به گزارش رها، نقش میرعطا خانِ سرهنگ در سریال «شکارگاه» ساخته نیما جاویدی و محصول فیلمیو، تازهترین تجربه پرویز پرستویی از یک سریال خانگی است. او با این شخصیت تحسینها را برانگیخت و نقش خوب دیگری به کارنامهاش افزود.
پرستویی در مصاحبه با شرق درباره همکاری با کارگردان «شکارگاه» گفت: قبل از «سرخپوست» قرار بود من و نیما جاویدی «جنتلمن» را با هم کار کنیم. جلسات زیادی هم برای این کار برگزار شد، اما متأسفانه به نتیجه نرسید و امکانات ساخت این اثر فراهم نشد. وقتی نیما فیلم «سرخپوست» را پیشنهاد کرد، ایده فیلم را خیلی دوست داشتم، ولی متأسفانه آن زمان درگیر کار بودم و علیرغم میل باطنی نتوانستم در این فیلم حضور داشته باشم. نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار هر دو بسیار تلاش کردند و زحمت کشیدند. اما قبل از آن با من صحبت کردند که در صورت موافقت برای بازی در این فیلم نقش روبهروی من را هدیه تهرانی بازی کند و وقتی این همکاری اتفاق نیفتاد، نیما جاویدی فیلمنامه را تغییر داد و سن شخصیتها پایینتر در نظر گرفته شد. نوید محمدزاده عزیز و پریناز ایزدیار هر دو بسیار برای نقشها زحمت کشیدند و بازیهای خوبی داشتند. بعد هم نیما جاویدی سرگرم ساخت «آکتور» شد.
او افزود: وقتی هم «شکارگاه» را به من پیشنهاد کرد، اصلا سناریویی وجود نداشت. البته در ذهنش همهچیز ساخته و پرداخته شده بود، ولی فیلمنامهای که تمام این ۹ قسمت نوشته شده باشد وجود نداشت. از آن کارهایی بود که دوخطی قصه را برای من تعریف کرد. البته این را هم اضافه کنم که اساسا در انتخاب یک نقش حتی با خواندن فیلمنامه کامل هم نمیتوان مطمئن بود که سرانجام کار دلخواه خواهد بود. زمانی هست که کارهای پیشین یک کارگردان را دیدهایم و از کیفیت کارش اطمینان داریم و وقتی خود کارگردان، خالق قصه هم هست و قبل از فیلمبرداری قصه را تعریف میکند، این تجربه تا حدی وجود دارد که با همان گفتوگوها در مورد کیفیت اثر میتوان قضاوتی داشت.
پرستویی با ذکر یک خاطره ادامه داد: مثلا منوچهر محمدی در مورد «مارمولک» فقط یک جمله به من گفت که طرحی است که میخواهد نوشته شود شما بازی میکنید یا خیر؟ و طرح هم این است که یک دزدی آخوند میشود و بلافاصله گفتم هستم. دقیقا زمانی که نه فیلمنامهای نوشته شده بود و نه هنوز کارگردان مشخص بود و نه حتی بازیگران دیگر انتخاب شده بودند و من قبل از همه قرارداد بستم. چون متوجه بودم قرار است در فیلمی بازی کنم که تا حد زیادی میتوانم تأثیرش روی مخاطب را متوجه شوم و بعد هم من مثل باقی آدمها در جامعهای زندگی میکنم که دزدهای زیادی دیدهام و برای من ناآشنا نبود.
او اظهار داشت: در سریال «شکارگاه»، نیما جاویدی قصهای کوتاه برای من تعریف کرد. اینکه قصه مربوط به یک مقطع تاریخی خاص است و سرهنگی با چنین مشخصاتی وجود دارد. الان که سریال تمام شده راحتتر میتوان در موردش صحبت کرد. شاید هم هنوز یکسری سریال را ندیده باشند، اما با تعریفهای ما از جذابیت سریال کم نمیشود و به نظرم شاید ترغیب شوند که سریال را ببینند. خدا را شکر بازخوردهایی که از سمت مخاطبان این سریال گرفتیم بسیار خوب بود. وقتی نیما از قصه «شکارگاه» برای من صحبت کرد برایم جالب بود که چقدر این قصه به حال و هوای جامعه امروز ما نزدیک است. تمام اتفاقاتی که در جامعه میبینم از مقابل چشمم گذشت.
این بازیگر درباره قوام یافتن شخصیت سرهنگ توضیح داد: نیما جاویدی بهعنوان کارگردان نقش مؤثری برای ساختن این شخصیت داشت و درواقع هر دو ما بنای شخصیت میرعطا را از روز اول اینطور قرار دادیم. نیما یک کار جذاب انجام داد؛ اینکه گوشههایی از فیلمهایی را که من تا به امروز کار کرده بودم، کلاژ و تدوین کرده بود و با هم دیدیم. حرفش این نبود که در این لحظات بد بودید یا چیزی شبیه این، بلکه از من خواست کارهایی که قبلا در آن بازیها کرده بودم، تکرار نکنم و درواقع میرعطا بازی زیادی نداشته باشد. ایست و راهرفتنش درست باشد و از بدن زیاد کمک نگیرد، مگر اینکه بخواهد شلیک کند. این نگاه نیما جاویدی بهعنوان کارگردان این اثر بود و من هم از این نگاه خوشم آمد. به هر حال من در تمام نقشهایی که تا امروز بازی کردم، پرویز پرستویی بودم.
او همچنین یادآور شد: اگرچه همیشه تلاش و حرف و اعتقادم بر این است و بارها اعلام کردم اگر بتوانم کاری کنم تماشاچی زمان دیدن فیلم یا سریال، من را فراموش کند، برنده شدم و بعد از دیدن فیلم یا سریال با خودش فکر کند پرویز پرستویی خوب بازی کرد یا بد؛ کمااینکه همه ما میدانیم نقاط ضعفمان کجاست و کجا انتخابهای خوبی نداشتیم. من هم در این مسیر گاهی اشتباه کردم و کارهایی را انتخاب کردم که برای من مناسب نبوده. قطعا برای انتخاب یک اثر متر و معیاری وجود دارد اما وارد کار شدم و متوجه شدم با تصورات من فاصله دارد. واقعا علم غیب ندارم که ذهن خالق اثر را بخوانم. با توجه به چیزی که نوشته شده، حدس میزنم میتواند اثر مقبولی باشد و البته به رزومه سازنده اثر هم استناد میکنم اما باز هم همه چیز حدسزدنی نیست که در نهایت حتما خروجی مقبولی ارائه میشود.
پرستویی تاکید کرد: درباره خودم میتوانم با اطمینان بگویم که برای همه کارها به یک اندازه انرژی میگذارم و بهاصطلاح کمفروشی نکردهام، با این حال کارهای خوب و بد در کارنامهام دارم. زمانی که «شکارگاه» را قبول کردم، با نیما جاویدی درباره ویژگیهای سرهنگ زیاد صحبت کردیم. نیما میخواست نقش متفاوتتر از باقی نقشهایی که تا امروز بازی کردم، باشد. من هم چنین خواستهای داشتم. قبل از «شکارگاه» سریال «هزار و یک شب» را بازی کردم که کاملا متفاوت از نقشم در «شکارگاه» است. این سریال حقیقتا در استاندارد جهانی ساخته شده و تولید مشترک ایران و ترکیه است و درواقع حرفم این است که خودم هم دنبال تکرار خودم نیستم و تمام تلاشم را کردم که نیما جاویدی به خواستهاش برسد و نقش متفاوتی خلق شود.
او همچین گفت: بازی در «شکارگاه» آسان نبود که خواسته کارگردان را حفظ کنم و دغدغه خودم هم چنین چیزی بود. بازی من خلاصه شده بود در صورت و چشم. این سکوتها که اشاره میکنید، خواسته کارگردان برای این نقش بود. اما باید این را بگویم که این سکوتهایی است که در طول این چند سال با خودم داشتم.