پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

نگاهی به نمایش «کتابخانه نیمه شب» به کارگردانی محمد ملک‌شاهی

آموزش لذت بردن از زندگی بدون چیز خاصی بودن!
169
در مجموع کتابخانه نیمه‌شب اثری طنز برای تجربه‌ای خوش از دیدن تئاتر است. طنزی که می‌تواند فکر بیاورد و گاهی شدت طنز از شدت عمق و فکر کاسته است.

محمدمعین خسروبگی؛ کتابخانه نیمه‌شب به کارگردانی «محمد ملک‌شاهی» نمایشی است بر اساس کتاب مشهور و پرطرف‌دار «کتابخانه نیمه‌شب» اثر «مت هیگ» که در تماشاخانه ملک دور سوم اجرای خود را پشت سر گذاشت. نمایشی که به نظر می‌رسد پس از سه دور اجرا، جایگاه خود را بین مخاطبان نمایش و مخاطبان عام پیدا کرده است و توانسته چندین هفته عنوان پرفروش‌ترین نمایش هفته را از آن خود کند و حالا در آستانه اجراهای خارج از تهران است.

نمایش به دنبال تأکید بر فلسفه و ارزش زندگی با نشان دادن مرگ است. مرگی که باعث بهتر زندگی کردن می‌شود. مرگی که زندگی را ارزشمند می‌کند. چیزی که دقیقاً کتاب به دنبال آن بود. اما در نمایش با وجهی ایرانی و طنزآمیز از کتاب مواجه هستیم که شاید تا حدودی وجوه معنایی و فلسفی کتاب را کمتر مورد پرداخت قرار داده است.

شروع نمایش با مونولوگ نورا (با بازی شیدا خلیق) است. مونولوگی با دیالوگ‌های به‌اندازه که برای مخاطب مفید است و اطلاعات لازم برای همراه شدن با تئاتر را به مخاطب می‌دهد. پس از آن قصه بر روی روال اصلی خودش می‌افتد و اضافه‌گویی ندارد. شخصیت جعفری (با بازی محمد شعبانپور) هم معرفی خوب و به‌اندازه‌ای دارد.

یکی از نقاط قوت اصلی نمایش بازی بسیار خوب محمد شعبانپور در چهار نقش است که به‌خوبی در فضای هر نقش قرار گرفته و با استفاده از ظرفیت بسیار بالای میمیکی و صداسازی خود و ارتباط‌گیری با مخاطب توانسته بازی بسیار خوبی ارائه دهد. شعبانپور به واسطه بازیگر ثابت بودن در هر سه دور اجرا با نقش‌ها به‌خوبی اُخت شده و بازی برتری از خلیق دارد و صحنه را به دست گرفته است.

از نقاط قوت دیگر می‌توان به طراحی صحنه خوب و متنوع اشاره کرد. باتوجه به قصه نمایش نیاز به صحنه‌های متنوع دارد که طراح صحنه و تیم اجرایی آن در طراحی و تغییر دکورها نسبتاً خوب عمل کرده. گرچه مشکلاتی از جمله نور سالن تأثیری بر منفی بر عملکرد مجریان صحنه داشت.

«کتابخانه نیمه‌شب» در پی آن است تا قصه‌ای نسبتاً فلسفی و شیرین را با افزودن شیرینی بیشتر، مخاطب‌پسندتر کند. طنز کار تا حدود زیادی موفق است و با مخاطب ارتباط می‌گیرد. طنز به جز صحنه‌هایی مثل نورا و امیرعلی طنزی دلچسب است. طنزی که به‌خوبی غالب می‌شود و به‌خوبی کم‌رنگ می‌شود و تا لحظات آخر که پیام اصلی نمایش هم با دیالوگی طنزآمیز مطرح می‌شود ادامه دارد؛ این طنز البته در لحظه‌هایی از شوخی‌های جنسی وام می‌گیرد و اثر فلسفی را به سمت نمایش‌های آزاد سوق می‌دهد که می‌تواند به‌عنوان امتیاز منفی کار در نظر گرفته شود.

شاید پس از دیدن تئاتر کتابخانه نیمه‌شب برای مخاطب، تجربه خواندن این رمان نیز بتواند تأمل و تفکر پیرامون زندگی را بیشتر کند. در مجموع کتابخانه نیمه‌شب اثری طنز برای تجربه‌ای خوش از دیدن تئاتر است. طنزی که می‌تواند فکر بیاورد و گاهی شدت طنز از شدت عمق و فکر کاسته است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *