پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با حسین رفیعی که بعد از مدت‌ها با «همبازی» به قاب تلویزیون بازگشته است

آسیب تولیدات شبکه خانگی به کودکان و نوجوانان/ تلویزیون ارث پدری‌ام نیست!
154
حسین رفیعی گفت: برای من مهم نیست برنامه‌ام وایرال شود یا نه؛ برای من، هیچ چیزی ارزش این را ندارد که اخلاق و کرامت انسان‌ها زیر پا گذاشته شود. هرگز حاضر نیستم صرفا برای خنداندن دیگران، به اصولم پشت کنم.

آزاده باقری، رها؛ حسین رفیعی، مجری و بازیگر با سابقه مطرحی است که بیش از سه دهه تجربه اجرا و فعالیت هنری در کارنامه دارد. او این‌بار با مسابقه «همبازی» به تلویزیون و قاب شبکه نسیم بازگشته است.

رفیعی همواره تلاش کرده است تا با انرژی و صداقت مخاطب را با خود همراه کند و لحظاتی شاد و آموزنده برای خانواده‌ها رقم بزند. خبرنگار «رها» با این مجری و بازیگر گفت‌وگو کرده است.

 

◉ آقای رفیعی، مسابقه «همبازی» توانسته است نظر طیفی از مخاطبان را جلب کند. از نگاه شما، جذابیت اصلی این برنامه در چیست؟

خدا را شکر می‌کنم برنامه مورد توجه بینندگان قرار گرفته است. روزی که تصمیم گرفتیم این برنامه را تولید کنیم، همراه با همکارانم تمام تلاشمان بر این بود محصولی متناسب با سلیقه مخاطب بسازیم. در ابتدا دو قسمت از برنامه ضبط شد، اما به دلیل جنگ ۱۲ روزه، مجبور شدیم تولید را موقتا متوقف کنیم و حدود ۳۰ تا ۴۰ روز در کار وقفه ایجاد شد. هدف اصلی ما این بود برنامه خانواده ‌محور باشد و مخاطبان در کنار سرگرمی، نکات آموزشی نیز دریافت کنند. هرچند نمی‌دانم تا چه حد در این زمینه موفق بوده‌ایم؛ اما تلاش کردیم برنامه‌ای ارائه دهیم که مورد پسند مخاطب باشد و لحظاتی شاد و آموزنده برای خانواده‌ها فراهم کند.

 

◉ اجرای «همبازی» چه تفاوتی با دیگر برنامه‌هایی دارد که در سال‌های گذشته اجرا کردید؟

من از جمله افرادی هستم که ابتدا به عنوان بازیگر وارد رسانه ملی شدم و تجربه بازیگری را در کنار اجرا داشته‌ام. شاید بتوان گفت صد در صد مجری هم نبوده‌ام؛ بلکه نوعی مجری بازیگر یا شومن بوده‌ام که در برنامه‌های طنز ایفای نقش می‌کردم. طی نزدیک به سی سال فعالیت در رسانه ملی، برنامه‌های زنده و مسابقات تلفنی بسیاری اجرا کرده‌ام و در این مسیر با بایدها و نبایدهای متعددی مواجه شده‌ام و در جلسات مختلف با مدیران و گروه‌ها بسیار آموختم. برای من، هر برنامه‌ای که جلوی دوربین برای مردم اجرا می‌کنم، با برنامه‌های دیگر تفاوت ندارد؛ تمام تلاش خود را می‌کنم تا خانواده‌ها با هم بخندند و لحظات خوشی را تجربه کنند.

تفاوت اجرای «همبازی» برای من شاید در این است خانواده‌ها فارغ از هر نکته‌ای از برنامه لذت ببرند و حرمت و شان خانواده حفظ شود. هنگام اجرای برنامه با خانواده‌ها، باید مراقب بود کرامت پدر و مادر در برابر فرزندان حفظ شود. شخصا دوست نداشتم سوالی مطرح کنم که والدین نتوانند پاسخ دهند و این باعث کم‌ سوادی آنها تلقی شود. همچنین تلاش ما این بوده است هیچگاه خود را دانای کل جلوه ندهیم. سعی شد برنامه در قالب فرهنگ، آداب و رسوم و تنوع قومیتی کشور اجرا شود. ما در «همبازی» سعی کردیم خانواده‌ها با هم بخندند، یاد بگیرند و تجربه‌ای مشترک داشته باشند.

 

◉ تهیه‌‌کننده برنامه در گفت‌‌وگویی تاکید کرده بود «همبازی» با هدف ترویج فرزندآوری و نشان دادن نشاط خانواده‌های پرجمعیت ساخته شده است. شما شخصا چقدر با این نگاه موافقید و فکر می‌کنید تلویزیون چطور می‌تواند چنین پیام‌هایی را بدون شعارزدگی منتقل کند؟

من در خانواده‌ای پرجمعیت بزرگ شده‌ام؛ با سه خواهر و یک برادر. بهترین خاطرات و لحظات زندگی‌ام بازی با خواهر و برادرهایم بود و همیشه آنها را بهترین و امن‌ترین همبازی‌های دوران کودکی‌ام می‌دانم. وقتی خانواده تک ‌فرزند است، کودک ممکن است تجربه‌های همبازی شدن و تقسیم مسئولیت‌ها را از دست بدهد. حتی در زمینه پزشکی، در برخی شرایط بحرانی، وجود خواهر و برادر می‌تواند جان یک فرد را نجات دهد. تجربه شخصی من به عنوان پدر دو فرزند هم این است که خانواده‌ها بهتر است حداقل چهار عضو داشته باشند تا بچه‌ها بتوانند در کنار هم رشد کنند، مشکلات را تقسیم و یکدیگر را حمایت کنند. در شهرها و روستاها، خانواده‌های پرجمعیت با وجود محدودیت‌های مالی، معمولا محیط شادتری دارند؛ چون اعضای خانواده در کارها و زندگی به هم کمک می‌کنند. هدف من تایید یا رد نظریه فرزندآوری نیست، اما تجربه شخصی و مشاهداتم نشان می‌دهد نباید بچه‌ها تنها و تک‌ فرزند باشند. بسیاری از کودکانی که تک فرزند هستند، در آینده ممکن است دچار خلا عاطفی شوند. تلویزیون می‌تواند با ارائه برنامه‌های خانوادگی، تعامل بین اعضای خانواده و نمایش شادی و همراهی کودکان، چنین پیام‌هایی را به شکل طبیعی و بدون شعارزدگی منتقل کند.

 

◉ در ابتدای هر برنامه درباره موضوعات مهم خانوادگی صحبت می‌کنید؛ از فاصله سنی فرزندان گرفته تا نقش والدین در بحران‌ها. این ایده‌ها از کجا می‌آیند و در چه اتاق فکری شکل می‌گیرند؟

پلاتوهای برنامه بر اساس یک موضوع کلی طراحی می‌شوند که آن‌ها را کارگردان برنامه، همراه با تیم نویسنده تعیین می‌کنند. این موضوعات می‌توانند مسائلی مثل حمایت در خانواده، ترس در خانواده، پدرسالاری، مادرسالاری یا فرزندسالاری باشند. پیش از ضبط هر برنامه، روی این موضوعات بحث و گفت ‌وگو می‌کنیم تا به جمع‌‌بندی برسیم. من نیز بر اساس سال‌ها تجربه کاری، مطالعاتم و فعالیت در حوزه کودک و نوجوان، مطالبی را ارائه می‌کنم که در راستای همان موضوع باشد. بخشی از این صحبت‌ها نیز برگرفته از تجربیات شخصی در زندگی، تحصیل و تدریس است که به شکل خاطرات و گاهی در قالب طنز، مشابه استندآپ کمدی، بیان می‌شود تا فضای برنامه هم سرگرم‌کننده شود و موضوعات جدی برای کودکان و خانواده‌ها قابل فهم گردد. قبل از هر برنامه، گفت وگوهای مفصلی انجام می‌شود؛ چون معمولا روزانه چند برنامه ضبط و دو تا سه موضوع را از پیش آماده می‌کنیم. من بر اساس سرفصل‌هایی که از تیم برنامه دریافت می‌کنم، مطالب را با تجربه‌ها و دانسته‌های خود ترکیب و بیان می‌کنم تا هم آموزنده و هم جذاب باشد.

 

رفیعی: «همبازی» مسابقه‌ای خانواده محور است که در کنار سرگرمی نکاتی را آموزش می‌دهد.

 

◉ ضبط برنامه، همزمان با جنگ ۱۲ روزه، شرایط دشواری را به وجود آورد. در آن روزها اجرای برنامه‌ای با این سبک و سیاق شاد چه حس و مسئولیتی برای شما داشت؟ به ویژه که در ابتدای پخش، این برنامه به کودکانی که در ایام جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیدند تقدیم می‌شود.

دو روز بعد از شروع ضبط برنامه، جنگ آغاز شد و امنیت در لوکیشن تضمین‌‌شده نبود. به همین دلیل اجازه حضور در محوطه را ندادند و ضبط برنامه متوقف شد. بعد از یک وقفه، کار دوباره از سر گرفته شد، اما در طول جنگ برنامه‌ای ضبط نشد. با این حال، هم رسانه و هم مدیران برنامه به این فکر بودند که در چنین شرایطی، به ویژه با توجه به محوریت خانواده، باید به مخاطب نشان دهیم چگونه می‌توان اضطراب کودکان را کاهش داد و خودمان را در چنین بحران‌هایی مدیریت کنیم. مدیریت بحران موضوع مهمی است و می‌تواند در مواجهه با جنگ، زلزله، مشکلات اقتصادی یا حتی مشاجره بین والدین کاربرد داشته باشد. من هم تلاش کردم براساس خواسته‌های تیم برنامه و تجربیات شخصی خودم، مطالبی را در این زمینه ارائه کنم. نسل من، همان‌هایی هستند که هشت سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشته است، با خاطرات شهادت دوستان و هم‌ محله‌ای‌ها بزرگ شده‌ایم و در هر صورت سخت است درباره این موضوعات غم ‌انگیز و ترسناک صحبت کنیم. اما هدف من همیشه این بوده موضوعات دشوار را به شکل روان، باورپذیر و تلطیف ‌شده مطرح کنم.

 

◉ و طبعا تجربه شما در این بحران کمک‌کننده به کیفیت اجرا بوده است.

به طور کلی یکی از درس‌هایی که در طول سی سال فعالیت در رسانه ملی آموخته‌ام این است که در اجرای برنامه‌ها و انتخاب موضوعات، باید از آنچه ذهن عمومی را دچار اضطراب می‌کند دوری کنیم. امروزه در فضای مجازی و پلتفرم‌ها شاهد مطالبی هستیم که با این معیارها همخوانی ندارد. ما همه انسانیم و طبیعتا نسبت به آسیب‌های کودکان بسیار حساس هستیم. من به عنوان کسی که سال‌ها در حوزه کودک فعالیت کرده‌ام، هر جا بشنوم کودکی دچار آسیب شده چه به دلیل جنگ، بیماری، زلزله، تصادف یا خشونت، بسیار متاثر می‌شوم. در جنگ اخیر، کودکان بی‌گناه جان خود را از دست دادند؛ کودکانی که باید در کنار خانواده و در مدرسه بازی می‌کردند، اما به شهادت رسیدند. واقعیت این است که ایران همیشه مورد حمله قرار گرفته است و هر ایرانی وطن‌‌پرست نمی‌تواند خوشحال باشد از اینکه هموطنانش کشته شوند. این موضوع برای من و تیم برنامه بسیار دردناک بود و با این حال سعی کردیم از نشاط برنامه نکاهیم. به نظرم اگر دنیا را کودکان اداره می‌کردند، نه جنگی بود، نه بداخلاقی، نه دعوا و نه بزهکاری؛ بچه‌ها پاک‌اند و همیشه گفته‌ام برای ورود به دنیای آنان حتی باید وضو گرفت. تقدیم برنامه به کودکانی که اکنون دیگر در میان ما نیستند، تجربه‌ای تلخ اما واقعی بود؛ کودکانی که هیچ گناهی نداشتند اما قربانی قلدری، زورگویی و زیاده ‌خواهی دشمن شدند. این موضوع ما را عمیقاً متاثر و اهمیت این پیام را دوچندان کرد.

 

◉ ارتباط‌تان با خانواده‌ها در طول ضبط برنامه چطور بوده است؟ آیا لحظه‌ای بوده که اجرای شما تحت تاثیر احساسات خانواده‌ای قرار بگیرد یا خاطره‌ای خاص از پشت صحنه داشته باشید؟

یکی از لحظاتی که همیشه در ذهنم مانده است، صحنه‌ای بود که یک پدر سالمند با دخترش در برنامه حضور داشت و در بخشی از مسابقه، آن پدر به سختی موفق شد و دخترش تحت تاثیر قرار گرفت و اشک در چشمانش جمع شد. من هم بسیار متاثر شدم؛ در این شرایط واقعا نمی‌توانم خودم را کنترل کنم و وقتی ببینم کودکی دچار اضطراب یا ناراحتی شده است، تحت تاثیر احساسات قرار می‌گیرم، به‌خصوص وقتی پای دختربچه‌ها در میان باشد. در بخش‌های مسابقه که پدران موفق به کسب جایزه یا برنده شدن نمی‌شوند، بچه‌ها ناراحت می‌شوند. تلاش من این بود که همواره یادآوری کنم برد و باخت معنایی ندارد و همه شرکت ‌کنندگان در این برنامه برنده هستند؛ چراکه هدف اصلی ما بازی کردن و خوش گذراندن در کنار خانواده است. بچه‌ها پدر و مادرشان را قهرمان زندگی‌شان می‌دانند و به ویژه شکست پدر برایشان تلخ است؛ بنابراین سعی کردم با توجه به این حساسیت‌ها، فضا را مثبت و دلگرم ‌کننده نگه دارم. با این حال، گاهی رقابت‌ها طبیعی بود و حتی خودم هم تحت تاثیر احساسات قرار می‌گرفتم؛ اما همیشه تلاش می‌کردم کنترل خود را حفظ کنم.

 

 

◉ شما سال‌هاست به عنوان یکی از مجریان با اخلاق و خوش‌مشرب تلویزیون شناخته می‌شوید. در «همبازی» چطور میان شوخی، صمیمیت و حفظ حرمت شرکت ‌کنندگان تعادل برقرار می‌کنید؟

سال‌ها تجربه به من آموخته کرامت و حرمت خانواده‌ها باید همیشه حفظ شود. دلم نمی‌خواهد با خندیدن به دیگران، کسی در بن‌بست قرار گیرد یا با گفتن یک جمله اشتباه دچار حاشیه شود. وقتی صحبت از کودکان و والدین است؛ برای من کرامت پدر و مادر جلوی فرزندانشان اهمیت زیادی دارد؛ چون خودم هم پدر هستم. تلاش کردم حتی در لحظات شوخی، خدایی نکرده تحقیر و توهین در میان نباشد و همگی با هم بخندیم. خروجی برنامه نشان می‌دهد که تا دقیقه آخر شرکت‌‌کنندگان لبخند بر لب دارند. حتی در پشت صحنه، هیچ یک از شرکت ‌کنندگان اعتراضی نداشتند؛ چه بازنده و چه برنده و همه با شادی و رضایت برنامه را تجربه کردند. هدف من این بود که «همبازی» صرفا یک بازی باشد؛ همانطور که در کودکی با دوستانمان در کوچه‌ها بازی می‌کردیم، سعی این است تا برنامه ترکیبی از رقابت و رفاقت باشد و در نهایت تفریح و لذت خانواده‌ها را فراهم کند. شوخی کردن کار ساده‌ای نیست؛ باید طوری باشد که سخیف یا توهین‌‌آمیز نباشد. حتی در فضای مجازی و برخی برنامه‌های تلویزیونی که دست مجریان بازتر است، من همیشه پیش از هر شوخی، چندین زاویه و جنبه مختلف، از جمله قومیت، زبان و لهجه افراد را در نظر می‌گیرم تا خدایی نکرده آسیبی وارد نشود. امیدوارم در «همبازی» توانسته باشم این تعادل را رعایت کنم.

 

◉ یکی از ویژگی‌های اجرای شما شوخی‌های محترمانه و انسانی است، در حالی که برخی به دنبال وایرال شدن در فضای مجازی‌اند. خودتان مرز میان شوخی حرفه‌ای و سطحی‌گری را کجا می‌دانید؟

برای کسانی مثل من که به حفظ کرامت افراد در مسابقات و برنامه‌ها باور دارند، رقابت صرفا برای سرگرمی نیست؛ بلکه فرصتی است برای یادگیری و تجربه. چه در مسابقات علمی و چه ورزشی، هدف این است که شرکت‌کننده در کنار رقابت، نکته‌ای نیز بیاموزد. گاهی پیش می‌آید در شرایط مسابقه، سوالی پرسیده و فرد دچار استرس ذهنی می‌شود. در چنین شرایطی، تحقیر شرکت‌کننده اصلا جایز نیست و من آموخته‌ام حتی اگر موقعیت پیش بیاید، باید کرامت او حفظ شود. برای من مهم نیست برنامه‌ام وایرال شود یا نه؛ من به فضای مجازی به معنای واقعی باور ندارم و ارزش واقعی را در برنامه‌ها و روابط واقعی می‌بینم، نه صرفا دنبال جذب بازدید یا درآمد یوتیوبی بودن. متاسفانه امروزه حتی در رسانه ملی هم برخی برنامه‌ها و گروه‌ها گرفتار این مشکل شده‌اند؛ صحنه‌سازی، تمرکز صرف بر جذب مخاطب و درآمد بیشتر و کم ‌اهمیت شدن محتوا و اخلاق، باعث شده ارزش‌های فرهنگی و انسانی کمرنگ شود. اما برای من، هیچ چیزی ارزش این را ندارد که اخلاق و کرامت انسان‌ها زیر پا گذاشته شود. هرگز حاضر نیستم صرفا برای خنداندن دیگران، به اصولم پشت کنم.

 

◉ بارها هنگام اجرای برنامه گفتید «مسابقه جای قضاوت و تحقیر نیست». این نگاه از تجربه شخصی‌تان آمده یا حاصل سال‌ها کار در تلویزیون است؟

این نگاه حاصل سال‌ها تجربه کاری در سازمان صدا و سیما، مطالعات شخصی و زندگی خودم است. من در محله نظام‌ آباد تهران متولد شدم، در همان خانه بزرگ شدم، با بچه‌های محل بازی کردم و در کنار پدرم کارگری کردم. هنوز هم کارگر پدرم هستم و در کنار خانواده زندگی می‌کنم. برای من پدر و مادر همیشه بالاترین ارزش را داشته‌اند و دارند.

من هیچ برتری خاصی نسبت به دیگر هموطنانم ندارم و هرگز دلم نخواسته آدم مهم یا برجسته‌ای باشم. سعی کرده‌ام زندگی ساده‌ای در کنار مردم و در کنار جامعه‌ای که من را ساخته است، داشته باشم. این تجربه باعث شده به این باور برسم که همه انسان‌ها، صرف‌ نظر از جایگاه اجتماعی، قابل احترام هستند. یک پدری که با زحمت لقمه‌ای حلال برای خانواده‌اش فراهم می‌کند، از نظر من ولی نعمت و احترام او واجب است. من به عنوان مجری و بازیگر در واقع خادم مخاطبانم هستم و باید کرامت و شان آنها را حفظ کنم. متاسفانه امروز در رسانه و شبکه‌های اجتماعی، این اخلاق و احترام کمتر رعایت می‌شود و بسیاری فقط به دنبال جذب مخاطب هستند، حتی به قیمت از بین رفتن ارزش‌ها. این امر باعث می‌شود جامعه دچار انحراف فکری و اخلاقی شود و مسیر فرهنگی خود را از دست بدهد. ممکن است همه با نظرات من موافق نباشند، اما من به آنچه اعتقاد دارم پایبند هستم و امیدوارم همه انسان‌ها بتوانند در کنار هم با کرامت انسانی زندگی کنند.

 

 

◉ یکی از اهداف «همبازی» تقویت روحیه جمعی و امید در خانواده‌هاست. در روزگار پرمشغله امروز، تلویزیون چگونه می‌تواند این حس را زنده نگه دارد؟

بدون امید، هیچ‌ کس نمی‌تواند زندگی کند. یک نفر می‌گفت امید، داروی درمان نیست، اما درد را قابل تحمل می‌کند. این امید، فقط حرف زدن نیست؛ باید واقعی باشد. وقتی آدم‌ها، چه سالم باشند و چه دچار معلولیت جسمی، با خودشان قرار می‌گذارند که من باید زندگی کنم، ایمان و امید به آینده به آنها قدرت می‌دهد. امید مثل بال روی شانه‌هاست؛ بالی که می‌تواند فکر، تجربه، کار هنری یا یک فعالیت ورزشی را به توانایی تبدیل کند و فرد را آماده پرواز کند. آسمان برای همه است و وقتی بال‌هایت را به دست بیاوری و امید داشته باشی، می‌توانی زیباترین پرواز را داشته باشی و تحسین دیگران را برانگیزی. تلویزیون هم می‌تواند این حس امید را منتقل کند، به شرطی که واقعی باشد و از شعارزدگی فاصله بگیرد. برنامه‌ای که بتواند امید و انگیزه را به مردم تزریق کند، می‌تواند در زندگی روزمره خانواده‌ها تاثیرگذار باشد و به آنها کمک کند جایگاه خود را در این دنیا پیدا کنند.

 

◉ تلویزیون همیشه رسانه‌ای خانوادگی و امن بوده، اما امروز کارش در رقابت با فضای مجازی سخت‌تر شده است. چطور می‌توان مخاطب را دوباره به تلویزیون برگرداند؟

همیشه گفته‌ام تلویزیون مخاطب خودش را دارد و همچنان جذاب‌ترین رسانه دیداری در جهان و کشور خودمان است. آمارهای فضای مجازی درباره دیده شدن و دنبال‌کننده درصد کمی از جامعه را نشان می‌دهد. وقتی جمعیت کشور حدود ۹۰ میلیون نفر است، بیش از ۸۰ میلیون نفر در شهرستان‌ها زندگی می‌کنند و برای بسیاری از آنها تلویزیون جایگاه ویژه‌ای دارد. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم تلویزیون ریزش مخاطب داشته است. مثل غذای خانه و غذای بیرون است؛ وقتی بچه‌ها به غذای بیرون عادت کنند، غذای خانه جذابیتش را از دست می‌دهد، در حالی که غذای خانگی سالم‌تر و مطمئن‌تر است. برخی برنامه‌های پلتفرم‌ها و فضای مجازی فقط به دنبال جذاب شدن هستند و اهمیتی به اثرات آن بر مخاطب نمی‌دهند. حتی در کشورهای دیگر، نشان دادن مصرف مواد مخدر، دخانیات یا روابط زن و مرد با توجه به گروه سنی محدود می‌شود، اما در ایران این توجه کمتر است و همین باعث آسیب به کودکان و نوجوانان می‌شود. آسیبی که این دست محصولات دارند، بسیار فراتر از بعد سرگرم‌کننده آن‌هاست. همیشه یادتان باشد پنیر مجانی در تله موش است. هر چیزی که می‌بینید الزاما به اطلاعات شما اضافه نمی‌کند. من که تحصیلاتم در زمینه آموزش هنر به کودکان است و خودم هم پدر هستم، معتقدم رسانه ملی امن‌ترین، سالم‌ترین و جذاب‌ترین رسانه دیداری و شنیداری برای خانواده‌هاست.

 

◉ به عنوان کسی که سال‌ها در برنامه‌های خانوادگی، کودک و اجتماعی کار کرده‌اید، امروز خانواده ایرانی را چطور می‌بینید؟

خانواده ایرانی همچنان الگوی تمام خانواده‌های دنیاست. این حرف من نیست، بلکه تجربه‌ای است که در سفرهای کاری و زندگی حرفه‌ای‌ام در کشورهای مختلف به دست آورده‌ام. واقعا بسیاری از کسانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند، حسرت چنین خانواده‌هایی را می‌خورند. هنوز خانواده‌های زیادی هستند که دور هم جمع می‌شوند، در مشکلات مالی یکدیگر را کمک می‌کنند، برای ازدواج جوانان دست به دست هم می‌دهند و هرکس به توان خود یاری می‌رساند تا زندگی دیگری آغاز شود. چنین فرمولی در هیچ جای دنیا به این شکل وجود ندارد. خانواده ایرانی تاج سر تمام خانواده‌های جهان است و من شخصا افتخار می‌کنم عضو یک خانواده ایرانی هستم و ما درجه یک هستیم.

 

◉ شما شخصا به بازی‌های قدیمی مثل لی‌لی یا مارپله که مورد استفاده «همبازی» است علاقه دارید؟ فکر می‌کنید این بازی‌ها در دنیای امروز هنوز جذابیت دارند؟

قطعا این سبک بازی‌ها هنوز جذابیت دارند. نسل من با بازی‌هایی مثل گرگم به هوا، زو، هفت ‌سنگ، گل یا پوچ و… بزرگ شد. بسیاری از این بازی‌ها امروزه به شکل حرفه‌ای و حتی در لیگ‌ها برگزار می‌شوند. بازی‌هایی مثل اسم و فامیل، منچ، مارپله، مشاعره و… هنوز هم در خانه‌ها و جمع‌های دوستانه رایج هستند. اینکه ممکن است خود ما این بازی‌ها را کمتر ببینیم، دلیل نمی‌شود که وجود ندارند. اگر سری به فدراسیون ورزش‌های همگانی بزنید، می‌بینید چه لیگ‌ها و جشنواره‌هایی برای بازی‌های بومی و محلی برگزار می‌شود. این نشان می‌دهد این بازی‌ها همچنان جذاب و زنده هستند. پس چه خوب است که «همبازی» هم سراغ آن‌ها رفته است.

 

◉ همیشه خندان و پرانرژی هستید؛ بالاخره هر کسی در زندگی شخصی با چالش‌هایی روبه‌روست. راز این روحیه مثبت چیست؟

من همیشه تمام خودم را برای اجرای یک برنامه می‌گذارم و تضمین می‌کنم که برنامه برای بیننده جذاب باشد. حق ندارم هر اتفاقی که در زندگی شخصی‌ام می‌افتد، به مخاطب منتقل شود یا برنامه را تحت تاثیر قرار دهد. اگر از رسانه برای تسویه ‌حساب‌های شخصی استفاده کنم، دیگر برنامه‌ام جذابیتی نخواهد داشت. همیشه بر این باور هستم مردم دوست دارند ما را خندان ببینند. یادم هست در برنامه «نیمرخ» یکی از همکارانمان در همان لوکیشن خودکشی کرد و جنازه او را پیدا کردیم. بعد از انتقال به پزشک قانونی، به ضبط برنامه ادامه دادیم. خدا می‌داند حال ما چقدر بد بود و چقدر دلمان نمی‌خواست برنامه را اجرا کنیم، اما چون باید به آنتن تلویزیون می‌رسید، این کار را انجام دادیم. به هر حال، این شغل ماست و یاد گرفته‌ام حرفه‌ای بودن یعنی حتی در سخت‌ترین شرایط هم مسئولیت نسبت به مخاطب را حفظ کنیم.

 

◉ در سال‌های اخیر کمتر در تلویزیون حضور داشته‌اید. این موضوع را ناشی از تغییر سیاست‌های کلان صدا و سیما می‌دانید یا تصمیم شخصی خودتان بوده است؟

من در این سال‌ها در فیلم و سریال‌های مختلف حضور داشتم، در پلتفرم‌ها کار کردم و روی صحنه تئاتر بودم. الان هم بیشتر نقاشی می‌کشم و سفر می‌روم. بعد از سی سال کار کردن طبیعی است کمی کم‌کار شوم تا جوان‌ترها هم فرصت دیده شدن داشته باشند. هیچ شکایتی هم ندارم. مدیران در طول این سال‌ها یکسری بایدها و نبایدها داشتند؛ گاهی گفته می‌شد باید بروی، گاهی گفته می‌شد نباید بروی. ما بسیاری از برنامه‌هایی را اجرا کردیم که عده‌ای از پذیرش آن‌ها ابا داشتند. همین باعث شد از نگاه برخی، مجری حکومتی شناخته شویم، ولی الان خود مدیران سازمان هم ما را گردن نمی‌گیرند و ترجیح می‌دهند سراغ کسانی بروند که برای جامعه و حتی صدا و سیما هزینه داشتند! من هیچ مشکلی با حضور چهره‌های جدید ندارم و حتی اگر گفته شود، دیگر با صدا و سیما همکاری نمی‌کنم و گله‌ای ندارم. باز هم تاکید می‌کنم صدا و سیما ارثیه پدری من نبوده است و نیست. اگر جایی مفید باشم، کار می‌کنم؛ اگر دعوت نشوم هم مشکلی ندارم. به نظرم معیارها باید شفاف باشد و هرکسی به یک شکل گزینش نشود. من هم ادعای بی‌خطایی ندارم و پر از خطا هستم، اما به قول معروف «گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هر آنکه هست گیرند» چه بهتر در این زمینه‌ها عدالت رعایت شود و گزینشی عمل نشود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *