سارا بقایی، رها؛ کاظم چلیپا در سال ۱۳۳۶ در تهران به دنیا آمد. او دارای مدرک کارشناسی ارشد نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است و نقاشی را نزد پدرش مرحوم حسن اسماعیلزاده، نقاش قهوهخانهای آموخته. وقتی درباره نقاشی معاصر ایران حرف میزنیم، نام کاظم چلیپا در ذهن تداعی میشود؛ هنرمندی که بیشمار آثار به یادگار گذاشته است. خبرنگار «رها» با این هنرمند صاحب نام و عضو موسسه هنرمندان پیشکسوت گفتوگو کرده است.
◉ هنر برای شما بیشتر بیان احساس است یا مسئولیت اجتماعی؟
هنر موضوعی ذاتی است که باعث برانگیخته شدن حساسیتهایی در افراد نسبت به طبیعت و محیط پیرامونش میشود. کودکان با این استعداد ذاتی به دنیا میآیند و استعداد تشخیص صدا برای همه بچهها نیست. به گونهای که شنواییشان نسبت صداها فرق دارد و در حالی که برخی حساسیتهای بیشتری دارند و میتوانند درعرصه موسیقی موفق شوند، برخی واکنشی نشان نمیدهند. در حقیقت این موهبت در شخصیت فرد ذاتی و با تولد این حساسیت به صداها و رنگ و… برجسته است. آموزش بصری اولین آموزشی است که بچهها میبینند و نسبت به نور و رنگ آگاهی پیدا میکنند. خداوند متعال حقایق را در تمام اجزای طبیعت قرار داده است؛ چنانچه یک حبه انگور تمام علوم را در خود دارد. در طبیعت همه اجزا اعم از فرم و رنگ و حرکت حقایق عالم را بازتاب میدهند.
◉ و شیوه مواجهه هنرمند با این مفاهیم است که کار او را ممتاز میکند؟
در هنرهای تجسمی با آنچه قابل دیدن و لمس است به حقیقت نزدیک میشویم و انسان هنرمند در رابطه با زندگی و طبیعت موضوعات را درک میکند و بازتاب میدهد. به همین دلیل بازتاب دورههای تاریخی هرکدام از هنرمندان متفاوت است. بر اساس آنچه بیان شد اولین موضوع برای هنرمند بیان احساس است و مسئولیت اجتماعی درادامه آن شکل میگیرد. هنرمند مانند آیینهای است که آنچه وجود دارد را دریافت میکند و سپس بازتاب میدهد و در ادامه بر اساس تربیت فردی و شرایط اجتماعی به مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و… واکنش نشان دارد.

از مجموعه آثار کاظم چلیپا/ منبع: مجله هنرهای تجسمی
◉ مضامین انسانی و انقلابی که در آثار شما وجود دارد از کجا میآید؟
آثار من بازتاب تفکر و جهانیبینی من است و واکنش من به عالم و ناترازیهایی است که در جامعه هست. من مسلمانم و اعتقاد به قرآن دارم و قرآن تعریفی از انسان و جامعه دارد که در کارهای من برجسته میشوند. همچنان که در کارهای آخرم، کوران انقلاب و جنگ، محور است. یا کارهایی از مجموعه «باغ سوخته» را داشتم که در باب انسانهایی است که تلاش کردند و استوار ایستادند و با این که خودشان سوختند اما ایستادند و تصویر این ایستادن مهم است.
◉ اگر امروز بخواهید از مفاهیم جامعه نقاشی کنید، چه تصویری خلق میکنید؟
پیش از این تمام حرفهایم را زدهام. سال ۱۳۶۱ «موشهای سکه خوار» را کار کردم. اثری که از این حرف میزد که عدهای خون میدهند و عدهای فداکاری میکنند و عدهای هم زراندوزی. امروز هم وضعیت همان است و شاید تنها تفاوت این باشد که بخواهم آشفتگی را نشان دهم؛ این که وضعیت اجتماعی امروز یک کلاف سردرگم است. البته بحث مهمی که وجود دارد این است که آدمها دوست دارند در کنار همه این سردرگمیها امید داشته باشند. و هم فرد، فرد آدمها و هم جامعه با امیدزندهاند و بیامید زندگی معنایی ندارد؛ همان گونه که بدون بهار فصلها معنی ندارند.
◉ جایگاه هنر متعهد در فضای امروز ایران را چگونه میبینید؟
اساسا هنر همیشه متعهد است و فرقی نمیکند که آبستره باشد یا فیگوراتیو؛ شرقی باشد یا غربی. هنر همواره به زیبایی و تلاش برای رفع ناترازی متعهد است و تمام هنرها بیانیهای دارند و یا به آرامش، یا به اعتراض یا توجه و… تشویق میکنند. بر این اساس در دل همه آشفتگیها نظمی هست و رنگی در عالم هستی پاشیده شده است که هر هنرمند بر اساس تصویر و تصور خود حساسیتهایش را بیان میکند.

از مجموعه آثار کاظم چلیپا/ منبع: مجله هنرهای تجسمی
◉ مهمترین مشکل نقاشی حال حاضر ایران را چه میدانید؟
مهمترین مشکل نقاشی ایران از اواخر صفویه و به ویژه از اواخر قاجار به این سو شروع شد و آن دیدن جهان هستی از منظر نگاه غربی بود و این نگاه در نقاشی ایرانی هم تاثیر گذاشت. حتی زمانی که تلاش کردند تا به ویژگیهای نقاشی ایرانی در عصر مدرن هنر ایران نزدیک شوند باز از دید غربی به آن نگاه کردند و از پنجره غربی به هنر ایرانی چشم دوختند. آخرین نسل هنر اصیل ایرانی نقاشان قهره خانهای هستند که منهای متریال – بوم و رنگ روغن – رویکردی ایرانی داشتند اما پس از آن زیباییشناسی غربی بر همه چیز چیره شد؛ چنانچه حتی شیرین و فرهاد و هنر نگارگری ایرانی را هم از دید غربی بازتاب دادند.
البته بر این عقیدهام که نقاشی و خوشنویسی ایرانی به کمال خودش رسیده است و گرچه در نوع خود میتواند تنوع ایجاد کند اما بر اساس زیباییشناسی قاعده به کمال خود رسیده است. انسان امروز سرگردان و دچار حیرت و دستاورهایی است که گیجش کرده و البته شاید این سردرگمی آغاز شناخت عالم هستی و مرحلهای باشد که به واسطه آن به یک نظم، آگاهی، اراده و مدیریت خاص دست یابد.
◉ برای هنرمندان جوان چه توصیهای دارید؟
نسل جدید خوب کار میکنند ولی از یک چیز غافل هستند؛ اساس هنرهای فاخر در طول تاریخ «محتوا» بوده است. این «محتوا» است که در هر زمان و دوره قاعدهای را شکل داده است و امروز این محتوا کمرنگ شده و نسل جدید نقاشان باید به آن توجه کنند.