرمایهگذار و بازیگر صادر شود. این نیازمند برنامهریزی دوساله و همکاری خانه سینما و دولت است.

برای «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» هشتاد درصد سرمایهام را از دست دادم
◉ با توجه مختصاتی که از شرایط اقتصادی سینما توصیف کردید، به نظر میرسد هر تهیهکنندهای باید به سراغ فیلم کمدی برود، اینطور نیست؟
بله، بهعنوان مثال خود من ارتزاقم از سینما است. برای ساختن فیلم دغدغهدار چون «رها»، «ارادتمند» یا «ساعت مطلق»، یک کمدی موفق میسازم و درآمدش را به بدنه سینما برمیگردانم. فیلمنامهنویس و بازیگر کمدی کم شده است. کمدی برای ژانر دشواری است. سعی دارم کاری که میسازم به سمت لودگی نرود. «لونه زنبور» و «سال گربه» نمونههایی در این زمینه هستند که برای به طور کل توانستند سودآور باشند. با توجه به اینکه دهها کمدی اخیر کمتر از انتظار فروختند. بنابراین میتوان گفت که تهیه فیلمی در ژانر کمدی نیز دارای ریسک است. البته در این میان باید به نکتهای که در ابتدای مصاحبه گفتم اشاره کنم. مایلم در انیمیشن، کودک و حتی مستند نیز کار کنم تا از تکرار پرهیز شود.
◉ شما در حال حاضر تهیهکنندگی فیلم «دماوند» به کارگردانی ابراهیم امینی را برعهده دارید. در مورد این پروژه توضیح میدهید؟
بله، با ابراهیم امینی کار را آغاز کردهایم و در مسیر پیش تولید هستیم. البته اسم موقت این فیلم «دماوند» است و نام قطعی آن نیست. برای این فیلم کمپین تبلیغاتی طراحی شده، اما هنوز منابع و بازیگر این اثر تأمین نشده است. به طور کل در سینمای ایران بیش از صد پروانه ساخت صادر میشود، اما کمتر از نیمی از آنها ساخته میشوند. پروانه به معنای ساخت نیست. تأمین مالی و بازیگر، چالش اصلی است.
◉ با توجه به رقیبهای احتمالی امسالتان آیا فکر میکنید که در جشنواره فجر ۴۴ نیز بتوانید مثل سال گذشته جایزهای کسب کنید؟
ببینید جشنواره فجر بهترین ویترین برای اکران و نمایش فیلم اول است. بهعنوان مثال بخشی از فروش فیلم سینمایی «رها» به خاطر فجر بود. اگر خروجی فیلم «دماوند» خوب باشد آن را برای معرفی به فجر خواهم فرستاد.
◉ در خبر منتشر شده از فیلم «دماوند» ژانر فیلم کمدی-اجتماعی معرفی شده است. با توجه به این که کمدیها در فجر خیلی مورد استقبال قرار نمیگیرند، چرا با قصد تهیه فیلم در چنین ژانری را دارید؟
به طور کل سیمرغ هدف من نیست. حال خوب گروه و رضایت مخاطب هدف است. از طرفی اما کمدی استاندارد جایزه میگیرد. «ورود آقایان ممنوع»، «مارمولک» و «صبحانه با زرافه» نمونههایی مثالزدنی در این بحث هستند. «لونه زنبور» و «سال گربه» را نفرستادم چون مناسب نبودند. در سمت دیگر فیلم «دماوند» کمدی محض نیست. فیلم شیرینی است اما نمیتوان به آن کمدی محض گفت. من معتقدم هر فیلم در هر ژانری اگر استاندارد باشد، رسالت خود را خواهد رساند. اگر ما استانداردها را بالا ببریم، تیمورک قوی داشته باشیم و پژوهش کنیم کیفیت فیلمها نیز بالا میرود. من سعی دارم در ۱۰ الی ۱۵ سال عمر کار حرفهایام کار با کیفیت بسازم و در نهایت کار را به دست جوانترها بسپارم.
◉ آقای خانی در پایان اگر صحبتی دارید که در سوالها مطرح شده، امکان پاسخگویی به آنها نبود، بگویید.
با اینکه گوش شنوایی وجود ندارد، من سعی میکنم مکررا پشت هر تریبونی یک نکته را متذکر شوم. به نظرم همه باید دست به دست هم بدهند تا مدیوم سینما نابود نشود. از رسانهها گرفته تا ارشاد. همه باید در نجات سینما تلاش داشته باشند. سریالها و رئالیتیشوها در حال ادامه مسیر خود هستند اما سینما در مخاطره است. البته باید بگویم که امید چندانی به این موضوع ندارم. به طور کل نسبت به بهبود شرایط تولید و پخش امید چندانی ندارم.