پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از چهارمین دو اجرای «دشمن خدا» که با استقبال مخاطب همراه شده است

«دشمن خدا»؛ تئاتری که هنوز نفس می‌کشد
163
«دشمن خدا» نمونه‌ای قابل‌توجه از نمایشی است که نشان می‌دهد تئاتر ایران، با وجود همه محدودیت‌ها، همچنان زنده است و می‌تواند مخاطب خود را پیدا کند. متنی دقیق، اجرای منسجم و ارتباط مستقیم با تماشاگر باعث شده این اثر نه‌تنها در چند نوبت اجرا دوام بیاورد، بلکه با استقبال پیوسته مخاطبان همراه شود.

امیررضا میرباقری، رها؛ اگر این روزها سری به سایت‌های معتبر فروش بلیت تئاتر بزنید، با نامی آشنا اما کنجکاوی‌برانگیز روبه‌رو می‌شوید: «دشمن خدا»؛ دور چهارم اجرا. نمایشی که نشان می‌دهد هنوز هم می‌توان میان مخاطب عام و تئاتر، ارتباطی زنده و جدی برقرار کرد.

تماشاخانه‌ «هامون» در خیابان فلسطین این روزها میزبان نمایشی است که بلیت‌هایش تاسه روز آینده به‌طور کامل فروش رفته و حتی بلیت‌های خارج از ظرفیت آن هم به پایان رسیده است. «دشمن خدا» از ۲۶ شهریور امسال بدون وقفه روی صحنه بوده و در دور چهارم اجرای خود، حتی به مرز دو اجرا در روز نیز رسیده؛ اتفاقی که کمتر در تئاتر ایران شاهد آن هستیم.

این نمایش به نویسندگی عمادالدین رجبلو و کارگردانی مشترک او و مجید عراقی روی صحنه رفته است.

رجبلو پیش از این با نمایش «قربانگاه» در تئاتر شهر و سالن مولوی شناخته شده بود. مجید عراقی نیز برای مخاطبان جدی سینما و تئاتر چهره‌ای آشناست و سابقه بازی در آثاری چون سریال‌های «بوقچی» و «سه‌شنبه ۱۴ جولای» و فیلم کوتاه «اسپایدرمرد» را در کارنامه دارد.

«دشمن خدا» روایت‌گر دو جدال در دو فضای کاملاً متفاوت اما در موقعیتی مشابه است؛ جدال‌هایی که همگی به کشف یک حقیقت ختم می‌شوند. در نهایت، مخاطب با این پرسش روبه‌روست: چه کسی دروغ می‌گوید؟

نمایش از ساختاری خلاقانه بهره می‌برد و دو روایت موازی را با ریتمی دقیق و حساب‌شده پیش می‌برد؛ بی‌آنکه لحظه‌ای از نفس بیفتد. هر صحنه فهم تماشاگر را جلوتر می‌برد و هر دیالوگ، تکه‌ای از پازل روایت را کامل می‌کند. بازی روان و تأثیرگذار دو بازیگر کودک، علاوه‌بر افزایش باورپذیری، تضادی عمیق میان معصومیت و قضاوت، صداقت و قدرت را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد. در کنار آن، ارتباط صمیمی نمایش با تماشاگر تا پایان حفظ می‌شود و حضور بازیگرانی در میان مخاطبان، فضایی بامزه و گاه گروتسک خلق می‌کند.

طراحی صحنه ساده اما نمادین است. استفاده از سیب‌های قرمز در سراسر صحنه، ذهن تماشاگر را ناخودآگاه به روایت رانده‌شدن آدم و حوا از بهشت پیوند می‌زند و لایه‌ای معنایی و اخلاقی به اثر می‌افزاید.

اما «دشمن خدا» فراتر از طنز و لحظات شاد، پرسشی جدی و فلسفی را مطرح می‌کند: مرز میان حقیقت و دروغ کجاست؟ نمایش تنها به سرگرم‌کردن مخاطب بسنده نمی‌کند، بلکه او را در موقعیت قضاوت قرار می‌دهد. در جامعه‌ای که حقیقت گاه در کشمکش قدرت و منافع شخصی گم می‌شود، این پرسش اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

در مجموع، «دشمن خدا» نمونه‌ای قابل‌توجه از نمایشی است که نشان می‌دهد تئاتر ایران، با وجود همه محدودیت‌ها، همچنان زنده است و می‌تواند مخاطب خود را پیدا کند. متنی دقیق، اجرای منسجم و ارتباط مستقیم با تماشاگر باعث شده این اثر نه‌تنها در چند نوبت اجرا دوام بیاورد، بلکه با استقبال پیوسته مخاطبان همراه شود. فروش کامل بلیت‌ها و ادامه اجرای نمایش تا دور چهارم هم بیش از هر ادعایی گواه این نکته است که تئاتر، اگر درست و صادقانه روی صحنه برود، هنوز هم جای خود را در میان تماشاگران حفظ کرده است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *