محمد صابری، رها؛ یکی از ویژگیهای مهم نوزدهمین دوره از جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» برگزاری آن در سالی است که ایران برای دومینبار در تاریخ معاصر خود، تجاوز یک کشور بیگانه را در سایه یک جنگ تمامعیار تجربه کرد و حالا این رویداد معتبر سینمای مستند، تبدیل به آوردگاهی برای عرضه داغترین آثار مستند مرتبط با این «جنگ» شده است.
اختصاص بخش ویژهای به نام «ایران» برای نمایش و رقابت مستندهای مرتبط با جنگ ۱۲ روزه هم واکنشی درخور از سوی برگزارکنندگان جشنواره برای توجه دادن بیشتر به این تولیدات است. مستند «دوربینها خاموش» یکی از همین آثار است که زاویه نگاه متفاوت آن و تمرکز بر مصائب ثبت تصویری واقعیتهای جنگ، آن را به اثری قابلتوجه از منظر رسانهای تبدیل کرده است.
به بهانه رونمایی از «دوربینها خاموش» در جشنواره نوزدهم، گفتوگویی با محمدرضا گودرزیمهر کارگردان جوان این مستند داشتیم.
◉ خیلی مختصر توضیح میدهید که جرقه ساخت این مستند چگونه شکل گرفت و آیا تجربهای شخصی در زمینه ممانعت از مستندسازی تصاویر جنگ ۱۲ روزه داشتید؟
روز سوم جنگ بود که سراغ بچههای روایت فتح رفتم و پرسوجو کردم که آیا شما کاری در زمینه مستندسازی جنگ آغاز کردهاید؟ گفتند کارهایی کردهایم؛ اما هنوز به مرحله میدانی نرسیدهایم. به پشتوانه تجربههای همکاری قبلی، اعلام آمادگی کردم که همراهشان باشم.
◉ یعنی پیشتر مستندسازی برای گروه روایت فتح را تجربه کرده بودید؟
نه صرفاً بهعنوان کارگردان که در زمینههایی مانند تدوین همکاری میکردم و رفتوآمدهایی به مجموعه روایت فتح داشتم. از همان روز سوم که از این فعالیتها مطلع شدم، بهصورت حضوری به آنها پیوستم و بعد از دو روز، گروهی از مستندسازان در یک اتاق نشسته بودیم و درباره شرایط گفتوگو میکردیم. اکثر مستندسازانی که در مستند «دوربینها خاموش» تصویرشان را میبینید در آن جلسه حضور داشتند. خاطرم هست آقای شاهمحمدی و آقای بدرلو هم به آنجا آمدند و از طرف مرکز گسترش برای همکاری اعلام آمادگی کردند. همه بودند، اما هیچکاری نمیتوانستیم بکنیم! چهرههایی مانند حامد شکیبانیا، حبیب والینژاد و مرتضی شعبانی همه از چهرههای مورد وثوق بودند و از نظر سنی و تجربی من از همه افراد آن جمع کوچکتر بودم. برایم عجیب بود که حتی این بزرگان و چهرههای معتمد هم نمیتوانند در این شرایط کاری کنند. به یکی از دوستان پیشنهاد دادم که از همان جلسه فیلمی بگیرم؛ اما با ایماواشاره به من فهماند که ممکن است افراد حاضر در جلسه از این کار خوششان نیاید. امروز پشیمانم که چرا از آن جلسه تصویربرداری نکردم تا حال این آدمها در آن شرایط ثبت شود. بیتجربگی کردم و واقعاً تا روز پایان جنگ هم به این مسئله فکر میکردم…
◉ این حسی که میگویید خلاصهاش میشود اینکه همه آن افراد دغدغه داشتند که کاری انجام دهند، اما شرایط به آنها اجازه نمیداد وارد میدان شوند.
دقیقاً. زمانی که از روزهای بحرانی عبور کردیم و جنگی در جریان نبود، با برخی از دوستان مشورت گرفتم تا این خاطرات را جمعآوری کنم. واقعیت این است که بازخوردهای مثبتی هم نمیگرفتم. همه میگفتند چرا میخواهی این حس و حال را ثبت کنی؟ مگر بار اول است؟ مگر پیشتر به ما اجازه کار در این شرایط را میدادند؟ در این فضا، علی نیکبخت گفت این کاری است که باید انجام شود و پایکار آمد. در نهایت تهیهکنندهای را به من معرفی کرد که با این دغدغه همسو بود و ضبط مصاحبهها را آغاز کردیم. حس میکردم بچههای مستندساز از دعوت ما استقبال نکنند؛ چراکه اغلب مستندسازان، حضور در پشت دوربین را ترجیح میدهند، به همین دلیل هم توقع نداشتم این تعداد از آنها پایکار بیاید.

◉ یکی از وجوه اعتباربخش مستندتان اتفاقاً حضور همین تعداد از چهرههای شناختهشده در جریان مستندسازی است.
و تنوع این آدمها؛ هم از نظر سن و سابقه کار مستند و هم از منظر رویکرد و مواجههشان با جهان مستندسازی. خیلی از عزیزان هم البته به دلایلی نتوانستند جلوی دوربین حاضر شوند. یادم هست در همان جلسهای که به آن اشاره کردم، حتی ایده ساخت یک برنامه تلویزیونی هم مطرح شد تا نسبت به مسائل مربوط به جنگ، واکنش فوری داشته باشند. همه چیز هم از منظر امکانات ثبت تصاویر مهیا بود و همه تجهیزات تصویری را در اختیار داشتند، اما همان ایده هم به سرانجام نرسید. مدیران تلویزیون میگفتند ایده خوبی است، اما در عمل اتفاقی نمیافتاد.
◉ در مستند «دوربینها خاموش» مدام درباره یک ممانعت صحبت میشود و حتی این ممانعت برای تصویربرداری از لحظات ناب جنگ، مورد انتقاد صریح هم قرار میگیرد، اما اشارهای به فاعل و عامل این ممانعت نمیشود. انگار فیلم در این بخش تصمیم به محافظهکاری گرفته است.
بله. کاملاً درست تشخیص دادهاید که فیلم در این بخش محافظهکار است.
◉ یعنی تعمد داشتید؟
بله. من این نگرانی را داشتم که اگر نکتهای در فیلم مطرح شود که اصطکاکی را به دنبال داشته باشد، ممکن است پیام اصلی فیلم شنیده نشود و گرفتار حاشیه شود. ترجیح من این بود که در یک فضای آرامتر، امکان گفتوگو را فراهم بیاورم. این بهتر از آن بود که وارد فضا متشنجی شویم که دیگر حرف یکدیگر را نمیشنویم! من حتی تا قبل از آنکه فیلم را تحویل جشنواره دهیم، درباره یکی از جملات تیزتر یکی از مستندسازان در مقابل دوربین تردید داشتم و تصمیم گرفتیم آن را در بیاوریم. یکی از شخصیتهای فیلم برای توصیف عملکرد یک مجموعه از کلمه «احمق» استفاده کرد که به معنای واقعی توصیف بود و نه فحش. توصیف درستی هم بود؛ اما با خودم گفتم اگر کسی از این تعبیر، برداشت فحش داشته باشد و بخواهد دعوایی بر سر آن راه بیندازد، کل فیلم به حاشیه میرود. تصمیم گرفتیم همین اندازه از صراحت را هم قربانی کنیم، تا در آرامش، حرف اصلی شنیده شود.
◉ با این توضیحات، مخاطب اصلی مستند «دوربینها خاموش» را چه کسی میدانید؟
قطعاً تصمیمگیران و سیاستگذاران حوزه امنیتی کشور. ارگانهای امنیتی، بیتردید اولین مخاطبان مستند من هستند که تلاش کردیم خیلی لطیف و نرم هم موضوعات مرتبط با آنها را مطرح کنیم. البته با هماهنگی و توافق همه چهرههای حاضر در مقابل دوربین این مستند، در تلاش هستیم نسخه دومی هم آماده کنیم که بهصورت مستقیم به دست تصمیمگیران امنیتی برسانیم.

پوستر مستند «دوربینها خاموش»
◉ یعنی نسخه دوم عرضه عمومی نمیشود؟
خیر. نسخهای است که حرفها بهصورت صریح و شفاف، حتی با اسم و نشانی ارگانهایی که مشکلی را بهوجود آوردهاند، در آن مطرح شده و هیچیک از بچهها ابایی از طرح عمومی این حرفها نداشتند؛ اما خودمان این ملاحظه را داشتیم که این حرفها مخاطب مشخصی دارد و چرا باید آن را پخش عمومی کنیم؟ بهتر این بود که بهصورت مستقیم به دست مخاطب هدف برسانیم.
◉ اکثر مستندهای حاضر در جشنواره، امیدشان برای عرضه عمومی به تلویزیون است. «دوربینها خاموش» اما بعید است امکان پخش از تلویزیون را داشته باشد. برای عرضه آن چه طراحیای دارید؟
قطعاً تلویزیون این مستند را پخش نمیکند. ایدهآلم اما این است که بتوانیم در قالب اکرانهای خصوصی و حتی عمومی، اصحاب رسانه را دعوت به تماشای این مستند کنیم تا درباره یک درد مشترک صحبت کنیم. بابت صحبت درباره این درد مشترک هم نباید بترسیم.
◉ به نظرم یکی از اصحاب رسانه که بد نیست بهصورت اختصاصی دعوتش کنید تا مستند را ببیند و نظرش هم ثبت شود، خانم سحر امامی است.
پیشنهاد خوبی است. اتفاقاً در مسیر ساخت هم به این ایده فکر کردم و نمیدانم چرا بهصورت جدی آن را پیگیری نکردم.