پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

به بهانه پخش مجدد فیلم سینمایی «بادیگارد» از شبکه سه سیما

خوانش «بادیگارد» از منظر جنگ ۱۲روزه/ هشدار سینمایی حاتمی‌کیا درباره امنیت ملی
177
صبح پنجشنبه چهارم دی‌ماه فیلم سینمایی «بادیگارد» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا از شبکه سه سیما پخش شد. فیلمی که در زمان ساخت و اکران حواشی زیادی را هم در جشنواره فیلم فجر و هم در محافل سینمایی و حتی سیاسی و نظامی تجربه کرد.

به گزارش خبرنگار رها، فیلم سینمایی «بادیگارد» یک دهه پیش ساخته شد و قصه آن درباره شخصیتی به نام حیدر ذبیحی است که وظیفه حفاظت از مسئولان بلندپایه کشور را برعهده دارد که نقش او را پرویز پرستویی بازی می‌کند. حیدر شخصیت آرمان‌گرایی است که مسائلی را در کارش می‌بیند و این مسائل او را نسبت به کارش دچار تضاد و شک‌وتردید می‌کند.

داستان اما از جایی آغاز می‌شود که اتفاقی برای یکی از مسئولان بلندپایه با بازی محمود عزیزی می‌افتد و این اتفاق مشکلاتی را برای حیدر به دنبال دارد. همه این اتفاقات حیدر را ساکت‌تر و تضادها و بحران‌های درونی‌اش را بیشتر می‌کند. حیدر در نهایت به‌عنوان محافظ یک دانشمند هسته‌ای به نام «میثم» تعیین می‌شود که نقش او را بابک حمیدیان بازی می‌کند و قرار است حیدر از او در مقابل ترور احتمالی محافظت کند. در نهایت در ماجرای ترور، حیدر با فداکردن جان خود، باعث نجات میثم می‌شود.

ایده ساخت فیلمی با مضمون بادیگارد به اواخر دهه هشتاد باز می‌گردد. یعنی درست زمانی که کشور درگیر ماجراهای پس از انتخابات ۸۸ بود. مسیری که به هر دلیلی به سرانجام نرسید تا در نهایت، فیلمبرداری «بادیگارد» در سال ۹۳ کلید خورد و در بهمن ۹۴ در جشنواره فیلم فجر برای نخستین‌بار به نمایش درآمد. ترور دانشمندان هسته‌ای در دی‌ماه ۸۸ با شهاد دکتر مسعود علیمحمدی آغاز شد و بعدتر با ترور مجید شهریاری، داریوش رضایی‌نژاد و مصطفی احمدی روشن به مرحله‌ای خاص و مرتبط با امنیت ملی رسید و تا خرداد ۱۴۰۴ و در جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل به شکلی دیگر و در مقاطع مختلف ادامه پیدا کرد.

حاتمی‌کیا یکی از پرچم‌داران سینمای دفاع مقدس است؛ چه با فیلم‌هایی که متن و حاشیه‌اش در میدان نبرد می‌گذرد و چه فیلم‌هایی فرامتنی که پس از پایان جنگ تحمیلی و درباره آدم‌های جنگ و مواجهه‌شان با بدنه جامعه روایت می‌شود. فیلم‌هایی چون از «کرخه تا راین»، «آژانس شیشه‌ای»، «بادیگارد» و… حاتمی‌کیا با اعتقادات شخصی‌اش فیلم می‌سازد و «بادیگارد» نیز به‌نوعی بر پایه همین اعتقادات شکل‌گرفته است. شباهت‌هایی که در حیدر ذبیحی «بادیگارد» و حاج کاظم «آژانس شیشه‌ای» می‌بینیم هم نشئت گرفته از همین ماجراست.

سینمای حاتمی‌کیا را باید سینمای هشداردهنده هم دانست. گویی حاتمی‌کیا در «بادیگارد» و قبل‌تر از آن با دو شخصیتی که به اصل نظام معتقد اما با نظم و سازگاری محیطی آن با دوران پسا انقلاب و پسا دفاع مقدس تضاد دارند؛ هشدار می‌دهد که ایجاد محدودیت‌های دست‌وپاگیر برای شخصیت‌هایی چون حیدر، یا خوش‌خیالی و اعتماد واهی به بدنه مسئولانی که همه چیز را در مسامحه و مذاکره تصور می‌کنند؛ می‌تواند ضربات جبران‌ناپذیری را بر پیکره نظام و جامعه یعنی مردم وارد کند.

فیلمساز به شکلی سینمایی و بر اساس نشانه‌شناسی دراماتیک این موضوع را گوشرد می‌دهد؛ جایی که شخصیت ویلچرنشین نماینده امنیت ملی، نمادی از ضعف ساختارهای امنیتی را تصویر می‌کند و حالا می‌توان اذعان کرد که هشدار جاری در این نما و نماد چقدر دقیق بوده است.

«بادیگارد» انعکاسی از امنیت ملی است. چالشی که حیدر ذبیحی با بازی خوب پرویز پرستویی با آن درگیر است و باعث می‌شود دغدغه‌هایش را نسبت به مفاهیم امنیت ملی نه فقط از زاویه دید یک سر تیم حفاظت بلکه از زاویه کسی که از روزهای نخست انقلاب و پس از آن در دفاع مقدس در کنار مسئولان و فرماندهان بلندپایه نظام بوده است، بدون تعارف و صریح بیان کند.

«بادیگارد» را باید فیلم صادقانه‌ای دانست که به اشکالات و نقطه‌ضعف‌هایی را که در طول زمان در بدنه نظام نفوذ کرده، گاهی به‌روشنی و گاه با کدگذاری اشاره می‌کند. اگر دغدغه‌های حیدر را جدی بگیریم و دیالوگ‌های فیلم را دوباره مرور کنیم، می‌بینیم آنچه در خرداد ۱۴۰۴ و در ابتدای جریان جنگ ۱۲ روزه و به شکلی غافلگیرانه به وقوع پیوست حاصل همان ضعف‌ها و اشکالاتی است که یک دهه پیش حیدر ذبیحی در «بادیگارد» فریاد زده است.

نکته‌ای دیگر که نباید از نظر دور داشت این است که دشمن در جریان سال‌ها دشمنی و جنگ نیابتی با ترور دانشمندان هسته‌ای و نخبگان علمی ایران و چه در حمله مستقیم و آشکارش، فقط به بُعد نظامی ماجرا توجهی ندارد؛ بلکه علم و امنیت را هم نشانه رفته است. این همان مفهومی است که حیدر را مجاب به پذیرفتن حفاظت از یک دانشمند هسته‌ای جوان یعنی میثم می‌کند و در چالش‌های ذهنی و فکری که با میثم دارد و استنکاف دانشمند جوان از پذیرفتن محافظ شخصی، بالاخره او را قانع می‌کند که امروز نه فقط جنگ نظامی بلکه علم و دانش هم به شکلی میدان نبرد است و اگر علم و امنیت نباشد توان نظامی به‌تنهایی کارساز نیست.

«بادیگارد» در لابه‌لای دیالوگ‌های تحلیلی و تأثیرگذار به همراه موسیقی و افکت و صداگذاری الهام‌بخش هم هست. اگرچه ده سال قبل‌تر از جنگ ۱۲ روزه روایت می‌شود؛ اما مفهوم مقاومت ملی، اعتقاد به دفاع از امنیت و کیان کشور و مبارزه را در هر سنگری و با هر وظیفه‌ای مهم و ارزشمند می‌شمارد. درست مانند آنچه در ۱۲ روز مقاومت جانانه در برابر تجاوز رژیم غاصب به ایران اسلامی شاهد آن بودیم. هر کس در هر لباس و جایگاهی از سپاهی و ارتشی تا پزشک و امدادگر و آتش‌نشان و حتی کسبه و مردم کوچه و بازار در این مقاومت جانانه مشارکت می‌کنند.

باز هم می‌توان به تماشای «بادیگارد» نشست. از سرسختی حاج حیدر حرص خورد. به رابطه عاشقانه‌اش با همسر غبطه خورد و حتی برای تغییر پارادایم فکری‌اش ایستاد و کف زد. تغییری که حفاظت و زنده‌ماندن را از یک وظیفه مکانیکی به یک وظیفه ملی و قدسی یعنی شهادت تبدیل می‌کند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *